محمدرضا شجریان و منتقدانش - مصائب اسطوره شدن [و اسطوره بودن] اسطوره شدن در دنیای امروز کار دشواری است چرا که عصر اساطیر اگر نگوییم به پایان رسیده لااقل در نشیب افول است. چه بسیاری که به مرز اسطوره شدن نزدیک میشوند ولی در قفای ابرهای فراموشی پنهان از دیده آیندگان خواهند ماند. تابیدن در شب پرستاره ایران که نه فقط ستاره که به قدر کفایت ماه دارد، جهد و ممارستی عظیم میطلبد و در این عرصه اهل کام و ناز را راه نیست.
اسطوره شدن البته عوالم خاص خود را دارد. از نظر برخی حتی قهر اسطورهها هم لطف اندود و زهرشان هم شکرآمیز است و از منظر برخی دیگر به هنرمندی آنها نیز باید شک کرد. آنها منتقدان دائمیهستند که راه و بیراه نقد میکنند. به حس نوستالژیک یک ملت از شنیدن آهنگی خرده میگیرند و آن را به پای اسطورهها میگذارند و حتی فراتر از آن سر در زندگی شخصی افراد میکنند و معیار سنجش هنر را شخصیت افراد قرار میدهند.
استاد محمد رضا شجریان خسرو موسیقی و آواز
محمدرضا شجریان یک اسطوره است. فارغ از اینکه تا چه حد مشتاق موسیقی ایرانی باشیم بی بدیلی او در این حوزه حقیقت است هر چند برخی حمل مجاز میکنند. آشنایی وی با پنهانترین زوایای موسیقی ایرانی و ارتقای آواز به آنچه باید دوره مابعد شجریان نام نهاد از دید خبرگان موسیقی انکارناشدنی است. اما منظور در این سیاهه پرداختن به دانش و فضل شجریان نیست. حتی آنچه وی را تبدیل به اسطوره کرده نیز مورد بحث نیست بلکه موضوع اصلی نگاه غیرحرفه یی و حسدآمیز به استاد آواز ایران است.
هر آنچه اسباب بلاست در عرصه هنر ایرانی از این واژه نامیمون «هنرمند مردمی» است که به واقع هرگز معلوم نخواهد شد از دهان کدام یک از ابا و اجداد ما خارج شده که اینچنین بر تارک هنر و فرهنگ ما نشسته است. هنرمند مردمیکه اغلب به انضمام «خاک پای مردم» و «به عشق مردم» و این نوع درویش مسلکیها و تنزه طلبیهای رندانه به پیوست نام هنرمند میآید در واقع مایه و پایه این سوءتفاهمات را ایجاد کرده است. از دید عوام و بلکه خواص «هنرمند مردمی» یعنی آنکه از مسند اصول حرفه یی خود برخیزد و باب دل مردم که گرایش غریبی به ابتذال دارند حرکت کند. هنرمند خاک پای مردم یعنی آنکه مثلاً کنسرت مجانی برگزار کند و به قوت لایموت خود بسازد. «مخلص مردم» بودن یعنی اینکه هنرمند برنیاشوبد اگر مردم جایگاه وی را نشناسند.
بعضیها آنقدر بزرگ میشوند که ما کنار سرو قامتشان احساس حقارت میکنیم. نفس خویشتن دوست آدمیاغلب این رابطه را معکوس میکند نتیجتاً حکم به تفرعن بزرگان میدهد. ما عادت کرده ایم که بزرگان آنقدر فروتنی کنند که ما فراموش کنیم تمامیزندگی را به فکر خور و خواب بهتر بوده ایم و توشه یی از معرفت نیندوخته ایم. ما خو کرده ایم به اینکه «صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهانه». علاوه بر اینکه از صراحت و بی پرده سخن گفتن بیزاریم. شرط ادب نیست که اگر توانایی و استعدادی داریم به روشنی و بی مبالغه و تفاخر از آن صحبت کنیم. باید همیشه آنچه داریم را کتمان کنیم.از عجایب روزگار است که همه چیز را وارونه درک میکنیم. این هنرمند نیست که باید مردمیشود بلکه این مردم اند که اگر لااقل هنرمند نمیشوند باید هنرمندپرور شوند. روزی که هنرمند بر اساس میل و خواسته مردم حرکت کند به ورطه اضمحلال نزدیک میشود. این مردم هستند که باید دنباله رو هنرمند باشند نه بالعکس.بعضی دوستداران شجریان نیز مقام وی را چنان به اوصاف عالی میآرایند که باید حق داد از طرف دیگرانی که با اقبال روبه رو نیستند رشک برانگیز شود.هالههای تقدسی که دور او میتنند و مجال بحث و گفت وگو را جز به تایید و تحسین از او بر نمیتابند چه بسا خود فتنه انگیز است.
اگر پایمان را از این دیوار مستحکم تنیده دور خودمان بیرون بگذاریم خواهیم دید که در کشورهای دیگر نه مردم با هنرمندان عهد اخوت بسته اند و با دلیل و بی دلیل آنها را موصوف به صفت «استاد» میکنند وهالههای تقدس به دورشان میپیچند و نه هنرمندان معیارهای خود را به خواست مردم تنزل میدهند. همه جایگاه خود را میدانند. هنرمند کالای هنری عرضه میکند و مخاطب براساس سلیقه اش بهای آن را میپردازد. برای مخاطب ارزش آن کالای فرهنگی اهمیت دارد و هر روز سر در کار هنرمند نمیکند که چقدر ثروت دارد و چرا مثلاً بهای بلیت کنسرتش این همه گران است.
شجریان نیز هنرمند است. پس تنها چیزی که از او باید طلب کنیم موسیقی خوب است. اینکه وی اخلاق خوبی دارد یا نه، ثروتمند است یا خیر، بیشتر فضولی است که ما به آن پیرایههای زیبایی از درویشی و سجایای عارفانه و اخلاق و مرام سخاوتمندانه میزنیم. حق شجریان است که قدر ببیند و هر کجا میرود بر صدر نشیند چون یک هنرمند حرفه یی است که از این مرز هم گذشته و وارد دنیای اسطورهها شده است. با کم و زیاد دنیای سفله پرور ساخته و دم برنیاورده و آواز ایرانی را وارد عرصه جدیدی کرده است. ستاره قطبی آسمان موسیقی ایران شده است که معیار ارزشمند موسیقی با او سنجیده میشود. پس اگر وی در عوالم هنرمندانه خود انتظار ارج و قرب بیشتری داشته باشد چیزی به گزاف نخواسته است. حال اگر ما او را به چوب طعنه برانیم بی انصافی است که اگر انگشت شمار هنرمندانی باشند که این روزها فخر ایران زمین اند یکی شان هم اوست.
روزنامهی اعتماد - شمارهی ۱۷۲۷
حمیدرضا ابراهیمزاده
ویرایش مجدد: وبسایت شجریانیها
[شناسه: ۵۳۲] رضايي
چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۷
۰
آفرين
[شناسه: ۵۷۵] sam.nariman
جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۵
۰
سایت بسیار با شکوهی دارید.لطفا در مورد البوم "گنبد مینا" هم معرفی صورت گیرد.
شجریانیها:
پاسخ: بسيار ممنون از اظهار لطف شما دوست عزيز .
بخش بررسي اثار استاد شجريان به مرور در حال تكميل شدن است .
با سپاس
امتیازدهی به مطالب و کامنتها
امکان رأیدهی کاربران به کامنتهای بازدیدکنندگان و مطالب نوشتهشده در «شجریانیها» فراهم شد. بهزودی امکان رأیدهی به بخشهای دیگر سایت نیز اضافه خواهد شد. نظرات و پیشنهادهای شما برای بهترشدن وضعیت، کمک بزرگی به ما خواهد بود. ادامه »