Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۵۹  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران


نگاهي به كنسرت گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان
گام‌های «دستان» در راه «نوگرایی»

هفته‌ی گذشته، به دلیل مشکل به‌وجود آمده در وب‌سایت «شجریانی‌ها» نتوانستیم گزارش اختصاصی کاملی از  کنسرت گروه دستان و همایون شجریان را منتشر کنیم. اکنون پس از گذشت چند روز از آخرین شب اجرای این کنسرت و با توجه به تعداد زیاد گزارش‌های خبری که در وبلاگ‌ها٬خبرگزاری‌ها و سایت‌های مختلف منتشر شده انتشار گزارش اختصاصی «شجریانی‌ها» چندان توجیه‌پذیر به‌نظر نمی‌آید ...

در کنار این اکثر گزارش‌هایی که در این چند روزه منتشر شده‌ است صرفاً وجه خبری داشته‌اند و کمتر  به تحلیل آن‌چه در این کنسرت دیده و شنیده شد پرداخته‌اند.

سخن اول:
کنسرت همایون شجریان و گروه دستان همچون سایر کنسرت‌های موسیقی و اغلب فعالیت‌های فرهنگی در این سال‌ها موجب شد هرچه بیشتر و بهتر از غرض‌ورزی‌ها و کوتاه بینی‌ها آگاه شویم و بدانیم بعد از گذشت هزاران سال از دوران جاهلیت، همچنان هستند انسانهایی ٬ فروخفته در تاریکی و نادانی .  دانستیم در این سال‌ها در سرزمین تمدن و پارسایی کوته‌فکری بیداد می‌کند. دانستیم در عصر پیشرفت و گشادگی فکر هنوز چه بندهای کهنه‌ای است بر دست و پای عده‌ای؛ عده‌ای که متأسفانه از تصمیم‌گیران در عرصه‌ی فرهنگ و موسیقی کشور هستند. دانستیم افرادی که فریاد عشق وطن سر می‌دهند چه کاهلانه از فرهنگ پاک این سرزمین کینه بر دل گرفته‌اند و  حکایت‌شان حکایت "آن کس که نداند که نداند" گشته است!

اینکه در اجرای برنامه توسط یک گروه  موسیقی اصیل کارشکنی می‌شود را سال‌هاست که شاهدیم. این‌ها از دست چه کسانی برمی‌آید؟ با چه افکاری؟ با چه دیدی نسبت به فرهنگ و هنر؟ با چه اعتقاداتی؟

خوشحالیم که این بار این کارشکنی‌ها موجب نیمه‌کاره ماندن اجراها نشد و چه علاقه مندان موسیقی و چه اجراکنندگانش تا آخرین گام پیشرفتند و کار را به پایان رساندند. { پ 1}

سخن دوم:
چه قبل و چه بعد از این کنسرت اغلب سخن‌ها و بحث‌ها در مورد همایون شجریان بوده است. شباهت‌ها و تفاوت‌های او با پدر؛ نگاه او به شیوه‌ی آوازی؛ نقش آواز و تصنیف در نظر او؛ استقلالش از استاد شجریان. واژگانی که شاید بیشتر جنبه‌‌های رسانه‌ای دارند و کمتر شامل محتوا و درون‌مایه‌ی باارزشی هستند. آن‌چه در این کنسرت شاهد بودم همان سخنی‌ست که همایون شجریان در مصاحبه‌هایشان به آن اشاره کرده بودند.

فرزندی و شاگردی شجریان و از سوی دیگر شباهت حنجره با پدر موجب می‌گردد شباهت‌هایی ناگزیر وجود داشته باشند که خوش‌آیند و مورد توجه نیز به نظر می‌آیند. امّا تلاش همایون برای ارائه‌ی کار متفاوت در شیوه‌ی خوانندگی در نگاه کلّی به این کنسرت نمود داشت. این که در بین خوانندگان جوان موسیقی آوازی ایران اکنون همایون شجریان بیشترین تلاش را برای ارائه‌ی کار جدید دارد انکارناپذیر است. این موضوع نباید با تلاش همایون برای شبیهِ پدر نبودن یک موضوع واحد تلقی شود. تلاش برای شجریان نبودن آن‌چیزی است که بسیاری در این سال‌ها آزموده‌اند و بی‌نتیجه مانده‌اند. تلاش برای شجریان نبودن و همچون شجریان نخواندن پاک کردن صورت مسأله است و تلاش برای ارائه‌ی کاری که تا به حال توسط شجریان و دیگران ارائه نشده حل مساله.
بنابراین می‌توان گفت تمام انگیزه‌ی همایون برای تلاش بی‌وقفه در ارائه‌ی کار موسیقی، خلق و  یا شکفته‌سازی سایر زمینه‌های موسیقی ایرانی است که تاکنون دست نخورده مانده‌اند. چه در آواز و چه در تصنیف. در هردوی آن‌ها همچنان زمینه‌هایی برای ارائه‌ی کارهای نو وجود دارد.

تلاش برای شبیه شجریان نخواندن است که عده‌ای راه حلش خوانده‌اند و سعی در عملی کردنش داشته‌اند. در حالی‌که که این طرز فکر موجب درجا زدن و عدم موفقیت در ارائه‌ی کار جدید توسط این افراد شده است.  تنها راه موجود در این زمینه تلاش برای جست‌و‌جو و تحقیق در میان شیوه‌های قبلی و بهره‌گیری از زوایای کمرنگ اما مهم و ارزشمند آن‌ها و ‌‌ترکیب تمام نکات بارز شیوه‌های گوناگون است که تنها با علم و اشراف کامل بر موسیقی آوازی و تلاش بی‌وقفه امکان‌پذیر خواهد بود. آن‌چیزی که سال‌ها پیش شجریان آن را آزمود و به نتیجه رسید. تلاش و ممارست برای ارائه‌ی کار جدید نسبت به آنچه در آن دوران ارائه می‌شد و برون شدن از بن‌بست‌ها و موانع و نه تلاش برای گریز از آن‌ها.

سخن سوم:
بحث عمده‌ی این نوشته در مورد شیوه‌ی کار و آهنگسازی دستان است.

شیوه‌ی نوین آهنگسازی؛ تنظیم‌های رنگارنگ و متنوع؛ سازبندی مشخص و ویژه؛ بهره جویی از سازهای متنوع کوبه‌ای؛ تلاش برای ساخت تصنیف با شیوه‌های تازه بر روی اشعار نو. تلاش برای  کم‌رنگ‌کردن تفکر خواننده‌سالاری نه با سخن و اعتراض لفظی بلکه با عمل و تلاش {پ 2} همگی از جملاتی است که در این سال‌ها برای معرفی خصوصیات ویژه‌ی شیوه‌ی کار گروه دستان استفاده می‌شوند.

در کنسرت اخیر گروه دستان نیز بیش از آثار دیگر این گروه با خوانندگان گوناگون شاهد این خصوصیات بودیم. تلاش برای شکستن سنت‌ها و بندها. آن‌چیزی که اغلب در شکستن وزن اشعار نیز نمود می‌یابد.

تلاش برای ادغام آواز و موسیقی ضربی و ارائه‌ی شیوه‌های نوین در اجرای ساز و آواز‌ها نیز از دیگر  نکات قابل توجه در شیوه‌ی کاری این گروه است.

تغیییر پیاپی ضرباهنگ در قطعات مختلف اعم از آوازی و بی‌کلام و تصنیف نیز در اجرای اخیر به وضوح نمایان بود.

همه‌ی این روش‌ها در کنار پیش زمینه‌ی فکری افراد این گروه برای تغییر شکل کلی در تصنیف‌ها و ایجاد فضایی متفاوت نسبت به آنچه در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به آنها پرداخته شده هدف اصلی گروه دستان را تشکیل می‌دهند.

اما آیا این گروه تا به حال و به ویژه در کنسرت اخیر به خوانندگی همایون شجریان به خوبی از عهده‌ی سنت‌شکنی و نوگرایی در ساخت تصنیف‌ها بر آمده است؟

آیا شکست وزن اصلی شعر و تغییر مداوم در ساختار صدادهی و ضرباهنگ تصانیف برای هر بیت و حتی هر مصراع روش مناسبی برای رسیدن به الگوهای تازه است؟

آیا می‌توانیم امیدوار باشیم با بهره‌جویی از چنین روش‌هایی تصانیف ماندگار خلق شوند؟

سخن اصلی منتقدین این کنسرت اغلب حول همین نکته است. چرا تاکنون از دل این ساختار که حالا گروه‌هایی جز دستان هم بدان روی آورده‌اند تصانیف چندان ماندگاری بیرون نیامده است؟ چرا تصنیف‌هایی که ساخته می‌شوند ماندگاری چندانی در ذهن مخاطب ندارند؟

سؤالاتی از این دست در مورد شیوه‌های جدید تصنیف سازی به‌طور مداوم مطرح می‌شوند.

این شیوه‌های جدید علاوه بر گروه دستان در اجراهای اخیر گروهای بزرگی چون «عارف »و  « بازسازی شیدا »و  « آوا »و ...  نیز به چشم می‌خورد. در اغلب این تصنیف‌ها ضعف عدم ماندگاری آهنگ و به‌ویژه کلام تصنیف نمایان است.

قابل ذکر است پیش‌تر الگوهایی کلی از این روش را در همکاری استاد شجریان با استاد «حسین علیزاده » و «کیهان کلهر» در طول همکاری‌شان شاهد بودیم. این روش نوین ساخت و تنظیم در کلیه‌ی آثار خلق شده توسط این گروه طی فعالیت چند ساله‌ی آنها  نمایان است و در کنسرت «همنوا با بم» به اوج خود می‌رسد. هرچند تفاوت‌هایی بین آن و روش  «دستان» برای ساخت فضاهای تازه  به چشم می‌آید اما در کل شباهت‌های فراوانی میان آنها وجود دارد. اما «همنوا با بم» و روش تصنیف‌سازی علیزاده و کلهر بیش از آنچه اکنون توسط دستان ارائه می‌گردد پخته و قابلِ قبول بود که شاید تجربه‌ی بالا و تأمل بیشتر و نیز وابستگی بیشتر آن‌ها به چارچوب کلی موسیقی دستگاهی ایران عامل اصلی این تمایز است. در واقع می‌توان گفت تفکر نوگرایانه‌ی «حمید متبسم» از افرادی چون  «علیزاده» و حتی «فرج‌پوری» پررنگ‌تر و تند‌تر است.


عکس: خبرگزاری مــهـر

در خصوص تفاوت نسبی این تفکّر میان «متبسم» و «فرج‌پوری» بهترین مصداق ٬ تفاوت میان بخش‌های اوّل و دوم همین کنسرت اخیر است. شاهد بودیم ساخته‌های فرج‌پوری هرچند مطابق فرم کلی شیوه‌ی «دستان» بود اما بیش از آن‌‍چه توسط متبسم ارائه شد در چارچوب کلی «موسیقی دستگاهی ایران» و فضای ساده و روشن آن قرار داشت و شاید همین عامل موجب می‌شد بخش دوم کنسرت روان‌تر و قابل فهم‌تر باشد.

در مورد روشی که در کار  «دستان» و سایر گروه‌ها چون «عارف»، «شیدا »، « آوا » و ... که به‌‎تازگی به اجرای برنامه پرداخته‌اند با آن مواجه بوده‌ایم می‌توان چنین گفت:

شاید تغییرات بیش از حدِّ جمله‌بندی‌ها و استفاده از گونه‌های مختلف صدادهی یک ساز در حین اجرای یک تصنیف و تغییر مداوم ضرباهنگ موجب می‌شود ساختار کلی‌ای برای ثبت در ذهن شنونده وجود نداشته باشد چرا که هر قسمت از تصنیف دارای ریتم و ساختار مخصوص خود است.
همین عامل موجب می شود، مخاطب در زمان شنیدن تصنیف فرصت کافی برای دقت بر شعر و تمرکز لازم بر روی مفهوم کلام را نداشته باشد و دائماً برای عقب نماندن از ساختار متفاوت و رنگارنگ تصنیف تلاش کند.

با رجوع به تصنیف‌های ساخته شده در ده‌های شصت و هفتاد و یا پیش‌تر می‌توان نمونه‌هایی را یافت که با اینکه ریتم متنوع و ساختار غیر یکنواختی دارند اما پس از یک بار شنیده شدن در ذهن ماندگار می‌شوند. 
در تصنیفی همچون  «صبح است ساقیا » از آلبوم دستان ساخته‌ی پرویز مشکاتیان، آهنگساز با بهره گیری از ساختار مناسب و متنوع هرگز از یک چارچوب کلی خارج نمی‌شود و با تأکید بر کلام به مانایی اثر کمک می‌کند. از همین دست‌اند تصنیف‌هایی چون «سپیده»، «یاد باد»، «آستان جانان»، «سروچمان»، «بی‌همزبان» ، « یاد ایام » و ... در همه‌ی این موارد شعر از مانایی شگفت‌انگیزی برخوردار است.

اما نکته اینجاست که سازندگان همین آثار یاد شده در کنسرت‌های اخیر خود در سال‌های اخیر از همان راه و روش دستان برای نوگرایی استفاده می‌کنند. برای مثال در کنسرت پرویز مشکاتیان و گروه عارف به خوانندگی حمیدرضا نوربخش تصنیف‌های  «گون» و یا «ققنوس» نمونه‌ی بارز این مدّعاست. همین‌طور تصنیف «وطنم ایران» ساخته‌ی اخیر محمّدرضا  لطفی که در کنسرت اخیرشان هم اجرا شد  و تا حدی بیان‌گر همین شیوه‌های تحول در شکل تصانیف است.

آیا سازندگان آثاری چون «آستان جانان»٬ «سپیده»٬ «بی همزبان» و ... قادر نیستند تصنیف‌هایی با ساختار آثار گذشته‌شان را خلق کنند؟  آیا شرایط و مقتضیات زمانه مانع این امر می‌شود؟

در نظر نگارنده هیچ کدام از دلایل بالا قانع‌کننده و درست به حساب نمی‌آیند. به نظر می‌آید اساتیدی چون لطفی٬ مشکاتیان٬ علیزاده و شجریان و ... قصد تکرار آثار گذشته را ندارند. به نظر می‌آید این اساتید تحمل مشکلات ابتدایی راه بلند تصنیف‌سازی نوین را به ساخت تصانیف با ساختار گذشته - که زین پس تکرار به‌حساب می‌آیند -‌ترجیح داده و آماده‌اند در این گام‌های نخستین نوعی دیگر از گونه‌ی  مشکلاتی که برای نیما در ابتدای راه خلق شعر نو به وجود آمد را به جان بخرند و تلاش کنند راهی تازه و شیوه‌ی نوین در تصنیف‌سازی موسیقی ایرانی به وجود آورند .

آن چیزی که موسیقی اصیل ایران در این دوره سخت بدان محتاج است همین ایجاد روزنه‌های تازه برای گسترش زمینه‌های مختلف بالقوه و نهفته در جان آن است.

بیرون آمدن از ساختار‌هایی که سال‌ها تکرار شده‌اند و رونمایی از زمینه‌هایی جدید موسیقی ایرانی همان‌قدر که با ارزش و قابل قدردانی است با مشکلات مختلفی همراه خواهد بود.

عده‌ای در درون بدنه‌ی موسیقی ایرانی وجود دارند که هرگز حاضر به پذیرش تغیییر و نوگرایی نیستند. حتی گاهی این تلاش‌ها برای بهبود وضعیت موسیقی ایرانی را کودکانه و از روی ناتوانی می‌دانند. در هر زمینه‌ای همواره افراد محافظه‌کار و سنت‌گرا وجود دارند که با هر بارقه‌ی نوگرایی فریاد مخالفت سر میدهند و از خیانت به گذشتگان صحبت می‌کنند. درحالی‌که این سنت‌شکنی‌ها در ادامه‌ی راه بزرگان موسیقی ایرانی چون «عارف قزوینی»  و «ابولحسن صبا» ست .

همانطور که بعدها نمایان شد تلاش« نیما » و رهروانش همچون «سهراب» و «اخوان» راهی را گشود که در امتداد مسیر حافظ و مولانا و سعدی قرار می‌گرفت.

موسیقی ایرانی باید جریان پیدا کند. ماندن در محفظه‌ای معین و تکراری موجب از بین رفتن آن خواهد شد. باید روزنه‌هایی را یافت و مسیر‌های جدید را طی کرد هر چند در ابتدا با مشکلات و موانعی همراه باشند.

تلاش دستان برای ارائه‌ی کار جدید در این سالها آغاز تلاش همه‌ی فعالان این عرصه برای گشودن مسیرهای دست نخورده و تازه در موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. قطعاً ضعف‌هایی در آثار خلق شده توسط این گروه به‌خصوص در اجرای اخیر وجود دارند که شاید ناشی از شتاب‌زدگی در پیمودن گام‌های ابتدایی مسیر نوگرایی باشد. قطعاً اعضای «دستان» و سایر اساتید از این ضعف‌ها آگاه‌اند و بی‌شک به مرور به برطرف کردن آن‌ها برمی‌آیند.

در پایان:
باید گفت ... به عنوان مخاطبان موسیقی فاخر ایرانی باید بپذیریم تکرار و ادامه‌ی عینی شیوه‌ی تصنیف‌سازی بزرگانی چون «عارف»، «خرم»، «بدیعی»، «خالقی»، «نی‌داوود» و ... علاوه بر اینکه زین پس چندان مورد توجه قرار نخواهد گرفت می‌تواند موجب واماندگی و درجازدن موسیقی‌ای گردد که در حال حاضر نوآوری مهم‌ترین نیاز آن است.

 پی‌نوشت‌ها:
۱ــ 
توسط وب‌سایت رسمی شرکت دل‌آوز نامه‌ی پوزش همایون شجریان و اعضای گروه دستان از علاقه‌مندانی که در شب‌های سوم و چهارم کنسرت در سالن حضور داشته‌اند به علت قطعی برق و مشکلات به وجود آمده منتشر شد.
بر همه‌ی ما پیداست  این مشکلات از کجا نشأت می‌گیرند و چه کسانی حقاً وظیفه‌ی عذرخواهی دارند. اما بزرگی و باهوشی همایون شجریان و «دستانیان» برای انتشار چنین نامه‌ای قابل تحسین و ستایش است.

۲ــ اکثر مخالفان خواننده‌سالاری در ایران تنها زبان اعتراض می‌گشایند و انتقاد می‌کنند. با عصبانیت از توجه بیش از حد رسانه‌ها و مردم به نقش خواننده می‌گویند و لفظاً معترض‌اند که چرا نقش مهم‌ترین بازیگر ارائه‌ی یک اثر موسیقیایی یعنی آهنگساز در نظر گرفته نمی‌شود. پرسش اینجاست که آیا با اعتراض و فغان و فریاد می‌شود این طرز فکر و این عادت را تغییر داد؟  تا به حال ندیده‌ام که اعضای دستان همچون سایرین از خواننده‌سالاری گله کنند. دستانیان بدون لفاظی و داد و فریاد و تنها با تلاش برای ارائه‌ی کار گروهی در سطح بالا  توانسته‌اند تا حد بسیار زیادی این مشکل را حل کنند و از شدت این طرز فکر بکاهند.



بازگشت    بالا




[شناسه: ۵۰۶] ali rezamahmoudi دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۴۵
 ۰   
عالی بود

[شناسه: ۵۰۷] ali rezamahmoudi دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۴۵
 ۰   
جامعو کامل
[شناسه: ۵۱۰] ali samadpour دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۲۲
 ۰   
نه جامع بود نه کامل و نه راهگشا.
بیشتر باید دقت کنید. اگر سبک تصنیف سازی قدما دیگر نزد مخاطبان طرفداری ندارد پس آن گل به‌سر عروس یالا مرغ سحر رو بخون یالای آخر کنسرت شجریان‌ها چیست؟
اگر دستان پیشرو بود اصلا خواننده را یا حذف می‌کرد یا شکلی به کار می‌گرفت که ته‌کار ۴۰۰۰ نفر دور باطل مرغ‌سحر را تکرار نکنند. و باز اگر آهنگسازان دستان پیشرو بودند تا حالا یک کار ساخته بودند که زمزمه‌ي حلق من و تو شده باشد. نه برادر احساساتی نشو دستان بین پدیده پاپ شدن و فاخر(از این تعبیر بیزارم) ماندن در حال دست و پا زدن است . 


شجریانی‌ها:

پاسخ: نظر شما محترم است دوست عزيز ...
سپاس

[شناسه: ۵۱۱] جواد یعقوبی دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۱۳
 ۰   
سلام...
با تشکر از آقای میرزایی عزیز...

ماه "میهمانی خداوند"و تهذیب نفس بر همه ی "شجریانی ها" مبارک باد...

"اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورنده‌ي "لــقمـه هاي راز" شـــد

لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي "خوان آسـمــاني" كن شـــتاب

جهد کن تا اين طلب افزون شود
تا دلت زين "چاه تن" بيرون رود..."
[شناسه: ۵۱۳] جواد یعقوبی دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۹
 -۱   
درود...
با سپاس مجدد از آقای میرزایی بابت وقتی که صرف این نوشته ی تحلیلی و ارزشمند نموده اند...
پس از گذشت چند روز از آخرین شب کنسرت گروه دستان ، علاقه مندانی چون این حقیر ، در وب سایت ها و وبلاگ ها گشت می زدیم تا مگر که نوشته ای به تحلیل و تجزیه عناصر قابل تامل و قابل نقد در اجرای گروه و نیز بررسی آواز "همایون شجریان" و یا بررسی آهنگسازی و تنظیم و گروه نوازی و باقی عناصری که شاکله ی موسیقی ایرانی را تشکیل می دهند ، بپردازد که متاسفانه همان طور که آقای میرزایی فرموده اند ، همه ی گزارش ها جنبه ی خبری و تبلیغاتی!!!داشته اند و نه تجزیه و تحلیل موسیقایی...
باری اینجانب هم با چکیده ی نوشته ی آقای میرزایی که همانا "عدم ماندگاری و مقبولیت عام قطعات و تصنیف های جدید ساخته شده توسط اساتید فن به رغم غنا و ارزش موسیقایی بالای این تصانیف " و نیز "عدم جذب شدن شنونده به "شعر" و معانی متعالی آن به واسطه ی رنگ آمیزی نوین و سردرگم کننده ی این آثار" موافقم ؛ البته منهای آوازها و تصنیف های ساخته و اجرا شده توسط استاد یگانه " محمد رضا شجریان" که در این مورد شخصا شاهد بوده ام که شنوندگان غیر حرفه ای و نیمه حرفه ای آثار استاد ، بیش از هر چیز متوجه اشعار آن شده و از زیبایی و تناسب اشعار خوانده شده لذت برده و آن را تحسین کرده اند...
باز هم چشم انتظار نوشته های تحلیلی دوستانمان آقایان "میرزایی" ، "کتولی" ، "سلطاندوست" ، "محمودیار" و "امیر و کاوه دل آواز" و نیز دیگر دوستان که نوشته هایشان برایمان ارزشمند است ، هستیم...
با تشکر...

[شناسه: ۵۱۹] سهند سلطاندوست (به جواد یعقوبی) سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۵
 ۰   
بالاخره نوشته‌های ما خبری - تبلیغاتی‌ست یا ارزشمند؟!
[شناسه: ۵۲۲] زیبا سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۵۱
 ۰   
می دونی البته با اینکه مرغ سحر درخواستی حاضران کنسرت بود اما می شد به جای اون قطعه ی دیگه ای اجرا می شد. یعنی از این نظر با نظر دهنده ی سوم موافقم. اما خوب دستان کار قشنگی انجام داد. البته آوردن شعر نو به موسیقی کاری نو نبود. ولی بهر حال ریتم آهنگ ها و آوازها خودش نمودی داشت از کار. اما با شما هم موافقم که گفتید جمله بندی های مختلف باعث می شه که شنونده کمتر بتونه تمرکز کنه.
بهر شکل از شما هم ممنونیم.

[شناسه: ۵۲۳] جواد یعقوبی(به سهند سلطاندوست) سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۷
 -۱   
ما خیلی مخلص داش سهند هم هستیم...مگه ما چند تا "سهند" داریم؟!!!...بنده قصد جسارت به محضر شما رو نداشتم؛ما که همیشه از مطالب وبلاگ وزین شما استفاده می کنیم...منظور ما کلی بود...
با ارادت فراون مخصوصا به داش "سهند"...
[شناسه: ۵۲۷] یکی از همراهان سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۳
 ۱   
جناب صمدپوراز کی متوجه شدید که صاحب‌نظری به این باادبی هستید یک وقت خدای‌ناکرده استعدادتان ناشکفته باقی نماند
آقای سلطاندوست عزیز و زحمت‌کش شما از کجا مطمئن هستید ایشان همان صمدپور گروه هم‌آوایان هستند وااااااااای اگر چنین است چرااااااا چرااااا بین اهالی موسیقی باید این حسادت‌ها باشد
آقای محمودیار بنده هم به کنسرت رفتم و بسیار لذت بردم نقد شما هم بد نبود شاید یک کم تند رفتید در کل من خودم نوگرایی را دوست دارم به شرط و شروطی : اینکه لحن‌های موسیقی غیر ایرانی وارد موسیقی ما نشود و از همان توانایی‌هایی که همیشه استاد می‌فرمایند به‌کار گرفته شود همان‌هایی که می‌گویند جا برای کار و گسترش در این موسیقی زیاد است و موسیقی ما این قابلیت‌ها را داراست
در این کنسرت تنها قسمتی که به نظر من مثبت نبود همان قسمت طولانی کوبه‌ای‌ها بود که زمان زیادش باعث شد دلچسبی‌اش کم شود و کمی هم در همین قسمت تم‌های هندی! شنیده شد که قابل پسند نبود
ای کاش این انتقاد ما تا قبل از تکثیر آلبوم به گوش گروه دستان برسد و ای کاش تجدید نظر بفرمایند


شجریانی‌ها:

پاسخ: سلام؛ البته این نقد را بنده (محمودیار) ننوشته‌ام و کار همکار و دوست گرامی، جناب آقای علی میرزایی‌ست.

[شناسه: ۵۳۳] ali samadpour چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۳
 ۰   
چرا باید نظر صریح من مایه تعجب باشد و چرا من باید به چیزی که از نظر من منزجر کننده است حسادت بورزم؟
من علی صمدپور هستم. عضو گروه هم‌آوایان و علاوه بر آن آهنگساز و نوازنده تار که نظرم را به آن شکل در بالا ابراز کرده‌ام.علاوه بر این بی‌ادبی به کسی در بالا نکرده‌ام اگر احساس اشمئزاز از بیماری اوتیسم که مخاطب موسیقی گرفتار آن است بی‌ادبی‌ست پوزش می‌خواهم.
باز هم می‌گویم و از گفته خود دلشادم : موسیقی ایرانی گرفتار تعلیق میان پدیده پاپ (به معنای بازاری‌اش) و پز روشنفکرانه شده‌است.
تیراژ کتاب در ایران وقتی جمعیت ۳۵ میلیون بود ۳۰۰۰ تا بود و حالا که ۸۰ میلیون است ۱۱۰۰ تا!
فکر نمی‌کنید بهتر است این بازی را تمام کنید؟ و به خاطر احترام به هنرمندانی که دوست‌شان داریم دست از تملق آلوده به دستمال و به دقت بادمجان چیدن دور بشقاب‌ها‌ي‌شان برداریم؟
افتخاری آن سال‌ها یادتان هست؟ امکان بالقوه‌ی داشتن یک خواننده تمام عیار بود که به‌خاطر نقد نشدن و مجیز شنیدن شد اینی که امروز شده‌است. گروه دستان هم امکان بالقوه‌ای هست که در ۳ کنسرت اخیرشان هر بار بهتر نبوده‌اند.(مثل خیلی گروه‌های دیگر و حتا گروه خودمان) اگر ارزیابی من از کنسرت بی خواننده‌ی دستان در ۴ سال پیش ارایه‌ی کاری با ارزش بود در کنسرت‌شان با سالار عقیلی ارزیابی من بی تاثیر و در کار با دوست گرامی‌ام همایون شجریان معمولی بود. از این که آب در خوابگاه می‌ریزم شرمنده!





شجریانی‌ها:

پاسخ: جناب صمد پور ممنون از حضور شما .
خوانندگان وبسايت " شجرياني ها " خود در مورد نقد و لحن نوشته ي شما اظهار نظر خواهند كرد .
آنچه بنده از آن مطلعم اين است كه لحن و شيوه ي نگارش يك موسيقيدان بايد متفاوت باشد از ...
[شناسه: ۵۳۹] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۸
 ۰   
نه آقا ‌، ‌ همایون نیازی به دوستانی چون شما گرامی! ندارد بیخود خودتان را به همایون نچسبانید

صفت خودتان را هم خودتان با قلمتان از یکی از سیفی‌جات انتخاب کردید که همان را برای همایون خواستید بچینید که ...

اگر هم نگران تصنیف‌سازی هستید وقتی خودتان تلاشی نمی‌کنید و چیزی نساختید که زمزمه‌ی ما شود پس به دیگران هم نتازید منطق نقد را رعایت کنید هم خوبی‌ها را ببینید و هم کاستی‌ها را همه‌ی ما متوجه این بحران هستیم ولی به کسی که نتواند تا بام بپرد و از همان ایوان هم نغمه‌ای بسراید و به روی حوض رجوع نکند بسنده می‌کنیم

در ضمن من دو شب در کنسرت حضور داشتم و از وقار نوازندگان بسیار لذت بردم در چهره‌ی هیچ کدامشان حتی برای لحظه‌ای غرور و خودپسندی نمایان نشد و هیچ کدام تکان‌های اضافه به بدن خود ندادند چون آنقدر هنرمند هستند که نیازی به اطوار چشم و ابرو و کمر ندارند
به نظر من متانت ایشان بسیار برای مخاطب جذاب بود


شجریانی‌ها:

پاسخ: بله. در مورد عبارت " دوست عزیزم همایون شجریان " خوانندگان قضاوت می کنند.

[شناسه: ۵۴۱] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۶
 ۰   
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
[شناسه: ۵۴۲] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱۹
 ۰   
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ تقدیم به شجریانی‌ها

[شناسه: ۵۴۳] آرام چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۲۰
 -۱   
آقای صمد پور برایتان متاسفم چه بی انصاف هستید
کار دستان با همایون معمولی بود؟؟
شما مثلا دوست همایون هستید؟؟؟
ولی این گونه به نظر نمی رسد


با تشکر از زحمات دوستان عزیز در وبسایت شجریانی ها
[شناسه: ۵۴۴] ali samadpour چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۲
 ۰   
جرآت نظر دادن را به همه بدهید. و بگذارید هرکس با هر ایده‌ای نظرش را بگوید. چه شما بشناسیدش چه نشناسیدش. اختناق را به فضای فرهنگی نکشانید. این دوست‌مان سهند سلطان دوست هم آتشش تند است خون جلوی چشمانش را گرفته است.
باشد ما خفه خون می‌گیریم و دیگر نظر نمی‌دهیم البته در اینجا.
اما دوستان عزیز جدی و جری‌شده با دیدن این لینک یک‌وقت خودکشی نکنند.
www.showqname.com


شجریانی‌ها:

پاسخ: دوست گرامی؛ همه اینجا آزادانه نظر می‌دهند. بدون تأیید نویسنده حداقل در این پست.
بنابراین شما آزادانه نظر داده‌اید . غیر از این است؟!
امّا شاید شرط اول برای بحث و نقد، رعایت اصول ادب و اخلاق باشد.

[شناسه: ۵۴۵] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۱۲
 ۰   
اووووووه خیلی وقته دیدیم خیلی هم خوب بود

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
[شناسه: ۵۴۷] دیگری چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵
 ۰   
خودتون بگید من گیجم بعد از اینکه پاسخ رو خوندم حذف کنید
البته ببخشید

[شناسه: ۵۴۸] دیگری چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳۱
 ۰   
به خاطر احترام به هنرمندانی که دوست‌شان داریم دست از تملق آلوده به د..... و به دقت بادمجان چیدن دور بشقاب‌ها‌ي‌شان برداریم
اینو می‌گید دیگه؟



شجریانی‌ها:

پاسخ: بله
[شناسه: ۵۵۰] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۵۱
 ۰   
سلام آقایان شجریانی‌های عزیز
اول شما متوجه نشدید روی سخنم با کیست الان من متوجه پاسخ539 شما نمی‌شوم
منظورتان منم؟؟


شجریانی‌ها:

پاسخ: خیر دوست عزیز .
اون چیزی که زیر نظر شما نگاشته بودم توضیحی بود در ارتباط با سطر نخست نوشته‌ی شما ...

[شناسه: ۵۵۱] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۵
 ۰   
ممنون که در مورد من فکر بدی نکردید اما یک مقدار حس می‌کنم برای دیگران این معنی را پیدا کند که منظورتان منم اگر دلخور نمی‌شوید پاسخ‌تان را یا حذف کنید یا جور دیگری بنویسید
مخلص شجریانی‌ها
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌
[شناسه: ۵۵۲] یکی از همراهان چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲۱
 ۰   
عشق و ارادت با آن چیزی که صمدپور گفته خیلی فرق دارد
افتخاری یکی هست مثل خودش
اگر با مجیز کسی خودش را به خاک می‌کشاند به خودش مربوط است چه بسا این قشر مجیز گو همیشه دور و بر بزرگان هم بوده‌اند اما آن‌ها با آگاهی و هشیاری خود واین که هدفشان مشخص بوده همواره بزرگ و جاودانه مانده‌اند
هدف : هنر برای تعالی نه برای شهرت

[شناسه: ۵۵۸] حسین ت پنج‌شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲
 ۰   
آخـــی نــــــــازی عزیزم نتونستی همه‌ی نظرت رو بگی
خیـــــــــلی خندیدم به این حرفت صمدپور انقدر که اشک چشمم سرازیر شد
جرآت نظر دادن را به همه بدهید. و بگذارید هرکس با هر ایده‌ای نظرش را بگوید،اختناق!! را به فضای فرهنگی نکشانید.

وقتی دوستانی که خودشان هم از وضع موسیقی انتقاد کردند به شما گفتند که ادب ندارید شما خود را تبرئه کردید که ادب داریدولی متانت و حیا را هم فراموش کردید
اگر هم هنوز کارهای گروه دستان برای کسی زمزمه نشده چون تا به حال با شجریان‌ها کار نکرده بودند ، از این پس چنین خواهد شد من از وقتی از کنسرت برگشتم مرتب تصنیف وطن را زمزمه می‌کنم
[شناسه: ۵۶۴] حسین ت پنج‌شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۲
 ۰   
صمدپور شوق‌نامه را دیر معرفی کردی ما پیش از این دیده بودیم

[شناسه: ۷۰۶] ایاز رزمجویی سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱:۲۲
 ۰   

خدمت هنرمند ارجمند علی صمد پور

من هم با ابراز نظر این چنینی از شما در اینجا مخالفم. گفتم "در اینجا" ، چون اینجا از عنوانش معلوم است که بیشتر مورد بازدید هواداران قرار می گیرد تا عموم .
و البته منهای مواردی که در مورد آخرین اثر دستان فرموده اید کاملاً موافق شما هستم. چون آخرین اثر دستان هنوز منتشر نشده است و سعادت حضور در کنسرت را هم نداشتم.

به هر حال این دستان کجا و دستان "بوی نوروز" و "سرو سیمین" کجا؟

به هر حال من هم به شدت از فضای تمسخر و توهین آمیزی که اینجا از سوی بعضی از دوستان ( مخصوصاً کسانی که در این وبلاگها مسئولیتهایی هم دارند ) بر علیه شما و کلاً افرادی که نظری متفاوت می دهند، متأثر و نگرانم.

جناب صمد پور! زمانی که کارهای گروه عبدالقادر مراغه ای به سرپرستی محمد رضا درویشی و خوانندگی همایون منتشر شود ( به عنوان قوی ترین اثری که همایون خوانندگی آنها را بر عهده داشته) و نام و نوای شما به عنوان یکی از اعضاء آن گروه به برکت نام همایون ! برای شما اعتبار و شهرتی فراهم کند! ، سپس به وبلاگهای هواداران سربزنید تا احتمالاً مورد تفقد دوستداران قرار گیرید. این که گفتم نمی دانم طنز بود و یا حقیقت، اما هر چه باشد، تلخ است.

و اما به دوستان گرامی: باور کنید این راهش نیست. یعنی در روزگاری که بعضی با 2سال کلاس رفتن، تدریس می کنند و گروه تشکیل می دهند، صمد پور که لااقل بنده از "راز نو" ایشان را می شناسم و همواره در گروههای "شمشال"،"هم آوایان"، "عبدالقادر مراغه ای" در کنار اساتید بوده و موثر بوده ، هنوز روحیه ی هنرجویی خود را حفظ می کند و ادعاهای آنچنانی نمی کند، آنگاه ما با حربه های تمسخر کردن و پروفسورش خواندن و حسودش نامیدن و ... قصد ساکت کردن او را داشته باشیم؟ اگر صمد پورها حق ندارند، پس چه کسی حق دارد؟ ادامه دارد
[شناسه: ۷۰۷] ایاز رزمجویی سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴۴
 ۰   
ادامه ...

چرا گمان نمی کنید بعضی ها از جمله صمد پور، تنها به موسیقی این دیار دل بسته اند و چک سفید امضا به هیچ خواننده و نوازنده ای نداده اند.

چرا گمان نمی کنید کسی هم از سر دلسوزی انتقاد کند و یا حتی مثل بهمن رجبی فحش هم بدهد؟

در پایان عرض کنم که حالا سیل اتهامات روانه ی بنده می شود و اگر چه لازم نیست علائق خود را بیان کنم، اما شاید مفید واقع شود:

1- بنده در تمام طول عمرم، بیش از 90 درصد از شجریان و علیزاده و مشکاتیان و لطفی شنیده ام. نه تنها نوارهای رسمی که حتی بیش از 150 نوار منتشر نشده و خصوصی از استاد شجریان، بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفته . بنابراین من نه جاسوسم و نه سؤ پیشینه دارم و نه اصلاً هنری دارم که بخواهم حسادت کنم .

2- از 8 - 9 سال پیش، تعصبی شدیدتر از موارد بالا را در مورد اساتید مورد علاقه به خرج می دادم و به افتخاری انتقاد می کردم که چنین می کند و چنان می کند. اما نتیجه چه شد؟ خلق آثاری است که مدام کنسرت داده می شود و منتشر می شود و یکبار و دوبار شنیده می شود و سپس دود می شود و هوا می رود. اینکه صمد پور می گوید در این سالها کدام نغمه بر لب و حنجره ی مردم نشسته و تکرار می شود؟ آیا سخن نادرستی است؟

با عرض پوزش





شجریانی‌ها:

پاسخ: دوست عزیز با سپاس از حضور شما. هرگز سیل اتهامات روانه‌ی جنابعالی نخواهد شد. شجریانی‌ها یک سایت موسیقیایی و بهتر بگویم هنری است و نه سیاسی یا حزبی. کسی هم قرار نیست فرد دیگری را متهم کند. هر کدام از دوستان می توانند آزادانه نظر خود را ثبت کنند تا دیگر خوانندگان اظهار نظر نمایند.
با تشکر فراوان از از اینکه لطف می کنید و برای اعلام نظرات خود در این سایت وقت صرف می کنید.
منتظر حضور مجدد شما هستیم .

[شناسه: ۷۱۳] ایاز رزمجویی سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۹
 ۰   

نکته:

در مطلب پیشین، گاهی کلمه ی "من" به عنوان "من نوعی" یا "امثال من" بکار رفته است.
[شناسه: ۷۵۰] صد حیف جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۸
 ۰   
ای صمدپور ها و ای رزمجویی ها
حیف از شما
صد حیف از شما
چرا اینجا می نویسید
من ده ها بار در این مکان هایی که یک عده متعصب کور اداره اش می کنند و یک عده از آن ها بدتر می خوانند نوشتم و جز فحش چیزی نشنیدم
مثل این است که شما بروید در وبلاگ هواداران افتخاری یا... بنویسی که این آقا چرا اینطور شده چه میشنوی؟ هیچ فرقی نمی کند تنها فرق این است که فضاحت اینها هنوز به حد فضاحت آن نرسیده
چرا اینجا می نویسید؟
حالا شما مدیر وبلاگ یا شما سهند جان فحش بده چون یک عده متعصب کور مثل خودت پشتت هستند.
فحش بده و مسخره کن که بقیه تایید می کنند! که می توانی!


شجریانی‌ها:

پاسخ: توهین‌های شما در همین چند خط می‌تواند نمایان فضاحت قلم شما و تقلیط مطالب باشد. امیدواریم بتوانید عبارت [b]«متعصب کور»[/b] را برای خوانندگان و مدیران این سایت به اثبات برسانید.

کل نظرات: ۲۷ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۰ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۰


اطلاعیه [آرشیو]

آغاز به‌کار بخش اخبار موسیقی
سرویس «دیگر اخبار موسیقی» در «شجریانی‌ها»، به‌طور آزمایشی آغاز به‌کار کرد.
در این بخش، اخباری از موسیقی ایران، هنرمندان و فعالیت‌های موسیقایی که در زمینه‌ی فعالیت‌های استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان نیست، قرار می‌گیرد.
فهرستی از آخرین ارسال‌های این سرویس را در صفحه‌ی اصلی مشاهده می‌کنید (+)
همچنین، برای پیگیری راحت‌تر اخبار می‌توانید از خروجی RSS ویژه‌ی این سرویس استفاده نمایید.
امید است تا با یاری شما بتوانیم محیطی پویا پیرامون موسیقی اصیل ایران را فراهم آوریم.
وب‌سایت شجریانی‌ها
ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما Simorq - A music project

درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

انجمن شجریانی‌ها

سالشمار نوین «شجریان»‌ها به دو زبان

مقاله‌های اخیر

ما برای وصل کردن آمدیم/ استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من استما برای وصل کردن آمدیم
استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من است

استاد محمدرضا شجریان در جریان برگزاری تور آمریکا و کانادای سال ۱۳۸۹ همراه با گروه «شهناز»، در نشستی صمیمی، چند دقیقه‌ای از گروه «شهناز»، مجید درخشانی، سرپرست گروه و سازهای ابداعی سخن گفتند.

در ادامه می‌توانید متن و فایل تصویری سخنان استاد را ببینید

ادامه »
معرفی امکانات و بخش‌های جدید «شجریانی‌ها»
«سیمرغ» درختی‌ست که میوه‌اش سهم جمع بزرگی‌ست
از غافلگیری در کنسرت پیش رو تا آرزوی همراهی مجدد با پدر
اگر دین ندارند، دستِ کم آزاده باشند
اصالت آری ؛ سنت نه
گفتاری از محمدرضا شجریان درباره‌ی استاد جلیل شهناز
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا

خبرهای اخیر

با ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:/ تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهربا ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:
تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهر

استاد مجید درخشانی، سرپرست گروه موسیقی «شهناز» با ارسال متنی برای وب‌سایت «شجریانی‌ها» انجام مصاحبه پیرامون برنامه‌های گروه شهناز با یکی از خبرگزاری‌ها را رد کردند. متن این یادداشت را در پی می‌خوانید...
ادامه »
فولدر ادعیه‌ی ماه مبارک رمضان
۱۵ مرداد؛ کنسرت استاد «محمدرضا شجریان» در فستیوال بیت‌الدین
استاد محمدرضا شجریان مهمان کنسرت «سیمرغ» [+ تصاویر]
نخستین شب پرواز سیمرغ به‌روایت تصویر
نخستین شب کنسرت همایون شجریان و ارکستر «سیمرغ»
کنسرت گروه «سیمرغ» با خوانندگی همایون شجریان در تهران
«شهبانگ» شجریان در کنسرت تهران
احتمال برگزاری کنسرت استاد شجریان همزمان با روز بزرگداشت حافظ در شیراز
پاییز امسال؛ برگزاری کنسرت‌های استاد «محمدرضا شجریان» در ایران
بازگشت استاد محمدرضا شجریان به ایران

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد