چند شبها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر
آری ... این دو اثر متعلق به خلیفه آواز ایران، استاد محمّد رضا شجریان میباشد. شاید اساتید دیگر هم ربّنا را خواندهاند، ولی به چه دلیل تنها این اثر استاد شجریان بود که ماندگار شد؟ پس با هم دلایلاش را مرور میکنیم.
چند دقیقه دیگر اذان مغرب است. سفره افطاری پهن شده و برکتاش خانه را فرا گرفته. سراغ رادیو میروم. هر موجی را که جستجو میکنم آوازی غریب میشنوم. آوازی که سازی همراهاش نیست. مگر میشود آواز باشد و ساز نباشد؟ چرا این آواز اینقدر دلنشین است. چه صدای عارفانهای.
لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی کن شتاب
اشک در چشمانم جمع میشود. مو بر بدنم سیخ میشود. توان نگه داشتن رادیو را ندارم. به دیاری دیگر رفتهام. با اوج آواز اوج میگیرم.
طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن
گوییکه پرواز کردهام. آواز تمام شد. ای کاش دوباره تکرار میشد. چقدر زیبا و دلنشین بود. در همین فکر بودم که دوباره مناجاتی آغاز شد. صدا آشنا بود. انگار دوباره خودش بود.
چه میخواند؟ او این حنجره را از کجا آورده است. با شنیدن هر ربّنا بغضم میگیرد. او دارد دین خود را ادا میکند. او با خواندن این مناجات از خدا به خاطر دادن چنین حنجره ای تشکر میکند. او چه قدرشناس است. دوست ندارم این مناجات تمام شود. خشکم زده است. توان حرکت ندارم. هر لحظه صدایاش زیباتر میشود. هر لحظه نوایاش آشناتر میشود. ربّنا تمام شد. من ماندم با این حس غریب. آیا فردا دوباره پخش میکند؟ به راستی او کیست؟ پرسوجو میکنم. میگویند او پادشاه موسیقی است. میگویند او پیر موسیقی است. میگویند او جان خود را در راه موسیقی گذاشته. میگویند صدایاش ماندگارترین صدای موسیقی ایرانیست. میگویند او خود را خاک پای مردم میداند. چه تواضعی. میگویند نامش محمّد رضا شجریان است. نامش بر دلم مینشیند. فردا دوباره میآید و من گوش جان میسپارم به نوایاش. فردا و فرداهای دیگر نیز میآید و من هر دفعه شوقم بیشتر میشود برای شنیدن این مناجات. بهراستی که صدایاش ماندگار است. و بهراستی این مناجات ماندگار است. ماندگار ...
بله ... این حس اکثر ما ایرانیهاست. شاید راز ماندگاری این دو اثر این باشد که استاد با تمام وجود میخواند. گویی استاد هم خودش نیست. گویی او هم پرواز کرده است. او هم حس و حالی غریب دارد. او هم به دیاری دیگر رفته است. این همان دلیلی است که این دو مناجات تا به امروز ماندگار مانده و تا قرنهای بعد هم ماندگار خواهد ماند.

اکنون سخنی از استاد شجریان در رابطه با ربّنا که در کتاب راز مانا درج گردیده است:
من ربنا را برای پخش نخوانده بودم، برای درس خواندم و یکی دو نفر از خوانندگان، آن را فراگرفتند و در استودیو ضبط کردیم. یک روز قبل از ماه رمضان نوار را دادم. بعد دیدم ربنا را با صدای خودم پخش کردند. تلفن زدم و گفتم چرا پخش کردید؟ گفتند: تبر از کمان در رفت! تیر ماه سال پنجاه و هشت ربّنا را خواندم. قبلاً ربنا را ذبیحی خوانده بود. گفتند حالا که انقلاب شده، بهتر است برنامهی ماه رمضان ما متناسب و همشأن انقلاب باشد.
سه الی چهار ماه من کلاس درس گذاشتم، ولی همه دعاها را خواندم. میرفتم داخل استودیو و میخواندم. بعد به شاگردان میگفتم: تو بخوان، و سپس صدای خودم را در میآوردم و صدای آنها را سر هم میکردم تا نوار شد. خیلی کار کردم.
نزدیک اذان مغرب است. من میروم تا باز هم این دو مناجات را گوش دهم. الهی که همیشه سالم بمانی استاد شجریان. بهتر است بگویم ماندگارترین صدای ایران. ماندگارترین ...
پینوشت:
۱ــ این متن توسط یکی از خوانندگان و همراهان همیشگی وبسایت ـــ خانم مرضیه ـــ ارسال شد. از ایشان بهخاطر مطلبشان و همراهیشان متشکریم.
۲ــ تصاویر مربوط این مطلب، از جلد آلبوم «بهیاد پدر» انتخاب شده است.
پس از تحریر:
دریافت مثنوی افشاری پیچ و قرائت ربنا توسط استاد شجریان