روی جلد این اثر، عکس محمدرضا شجریان و همایون شجریان قرار دارد. جلد نوار شباهتهایی به دو اثر قبلی شرکت دلآواز (بهیاد پدر ۱ و بهیاد پدر ۲) دارد و با وجودی که نام خوانندگان و نوازندگان در داخل جلد آلبوم بهطور کامل ذکر شده است ولی جای پرسش و البته تعجب است که چرا آثار اجرا شده در این اثر، بهصورت کامل و متمایر ذکر نشده است و تنها به ذکر نام تصانیف و آهنگسازانشان و پیشدرآمد و رنگ اشاره شده و به آوازهایی که اشعار آن متعلق به «حافظ» یا «سعدی»ست اشارهای نشده است.
استاد محمدرضا شجریان دربارهی «همایون» گفته است: «از چند سال پیش سعی کردم با پسرم همایون آواز کار کنم. اول دیدم که صدایش به درد آواز نمیخورد ولی من که آدم لجبازی هستم و هر چیزی را صد بار امتحان میکنم تا به نتیجهی دلخواه برسم، دربارهی همایون هم همین کار را کردم. اینبار با او تکنیک آواز را کار کردم و صدای او خواستهی من نتیجهبخش بود.» ۱
در این اثر، میتوان به نوعی علاقهی محمدرضا شجریان به ساز تنبک را دید. تکنوازی تنبک شجریانِ پسر در این اثر، و تنبکنوازی در آثار قبلی چون «آسمان عشق»، «یاد ایام»، «گنبد مینا»، «رسوای دل»، «شب وصل»، «معمای هستی» و «آرام جان» و ... نمونههایی از این علاقه میتواند باشد.
با نگاهی گذرا به این اثر، حضور عامل آهنگساز و آهنگسازی بسیار ضروری بهنظر میآید. جدای آنکه بازخوانی تصنیفهای قدیمی بهنوبهی خود کاری بجاست. ۲
همنوایان:
محمد فیروزی: بربت (سرپرست گروه)
سعید فرجپوری: کمانچه
بهزاد فروهری: نی
بهروز همتی: تار
جواد بطحائی: سنتور
همایون شجریان: تنبک و کمانچهآلتو
در ادامه، اشعار و گوشههای آوازی این آلبوم را میتوانید ملاحظه کنید.
اشعار تصنیفها:
تصنیف شب وصل
به شب وصلت جانا دیوانه شدم
به شمع رویت جانا پروانه شدم
به مه روی تو [من] جانا حیران و ماتم
ز غم عشق تو شد جانا صبر و ثباتم
به حال من نگر دلبر دلبر زار و نزارم جانا زار و نزارم
شیدای توام تاج سرم بیا بسرم
رسوای توام چشمترم بنشین ببرم
عاشقم کردی جانا دلم را بردی
به زلف سر کجت دلبر دلبر گم شده دلم جانا گم شده دام
تصنیف قدیمی: ز دست محبوب
ز دست محبوب ندانم چون کنم
وز هجر رویش دیده جیحون کنم
یارم چو شمع محفل است
دیدن رویش مشکل است
سرو مرا پا در گل است
بر خط و خارش مایل است
یار من دلدار من کمتر تو جفا کن
یادی آخر تو ز ما کن
تصنیف آهنگ وفا
با دلشدگان جور و جفا تا به کی آخر [حبیب من]
آهنگ وفاترک جفا کن بهر خدا کن
ز دست یارم چهها کشیدم
بجز جفایش وفا ندیدم
نه همزبانی که یک زمانی
ز من بپرسد غم نهانی
آهنگ وفقاترک جفا کن
تصنیف قدیمی ز من نگارم 3
ز من نگارم [حبیبم] خبر نداد
به حال زارم [حبیبم] نظر ندارد
خبر ندارم من از دل خود [حبیبم]
دل من از من خبر ندارد
کجا رود دل [حبیبم آخ] که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد
امان از این عشق [حبیب من آی] فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد
همه سیاهی همه تاهی
[حبیب من آی]
مگر شب ما سحر ندارد
جز انتظار و جز استقامت [حبیبم]
وطن علاج دگر ندارد
بهار مضطر منال و دیگر
که آه و زاری اثر ندارد
اشعار و گوشههای آوازی آلبوم:
۱ــ
۱. هـشـیار کسی باید کهز عشق بپرهیزد
وین طـــبـــع که من دارم با عقل نیامیزد
[درآمد گشایش]
۲. آن کس که دلی دارد آراســـتهی معنی
گر هر دو جهان باشد در پــای یکی ریزد
[گشایش]
۳. گر سیل عشق عقاب آید شوریده نیندیشید
ور تـیــر بــلا بــارد دیــوانـــــــــــــه نپرهیــزد
[داد با اشاره به حصار ماهور]
۴. آخر نه مــنــــــــم تــنـها در بادیهی ســـودا
عشق لــــــب شـیرینت بس شور برانگیزد
[خاوران و فرود به گشایش و ماهور]
۵. بیبخت چه فن سازم تا برخورم از وصلت
بیمایه زبون باشد هر چند که بســتـــیزد
[بیات لر]
۶. فضل است اگرم خوانی، عدل است اگرم رانـی
قدر تو نــــــداند آنکه از زجر تو بگریـــــــــــــــزد
[گوشهی دشتی]
۷. تا دل به تو پیوستم راه همه دربستـــــم
جایی که تو بنشینی بس فتنه که برخیزد
[نهیب، خاوران و فرود به گشایش، جملهی دوم بیات لر]
۸. سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی در دامنت آویـــــزد
[فرود بستهنگار به ماهور]
۲ــ
۱. خوشا دلی که مدام از پی نظر نـرود
به هر درش که بخوانند بیخبر نرود
[دلکش]
۲. سواد دیدهی غمدیدهام به اشک مشوی
که نقش خال توام هرگز از نظـر رود
[جملهی اول قرچه]
۳. دلا مباش چنین هرزه گرد و هر جایی
که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نـــرود
[رضوی و جامهدران]
۴. تو کز مکارم اخلاق عالمی دگــــــری
وفای عهد من از خاطرات به در نرود
[جامهدران و فرود به شور]
۵. سیاهنامهتر از خود کسی نمیبینـــــــــم
چه گونه چون قلمم دود دل به سر نرود
[حجاز]
۶. بیار باده و اول به دست حافـــــــــظ ده!
به شرط آنکه ز مجلس سخن به در نرود
[دلکش و فرود به ماهور]
۳ــ
۱. گرم باز آمدی محبوب سیم اندام ســــنگین دل
گل از خارم برآوردی و خار از پا و پا از گِل
[درآمد راک]
۲. اَیا باد سحرگاهی! اگر این شب روز میخواهی
از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمــــــــل
[کرشمهی راک]
۳. گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من
بگیرند آستینِ من که دست از دامنش بگسـل
[صفیر راک]
۴. ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانــــا
که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
[راک عبدالله]
۵. ز عقل اندیشهها زاید که مردم را بفرســـــاید
گرت آسودگی باید برو عاشق شو ای عاقل!
[گشایش و فرود به ماهور]
منابع:
۱ــ بخشهایی از بندهای اولیهی متن از کتاب «لطیفهی نهانی»
۲ــ گوشههای آوازی به نقل از کتاب «هزار گلخانه آواز»
پینوشت:
1ــ متن نوشته توسط استاد شجریان در جلد اثر «خلوت گزیده»
2ــ کمااینکه برخی از آثار و تصنیفهای قدیمی استاد شجریان نیز مجدداً در کنسرتها در حال اجراست. از این قبیل تصنیفها میتوان به تصنیف «سرو چمان» و تصنیف «پیام نسیم» اشاره کرد.
3ــ تصنیف ز من نگارم اواخر عهد قاجار برای اوضاع و احوال آن زمان سروده شده است.