نغمه سر کن؛ مگو که زمستان است! ◊ دکتر علیرضا مجیدی
نویسندهی وبگاه «یک پزشــک»
ای خنیاگر همایون مثنویهای دلتنگی که آواز شورانگیزت، آرام جان ِ خلوت گزیدگان است...
ای نغمهگر بیدادهای روزگار که چشمهی نوش ِ ساز صدایت آهنگ وفای بیدلان است...
ای دستان شیرینلهجه که از دولت عشق، تحریرهای دلنشینت راز دل به آستان جانان میبرد و در خیال، چهره به چهرهی حقیقت مینشاند...
ایترنم دلربای باران در شب، سکوت و کویر که شاهبیت غزلهایت جان عشاق را به یاد ایام دلنوازی دوست زنده میکند. در شب وصل که شور و ماهورت، سرّ عشق باز میگوید، از سوی دل مجنون، دود عود برمیخیزد و هر سراندازی که در پی گشودن معمای هستی است، رسوای دل میکند...
ای مطرب ساز عاشقان، این روزها که دلشدگان، زیر گنبد مینا در انتظار پیام نسیم مهرورزیاند، و جان جان دلدادگان، چشم به راه سرو چمان بهار بهروزی است، مگو که زمستان است! نغمهیی سر کن از انتظار دل تا با رشتهی پیوند مهر به سپیده، آرزوها چشم بگشاید و همنوا با حنجرهی آتشین تو محبوب را بخوانیم که بیتو بهسر نمیشود و باقی را عشق داند...
[شناسه: ۷۷۹] علی میرزایی
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۵۰
۰
با سپاس فراوان از جناب دکتر مجیدی به خاطر نگارش چنین متن زیبا و هنرمندانه ای ، کمال تشکر را از ایشان دارم .
[شناسه: ۸۴۴] امیر پیشداد
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۲
۰
مرسی مرسی
[شناسه: ۸۴۶] زهر شیرین
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۵۴
۰
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای ........چقدر این متن قشنگه ......خیلی دوست داشتم ....عالی بود .
[شناسه: ۸۴۸] پوران
چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵
۰
با سلام متن بسیار شیوا و زیبایی بود از آندسته متن هایی که بسیار دلنشینست و بسیار میپسندم.موفق و پیروز باشید
میلاد استاد یگانه آواز ایرانی فرخنده باد .
[شناسه: ۸۷۷] hilda
پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۹:۵۲
۰
faghat mitoonam begam binahayat ziba bood,ziba,ziba va ziba