Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


زادروز استاد آواز ایران ● ۶
شجریان، شجریان است
◊ دکتر نعمت احمدی * حقوق‌دان و وکیل دادگستری من شجریان را دوست دارم، تو شجریان را دوست داری، او شجریان را دوست دارد، ما شجریان را دوست داریم، ایران شجریان را دوست دارد، چون استقبال از کنسرت‌هایش این را می‌گوید. اما آنانی که شجریان را دوست ندارند، نمی‌گویم ایران را دوست ندارند، لابد دوست دارند، چون کسی که فارسی صحبت کند، نمی‌تواند ایران را دوست نداشته باشد. کسانی شجریان را دوست ندارند که مثلاً بلیت کنسرت او را به‌راحتی بلیت جشنواره‌ی فجر به‌دست نمی‌آوردد؛ اما از جشنواره با همه‌ی خوب و بدش به‌نیکی یاد می‌کنند. راه دوری نمی‌روم، از هم‌صنفی خود «جواد طوسی» می‌گویم. او بلیت همه‌ی جشنواره‌های سینمایی را در دست دارد و بفهمی نفهمی به این و آن هم کادو می‌دهد! ـ البته ما که ندیدیم ـ چون بلیت کنسرت استادِ آواز ایران را هدیه‌اش ندادند، قلم را به راهی کشاند که من به همه‌ی قضاوت‌های این چند ساله‌اش که اتفاقاً خوشنام است، شک کردم. او چند اسم از‌ترانه‌های استاد را ردیف کرد. اطمینان دارم، فرزند و نوه و نتیجه و نبیره و هر کس که بعد از ما فارسی را چون شکر بداند و بخواند، هزاران بار این تصنیف‌ها را در نبود من و طوسی و زبانم لال شجریان می‌شنود و به‌ترنمی عاشقانه، دل به زیبایی شعر و موسیقی فارسی و آواز همیشه ماندگار شجریان می‌بندد که با شیر آمده و با شیره‌ی جان می‌رود. بی‌انصافی است «بیداد» استاد را که همه «داد» است به سخره بگیریم که مثلاً آنلاین نبودیم و بلیت به ما نرسید! اگر حال و حسی است که هست، بگذار در خلوت خود عاشقانه به‌ترنم بنشینیم و دیگرانی که تازه راز و رمز صوت داودی استاد را کشف کرده‌اند و از هم‌سن و سالان من و جواد طوسی آنلاین‌تر هستند در ردیف‌های جلو، صدای آسمانی داود همه‌ی دوران‌ها را در صحنه ببینند. نگارنده که استاد می‌داند شیدای صدای اویم، برای رفتن به همه‌ی کنسرت‌هایش پیش‌قدم بودم؛ اما مشتاقی و مستی را از دیگرانی که عاشق‌تر بودند، دیدم. حتی بلیتی که با زحمت و بی‌خواب شبانه به‌دست آورده بودم به آن جوان شهرستانی دادم که با همه‌ی سحرخیزی به بلیت نرسید، وقتی که لقمه‌یی نان خشک از کوله‌پشتی که اتاق خواب و آشپزخانه و بانک و لباس سفر و حضرش بود بیرون آورد تا رفع گرسنگی کند و نم اشکی که «این بار هم نشد؛ خدا کند پس‌اندازم دو سه روزی همراهی‌ام کند تا پشت دیوارهای بلند سالن کنسرت صدای استاد را حس کنم و شاید دورادور او را ببینم»... وقتی بلیت را به او دادم، همه‌ی پولش را جلویم گرفت که بلیت رفتن دارم و لقمه‌یی نان هم در کوله‌پشتی. گفتم این بلیت، هدیه است، برو استاد را ببین. گویی جیحون از سیمای مظلومش جاری بود. در ناباوری به من نگاه کرد که از او دور می‌شدم، من با بی‌خوابی‌ام او را به سالن فرستادم تا از پشت ده‌ها ردیف صندلی، استاد را حس کند و هنوز از فلان شهر غرب ایران به من زنگ می‌زند که شب‌ها با کنسرت استاد به خواب می‌روم و روزها اشعار تصنیف‌های او را زمزمه می‌کنم. من از جواد طوسی، اویی که به قضاوتش ایمان دارم، گله‌مندم که بابی را گشوده تا دیگران «مرغ سحر» را و همیشه مرغ سحر خواندن استاد را در پایان هر کنسرت به سخره بگیرند. لابد استاد از اینکه همه‌ی شنوندگان در پایان برنامه، مرغ سحر را می‌طلبند به هر دلیل، شاید برگزار نشدن دوباره‌ی کنسرت، به زبانی دیگر ناراحت باشد. اما مرغ سحر حکایت پرغصه‌ی دیروز و امروز و فرداست، زیرا دیگر «مرتضی‌خان نی‌داود» و «ملک‌الشعرای بهار» کنار هم نمی‌نشینند تا شعر و آهنگی بسرایند و جای مرغ سحر را پر کند. سخن آخر اینکه؛ بزرگش نخوانند اهل هنر که نام بزرگان به زشتی برد * روزنامه‌ی «اعتماد»، شماره‌ی ۱۷۱۹، سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷، صفحه‌ی آخر (با تلخیص

بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۷۷۱] حسین.قدوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱:۴
احسنت به شما دکتر واقعا جوانمردی را به حد اعلا رساندید
و امشب اشک مرا هم درآوردید
خدا حفظتان کند
 

 
[شناسه: ۷۸۹] غريبهدوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۴
خيلي خوبه.فقط اگه ميشه نسخه كامل وي‍ژه نامه بصورت PDF را روي سايت قراردهيد.
 

 
[شناسه: ۸۰۸] ب.ا.سه‌شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۶
درود بر شما
 

 
[شناسه: ۸۴۳] امیر پیشدادچهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۱
خیلی زیبا و دلنشین بود....
واقعا سپاسگذارم
 

 
[شناسه: ۹۴۸] معتمديیک‌شنبه ۷ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۲۲:۳
بسيار عالي و بي نظير بود اصلا اين از ويزگي هاي استاد است كه هرجا اسمي از ايشان باشد آنجا گلستان است.
 

 
[شناسه: ۳۴۹۰] هرمزدوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱
مرا عهديست با جانان كه تا جان در بدن دارم
هواداران كويش را چو جان خويشتن دارم
متشكرم
 



اطلاعیه [آرشیو]


جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها
بیا، بنشین، بگو بشنو سخن...
کتاب الکترونیکی معرفی آلبوم «رندان مست»
ربّنا أَفرغ علینا صبراً
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...
استاد محمدرضا شجریان: خواسته‌ام صدایم صدای سروش‌های وجدان خاک و مردمم باشد
من به پریشان‌گویی تو افتخار می‌کنم!
تالارهایی که سالن همایش است!
چشمه‌ی نوش
علی جهاندار از تکنیک یکتای استاد شجریان می‌گوید

خبرهای اخیر
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان
نگارش جدید فهرست جامع آثار و اشعار اجراشده‌ی استاد محمدرضا شجریان
گزارش تصویری از تمرین استاد شجریان و گروه شهناز پیش از کنسرت
استاد محمدرضا شجریان: با افتخار در مراسم گرامیداشت مولانا به‌روی صحنه می‌رویم
توضیحاتی در رابطه با سامانه‌ی فروش بلیت کنسرت
استاد «محمدرضا شجریان» نامزد بهترین صدای تاریخ/ برای ثبت رأی حتماً ۵ نفر را انتخاب کنید

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

با پشتیبانی و حمایت: شرکت تجارت الکترونیکی فرامین
طراحی صفحه‌ی اول: گروه گرافیکی نقطه‌چین
این سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد شجریان تهیه‌شده و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد.
بازنشر مطالب این سایت به‌صورت کاغدی با ذکر نام و در سایت‌ها با درج لینک رواست