Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران


پرونده‌ی کنسرت پاییز استاد شجریان ● ۲
بنال‌هان کزین پرده کار ما به نواست...
□ علی میرزایی نویسنده‌ی وب‌گاه «شجریانی‌ها» و وبلاگ «نوای سیاوش» همه‌ی آن‌هایی که با صدای استاد زندگی کرده‌اند، می‌دانند. طعم خوش یک شب روبه‌روی استاد نشستن و سرمست شدن از صدای او را می‌دانند. حس خنک نگریستن به ناز لبخندش را می‌فهمند. چین و چروک‌ها و خطوط صورت‌اش که حالا آرام‌آرام بیشتر و بیشتر نمایان می‌شوند را راهی می‌یابند که پیموده تا اکنون همچون سه‌دهه‌ی گذشته به‌تنهایی بر قله‌ی آواز ایرانی بایستد. چین و چروک‌هایی که برای دوست‌دارانش یادآور شعبده‌بازی‌های او در «نوا» و «بیداد» و «جان عشاق» و «جام تهی» و … است. فضای‌ میان تماشاگران کنسرت‌های شجریان علاوه بر آن‌که حس یک‌د‌لی و یگانگی را فریاد می‌زند، بیان‌گر هزاران حرف است. هزاران نغمه. هر کدام از آن‌هایی که می‌آیند تا صدای استاد را از نزدیک بشنوند، تک‌تک سخن‌ها دارند برای گفتن. می‌خواهند از خاطره‌ی شب‌هایی بگویند که با اوج و فرودهای صدایش خفته‌اند و روزگارانی که با شکایت نوای نای او سپری نموده‌اند. شکایتی که هر چند تند و تیز و برّاست، سرشار از امید می‌شود، آن‌گاه که استاد بر کلام مرادش حافظ با شور و اطمینان می‌خواند: دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت / ‌دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور این‌بار اما شاهد زیبایی‌هایی بودیم که سال‌های سال خاطره‌ی خوش این روزهای پرشور دل‌دادگی را برای‌مان زنده ‌نگاه ‌می‌دارد. شجریان با تمام شهرت و اعتبارش آن‌چنان آرام و به‌دور از حاشیه، نتیجه‌ی سال‌ها تلاش و تحقیق خود را در مقابل دوست‌داران‌اش رونمایی کرد که باز هم‌چون همیشه وقار و بزرگی‌اش را بی‌آنکه بخواهد به رخ کشید. این خصلت همه‌ی انسان‌های بزرگ است که نه‌تنها کارهای بزرگ را بدون‌‌های و هوی به انجام می‌رسانند؛ بلکه پس از رسیدن به هدف، هرگز تمایلی به بزرگ‌نمایی و تلاش برای اثبات بزرگی خویش ندارند. نوای «صراحی»، همان هنر ذهن و دستان استاد هنگامی‌که با نوای خوش نی عندلیبی بر تاروپود وجود آواز خراسانی از دل برآمده‌اش می‌نشست، او را به دیار پدری می‌برد و به روزگارانی که در روستایی در دل کویر پاک، در کسوت معلمی و در تنگنای فشارهای گوناگون، اشتیاق تجربه‌‌ی ساخت ساز را داشت و روح و جان ما را با «یاد ایام» به «آستان جانان» می‌کشانید. به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم / بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم عزیزون از غم و درد جدایی / به چشمونم نمونده روشنایی «بم‌ساز» او نیز آن‌چنان که خودش از جست‌و‌جو برای یافتن سیم‌های مناسب طی‌سال‌ها می‌گوید، مرا هم‌چون همه‌ی دوست‌داران‌اش به‌یاد خاطرات مشیری می‌اندازد که شجریان چگونه برای یافتن فلان پرنده‌ی کمیاب تلاش می‌کرد و چه‌طور از برای عشق به موسیقی ایرانی برای یافتن چوب مناسب تا اعماق جنگل‌های اصفهان پیش می‌رفت و با چه مشقتی گوش خود را به صفحات خش‌دار گرامافون می‌چسباند تا مگر با تمرین و تکرار روزی بر فراز موسیقی سرزمینش بایستد. الحق استاد درست می‌گوید که اگر قرار باشد همه‌ی بزرگان بنشینند و هم‌چون سال‌های دور با هم همکاری کنند، امید و راهی برای جوانان باقی نمی‌ماند. در آن صورت باید برای جوانانی که در ابتدای راه‌اند، دل سوزاند که بزرگان موسیقی این سرزمین حاضر نیستند در کنار آن‌ها کار کنند و از تجربیات خود سیراب‌شان سازند. اما شجریان هم‌چون سایر بزرگان موسیقی، این سال‌ها در کنار جوانان، امید فرداهای خوش را در دل‌ها زنده‌ می‌کند. «شهناز» روز‌به‌روز بهتر و بهتر می‌شود. استاد هم به‌تازگی گفته‌اند که برای کار با این گروه برنامه‌ها دارند. در اجرای اخیر، شاهد هماهنگی بیشتری نسبت به کنسرت تابستان بودیم. شتاب‌زدگی و احتیاط بسیار کمتر به چشم می‌آمد و اشتیاق بالعکس. آواز شجریان اما خود صحبت دیگری است. وصف اوج‌ها و بم‌خوانی‌های استاد در این اجرا در این سن و سال در زبان نمی‌گنجد. همچون سال‌های دهه‌ی ۶۰ استاد توانا بود. اوج‌های‌اش دستِ‌کمی از اوج‌های نوا نداشت و در بم‌خوانی هم‌چنان ثابت کرد که سال‌های سال می‌تواند برای دوست‌داران مشتاق‌اش بخواند و سیراب‌شان سازد. آوازخوانی او در بخش نخست برنامه در دستگاه شور جداً که شورانگیز بود و باز هم‌چون همیشه انتخاب دقیق و تأمل‌برانگیز شعر، تمام حاضران را به‌وجد می‌آورد: اگر چه باده فرح‌بخش و باد گل‌بیز است / به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است این ساز و آواز بر شعر پرهیاهوی حافظ، زمانی به اوج رسید که شجریان با اوج صدای خود با سوز و گداز می‌خواند: در آستیــن مـرقــع پیـالــه پنهـــان کـن / که هم‌چو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است تصنیف پیام نسیم از ساخته‌های زیبای استاد که هر بار با شنیدنش به‌یاد اجرای زیبای «هاروارد» با نوای نی «عندلیبی» و تار «پیرنیاکان» می‌افتیم، این‌بار نیز زیبا اجرا شد و خاطره‌مان را به سال‌های پیشین پرواز داد. مطابق صحبت یکی از دوستان، به‌راستی که بخش اول برنامه خود یک کنسرت کامل بود. بهترین آوازها هر چند با جواب‌های آن‌چنان استادانه‌یی همراه نمی‌شدند؛ اما در کنار تصانیف و یک چهارمضراب زیبا که بیانگر اوج هماهنگی «شهنازیان» بود؛ طعم خوش تصنیف‌سازی شجریان را به شنونده می‌چشاند. طعم «پیام نسیم» و یادگاران دیگر همان سال‌های پایانی دهه‌ی ۶۰: «سروچمان»، «بی‌همزبان» و «دل‌مجنون». اما از ساز و آوازهای این بخش به‌سادگی نمی‌توان گذر کرد. به‌جز آواز خراسانی که جمعیت حاضر را تحت‌تأثیر قرار داده بود و آن‌طور که در میانه‌ی کنسرت می‌شنیدم، تحسین همگان را برانگیخته بود، ساز و آواز دشتی بر شعر حافظ با مطلع «راهی‌ست راه عشق که هیچ‌اش کناره نیست / آن‌جا جز آن‌که جان بسپارند چاره نیست» زمانی‌که به میانه می‌رسید، آن‌چنان زیبا و قوی اجرا می‌شد که تحسین درخشانی و عندلیبی را بر‌می‌انگیخت تا دائم با حرکات سر نشان دهند تا چه اندازه تحت تأثیر توانایی‌های شجریان قرار گرفته‌اند. ما را ز منع عقل مترسان و می بیار / کان شحنه در ولایت ما هیچ‌کاره نیست اما این‌بار نیز هم‌چون بسیاری از مواقع، یک مثنوی زیبا از مولانا با صداسازی خاصی که همواره شجریان برای اجرای مثنوی‌ها انجام می‌دهد، همراه شد تا شاید استاد از این طریق با صدایی بلند به بیان آن‌چه در دل دارد بپردازد: رفت عمرم در سر سودای دل / وز غم دل نیستم پروای دل خواب شب بر چشم خود کردم حرام / تا ببینم صبح‌دم سیمای دل لب ببند ایرا به گردون می‌رسد / بی‌زبان هی‌های دل، هی‌های دل به جرئت می‌گویم بخش نخست کنسرت استاد آواز ایران، به‌ویژه در بخش آوازها، بازگشتی بود به سالیان دور. استاد در اجرای تک‌تک ابیات تمرکز و دقت وصف‌ناپذیری به خرج می‌داد و نتیجه آن می‌شد که در هنگام اجرای این قطعات، کل جمعیت حاضر، در سکوت کامل به نوای شگفت‌انگیزش گوش جان بسپارند و آرزوی شرکت مجدد در این‌چنین برنامه‌هایی و دیدار دوباره‌ی استاد را در سر بپرورانند. به‌راستی راز ماندگاری آوازهای شجریان چیست؟ در بخش دوم، تک‌تک اعضای گروه شهناز فرصت تکنوازی یافتند. سینا جهان‌آبادی و رامین صفایی الحق که بهترین تکنوازان شهناز بودند. جواب‌ آواز‌های نسبتاً بلند و قوی، خود وسیله‌یی می‌شد برای پرواز استاد و به‌حق که شجریان یک‌بار دیگر طعم وصف‌ناپذیر آوازش را به دوست‌داران‌اش چشاند. بخش دوم کنسرت با تکنوازی رامین صفایی با «بم‌ساز» آغاز شد تا حاضرین برای اولین بار صدای سنتور ساخت استاد شجریان را بشنوند. قطعاً منظور اصلی طراحی و ساخت این ساز، جبران کمبود صدای بم در میان سازهای ضربه‌یی موسیقی ایرانی بوده است. رنگ صدایی متفاوت و قابلیت‌های ویژه‌ی این ساز در همان تکنوازی ابتدایی صفایی نمایان شد. اما به گفته‌‌ی خود استاد شجریان این ساز هنوز نقص‌هایی دارد و در صورت برطرف‌شدن آن‌ها، می‌توان از آن در اجراهای گروهی نیز بهره‌مند شد. ایراد بم‌ساز بلند بودن زمان انعکاس صدای نت‌ها و به‌قول خود استاد «کند بودن حرکت فرکانس‌های بم» در آن است که خود مانعی برای ریزنوازی و در نتیجه گروه‌نوازی می‌شود که البته طبق گفته‌ی استاد قرار است با طراحی پدال، این مشکل برطرف شود. پیش‌درآمد زیبا و نیز چهارمضرابی که در بخش پایانی کنسرت اجرا شد، هر دو از آثار خوش‌ساخت درخشانی بودند و هریک سهم ویژه‌یی در روان‌سازی و آزادی فکر شنونده برای شنیدن مابقی قطعات داشتند. اما از ساز و آواز همایون بر روی شعری از حافظ با مطلع «چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست / سخن‌شناس نه‌ای دلبرا خطا اینجاست» می‌توان به‌عنوان یکی دیگر از نقاط درخشان این کنسرت یاد کرد. آواز شجریان در ابتدا با صدای سنتور صفایی همراه شد و بعد از آن در میانه با کمانچه‌ی جهان‌آبادی طعم زیبای دیگری یافت. در میانه‌ی این بخش تصنیف «چشم یاری» از ساخته‌های شجریان اجرا شد تا ایشان بار دیگر توانایی‌های صدای‌شان را به رخ بکشند. آن‌جا که با جستی اعجاب‌برانگیز در میانه‌ی بیت «شیوه‌ی چشمت فریب جنگ داشت / ما ندانستیم و صلح انگاشتیم» به پرده‌های بالایی می‌رسید و مابقی بیت را در اوج می‌خواند. اما نکته‌یی که در مورد آواز بر شعری از سعدی با مطلع «گفتم آهن‌دلی کنم چندی / ندهم دل به هیچ دلبندی» باید به آن اشاره کرد، دقت و موشکافی استاد آواز بر ادای صحیح کلمات در جهت القای معنای درست شعر است. در بیت نهم از این غزل عارفانه، استاد با تأکیدی بجا و ظریف بر واژه‌ی «خداوندی» برای بیان درست مفهوم شعر تلاش می‌کردند. درواقع تأکید بر بخش دوم این کلمه باعث می‌شد شنونده به درک بهتری از مفهوم شعر دست یابد و دریابد که «خداوندی» به لحاظ نقش دستوری همان نقش کلمه‌ی «بنده‌یی» مصرع اول را دارد. چه کند بنده‌ای که از دل و جان / نکند خدمت خداوندی هم‌چون اغلب کنسرت‌ها، زمانی که نوبت به اجرای غزلیات طربناک مولانا می‌رسد، رنگ تازه‌یی بر فضای حاکم ریخته‌ می‌شود. تصنیف زیبای «رندان مست» با تنظیم تحسین‌برانگیز درخشانی پایان‌دهنده‌ی کنسرت پاییزه‌ی شجریان با «شهنازیان» بود و همخوانی «مژگان شجریان» و سایر اعضای گروه، خود موجب جلوگیری از یک‌نواختی و یک‌رنگی تصنیف می‌شد. آن‌جا که تمام گروه یک‌صدا می‌خواندند: «رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند». نکته‌ی دیگر آنکه از تک‌نوازی‌های دف و تمبک هم نمی‌توان چشم‌پوشی کرد. رضایی‌نیا نوازنده‌ی جوان و دوست‌داشتنی گروه «شهناز» که چندسالی‌ست با استاد شجریان همکاری می‌کند به‌هنگام تکنوازی‌ها غوغا به‌پا می‌کرد و هم این خود عاملی می‌شد تا شنونده برای شنیدن و لذت بردن اشتیاق بیشتری داشته باشد. وقار وی زمانی‌که با شور وصف‌ناپذیر او در‌می‌آمیخت، لبخند رضایت را بر لب‌های استاد و سایر اعضای گروه می‌نشاند. تکنوازی سه‌تار «مژگان شجریان» و رباب «مهدی امینی» و قانون «سحر ابراهیم» هر یک در نوع خود تحسین‌برانگیز و وجدآور بودند. اما هیچ‌کس راضی نمی‌شود بدون شنیدن ناله‌های «مرغ سحر» استاد سالن را‌ترک کند. این‌بار نیز جمعیت یک‌صدا مرغ سحر خواستند و استاد هم پذیرفتند و با هم‌خوانی مژگان شجریان شاهد یکی از زیباترین مرغ سحرها بودیم. به امید آنکه باز نیز در کنسرت‌های استاد آواز ایران گرد هم آییم و از نوای آسمانی او و همراهان‌اش صفحه‌ی دل بیارایی

بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۱۲۸۳] علیرضا..بی همگانجمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۲
غزلیات مولوی را استادان زیادی تصحیح کرده‏اند..امیدوارم یادتان نرفته باشد.
 

 
[شناسه: ۱۲۸۶] علیرضا.بی همگانشنبه ۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۱۶
یار رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان....

شجریانی‌ها:

پاسخ: سیمرغ بلورین برای مؤدب‌ترین وبلاگ‌نویس موسیقی اهدا می‌شود بـــه...

علیرضا محمودی!

تبریک می‌گوییم قربان! می‌شود احساس‌تان را برای ما و بینندگان بیان فرمایید؟ [به‌جز حسادت البته]
 



اطلاعیه [آرشیو]


جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها
بیا، بنشین، بگو بشنو سخن...
کتاب الکترونیکی معرفی آلبوم «رندان مست»
ربّنا أَفرغ علینا صبراً
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...
استاد محمدرضا شجریان: خواسته‌ام صدایم صدای سروش‌های وجدان خاک و مردمم باشد
من به پریشان‌گویی تو افتخار می‌کنم!
تالارهایی که سالن همایش است!
چشمه‌ی نوش
علی جهاندار از تکنیک یکتای استاد شجریان می‌گوید

خبرهای اخیر
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان
نگارش جدید فهرست جامع آثار و اشعار اجراشده‌ی استاد محمدرضا شجریان
گزارش تصویری از تمرین استاد شجریان و گروه شهناز پیش از کنسرت
استاد محمدرضا شجریان: با افتخار در مراسم گرامیداشت مولانا به‌روی صحنه می‌رویم
توضیحاتی در رابطه با سامانه‌ی فروش بلیت کنسرت
استاد «محمدرضا شجریان» نامزد بهترین صدای تاریخ/ برای ثبت رأی حتماً ۵ نفر را انتخاب کنید

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

با پشتیبانی و حمایت: شرکت تجارت الکترونیکی فرامین
طراحی صفحه‌ی اول: گروه گرافیکی نقطه‌چین
این سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد شجریان تهیه‌شده و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد.
بازنشر مطالب این سایت به‌صورت کاغدی با ذکر نام و در سایت‌ها با درج لینک رواست