حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت □ زینب عطارزاده
نویسندهی مهمان «شجریانیها»
سالیان سال است که نوای روحنواز و آرامشبخش شجریان بر جان و روان خیل میلیونی طرفداراناش مینشیند و با تلاشهای بیدریغ، اجراهای بینظیر و تعهد والا نسبت به هنر و اجتماعاش، بر همگان ثابت نموده است که تا چه اندازه هنر ملیاش را پاس میدارد و برای زنده نگاه داشتن این میراث پاک و روشن و بر فراز ماندن پرچماش، چگونه جانفشانی میکند و بهراستی که در آنچه «عیان» مینماید حاجتی به «بیان» نیست!
بدیهیست که در این عصر پردرد و دریغ، پاسخ به نیازهای عدیدهی مردم از جمله نیازهای فرهنگی و اجتماعیشان، کاری بس دشوار و جانفرساست که در این میان شجریان با دانش سرشارش از هنر شعر و موسیقی و تلفیق بجا و صحیح آنها و با ایجاد فضاهای ناب و بینظیر، همگان را به این مقصود رسانده است. آنچه در این مقال گنجانده شده، طرح مسائل و سؤالاتیست که با دیدگاههایی ناشایست از سوی برخی افراد مطرح میشود و گهگاه به گوش میرسد.
برای نمونه، شاید شنیده باشید که:
آیا درک مفاهیم این اشعار برای شما دشوار نیست؟
چرا هنگامیکه آواز خوانده میشود، متوجه شعر و مفهوم آن نمیشویم؟
چرا این آوازها، شعرها و تصانیف خستهکننده بهنظر میرسند؟
و سؤالاتی دیگر از این دست...
بهنظر میرسد بخشی از عوامل پیدایش این مسائل، از آنجا نشئت میگیرد که:
متأسفانه جامعهی امروز ما به سمتوسویی حرکت میکند که در آن واقعیات، حقایق و اصالت، در حال از دست دادن ارزش خود هستند و عادت به راحتترین و هموارترین راهها برای رسیدن به اهداف _ ولو اینکه بیارزش باشند _ بسیار پررنگتر از پیش مینماید.
در حقیقت این روزها بدعادتیهایی که جای ارزشهای واقعی را گرفته است، بیش از پیش خودنمایی میکند. گاه این مسائل، که همانگونه که ذکر شد باید پاسخشان را در درون خود و روزگار و جامعهی خودمان جستوجو و تحلیل کنیم، منجر به نتایجی نامطلوب میشود که از جملهی بزرگترین آنها، بیمهری به اشعار سترگ و آواز و موسیقی دلنشین و کهن این سرزمین است.
شاید یکی دیگر از علل اساسی این مسائل، عدم آشنایی صحیح با شعر و ادب پارسی و عدم توجه کافی به مفاهیم شیرین اجتماعی و فرهنگی و مردمی آنهاست. شناخت و معرفت ادب پارسی و آگاهی از عالیترین مفاهیم انسانی نهفته در آن، غایتیست والا که همگامی جاودانهی مردمی را میطلبد که باید با آگاهی از پیشینهی گهربار خود و همراه ساختن آن با اراده و تلاش، دسترسی به توفیقات ارزشمند را ممکن سازند.
نکتهیی که هم اکنون در حق آن بسیار کوتاهی میشود آن است که علاوه بر عدم تلاش برای حفظ، اعتلا و سرافرازی هنر ملیمان از سوی بالاترین مقامات آموزشی تا سطوح پایینتر (که دانش آموزانمان باشند) توجهی هم به آن نمیشود و اینجاست که بیارزشیهای رایج در جامعهی کنونی که مورد توجه نوجوانان، جوانان و حتی پا به سن گذاشتههایمان قرار گرفته، جایگزین ارزشهای فاخری همچون شعر و آواز ایرانی و موسیقی کهنمان شده است.
اما در این میان، باز هم استاد شجریان با دانش و بینش آگاهانه نسبت به این موضوع و همچون همیشه همگام با شرایط مختلف اجتماعی حرکت میکند. بدینطریق که در نخستین قدم برای انتخاب اشعار با هوشمندی و فراست هر چه تمامتر عمل کرده و هم شعر سنتی و دیرین را برای استفاده به «حال» برمیگرداند و با شرایط موجود مطابقت میدهد و از دگرسو آنچنان در انتخاب آنها میکوشد و تأمل میکند تا بهرهجویی از مفاهیم نهفتهشان برای همگان آسان و ممکن باشد و البته در مرحلهی اصلی با تکیه بر دانش و درک کامل خود از شعر و ادبیات فارسی و با بهکارگیری درست و دقیق فنون تکیه بر کلام و نیز سلیقه و خلاقیت درونی در هنر موسیقایی و آوازخوانیاش برای روانسازی مفهوم در ذهن شنونده، میکوشد و هم از اینروست که آوازش با کلام و مفهوم ماندگار میشود. آنچنان که پس از فاجعهی دلخراش بم در کنسرت خود، همصدا با مردمش «فریاد» برمیآورد و داغ دل تازه میکند: برسان باده که غم روی نمود، ای ساقی... این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی؟
و یا در کنسرت «بزرگداشت استاد سخن، سعدی شیرازی» عشق را به زیباترین و روانترین لحن ممکن میستاید:
سخن عشق تو بیآنکه برآید به زبانام / رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانام
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم / باز گویم که عیان است، چه حاجت به بیانام؟
و در گوشهیی دیگر از این کشور زیبا، بر فراز «گنبدهای نیلگون اصفهان»، به زیباترین و دلنشینترین شکل، بر کلام «عطار نیشابوری» نوا سر میدهد:
طبیب درد بیدرمان کدام است؟ / رفیق راه بیپایان کدام است؟
اگر عقل است پس دیوانگی چیست؟ / وگر جان است پس جانان کدام است؟
و همچنان مستدام و مستحکم، سرزنده و استوار، با مولانا و «جمع مستان شهناز»، در فضایی عرفانی و دنیایی سبز با پروردگارش راز و نیاز میکند و میخواند:
رندان سلامت می کنند، جان را غلامت میکنند
مستی ز جامت میکنند، مستان سلامت میکنند
اینها همه میتواند پاسخی قاطع باشد بر تمام سؤالات و مسائلی که در ابتدای سخن ذکر شد. اینگونه و با صدها دلیل دیگر است که شجریان و نوای او جاودانه خواهد ماند.
و اما اینبار نیز در آخرین روزهای نخستین ماه پاییز، همراه با صدای روحانیاش خواندیم: در اندرون من خستهدل ندانم کیست / که من خموشم و او در فغان و در غوغاست. و بار دیگر مشتاقانه و ملتمسانه از او «مرغ سحر» خواستیم و با همراهی بیش از پیش «مژگان»اش با آن صدای مخملین، ندا برآوردیم که:
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن!
بر این موضوع سخنها رفته و زینپس نیز تکرار خواهد شد؛ اما مسئلهیی باقیست و آن اینکه استاد محمدرضا شجریان با رسم عاشقیاش برای فردفرد ما بهترین، نغزترین، گوشنوازترین و پرمعناترین و در عینحال آسانترینها را خواسته است... این ماییم که باید به خود بنگریم و بهپاس زحماتش، با عقیده، اراده و تفکرمان او و جایگاهاش را ارج نهیم. هرچند آنچنان که شایستهی وجود بزرگش باشد از ما بر نخواهد آ
[شناسه: ۱۲۷۷] قوت قلب
جمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۱
۰
[شناسه: ۱۲۷۸] قوت قلب
جمعه ۳ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۲
۰
[شناسه: ۱۲۹۴] فاطمه
شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۵۵
۰
سلاممقاله بسیار زیبا :پربار و خواندنی بود .با تشکر فراوان از نویسنده ی صاحب ذوق این مقاله خواندنی
[شناسه: ۱۳۰۶] رضايي
یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳
۰
بسيار عالي بود. تشکر مي کنم.
درود بي پايان بر خسرو آواز ايران استاد محمدرضا شجريان
دعاکنيم که هميشه با شادي و شعف نامش را بر زبان آوريم.
[شناسه: ۱۳۲۳] ميچكاكلي
دوشنبه ۶ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۷
۰
اين سومين مقاله ي دائره المعارفي كوچك از انساني بزرگ است كه امروز خواندم.چه قدرشناسانه!
[شناسه: ۳۶۰۶] Jim, Old_Chap_GE@yahoo.com
یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۴
۰
I always admire
استاد شجریان and his dearst sonهمایون شجریان
Eventhough i don''t understand the Persian language...!!!
For me their music is campered with those of Beethoven or Mozart it doesn''t need ear to be listened it just need a human being soul..
I would appreciate you if you could help me to find theri translated lyrics..
Regards
[شناسه: ۳۶۰۷] Jim, Old_Chap_GE@yahoo.com
یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۵
۰
I always admire
استاد شجریان and his dearst sonهمایون شجریان
Eventhough i don''t understand the Persian language...!!!
For me their music is campered with those of Beethoven or Mozart it doesn''t need ear to be listened it just need a human being soul..
I would appreciate you if you could help me to find theri translated lyrics..
Regards
درود به استاد موسیقی ایران جناب استاد شجریان
بنده سالهاست صدای آسمانی شما را گوش داده ولذت میبرم. آلبومهایی که بامرحوم مشکاتیان اجرا شده
(بیداد،آستان جانان،نوامرکب خوانی،سرعشق و...(
مرا دیوانه میکنند.
یاری اندرکس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمددوستداران را چه شد.