لبخنـد را فراموش کن! □ سهند سلطاندوست
نویسندهی وبگاه «شجریانیها» و وبلاگ «همایون شجریان»
ما ایرانیها خوب میدانیم که صفت پسندیدهی «افتادگی» در جامعهمان چه عواقبی را در پی دارد! متأسفانه اغلب در مختصات فرهنگی و اجتماعی ما، فروتنی و تواضع یک فرد، در هر عرصه و جایگاهی موجب میشود که دیگران این مجوز را برای خود صادر کنند که بهاصطلاح سوار آن فرد شوند! هر کدام از ما نمونههای اینچنینی بسیاری را سراغ داریم؛ هم در زندگی شخصی خودمان و هم در پیرامونمان. افشین قطبی پس از یک سال هدایت تیم فوتبال پرسپولیس در جملهیی طعنهآمیز و تأملبرانگیز گفته بود که «در ایران یاد گرفتهام همیشه لبخند نزنم!» و ما که در این فضا رشد کردهایم خوب یاد داریم که یک وقت نگذاریم دیگران سوارمان شوند!
اهل موسیقی، چه هنرمندان و هنرجویان و چه علاقهمندان، کم و بیش با ویژگیهای اخلاقی مجید درخشانی آشنایی دارند. این تارنواز و نواساز باتجربه که بهسبک استادش، محمدرضا لطفی ساز میزند، مدتها خارج از وطن زندگی کرده است. کسانی که با او سروکار داشتهاند؛ از هنرجویانش، اعضای گروههای پرشمارش، دوستانش و حتی اساتیدش نیک میدانند که درخشانی مرد خاکی، افتاده و قدرشناسیست. او هرگز با گفتههایش کسی را نرنجانده و بهیاد نداریم که حرکتی ناپسند در قبال احدی از وی سر زده باشد.
مجید درخشانی شاید در دوران فعالیت مداوم هنریاش، شاهکاری خلق نکرده باشد؛ اما همهی آثارش حائز حداقلهایی بوده است. شاید شاهکار نداشته؛ ولی کار بد هم ارائه نداده است. مجید درخشانی شاید مانند لطفی زخمههایش پرقدرت نباشد، شاید مانند علیزاده با تکنیک حیرتانگیز و احساس شگفتآور ساز نزند، شاید توان آهنگسازی پرویز مشکاتیان را نداشته باشد؛ اما... اما دستکم ادعای اینهمه را هم نداشته است. او از آن زمان که به ایران برگشته تا به امروز، خستگیناپذیر نشان داده، بیشترین کنسرتهای موسیقی را در تهران و شهرستانها برگزار کرده، بیشترین نوازندگان جوان را در قالب گروههای منسجم روی صحنه برده و کمترین ادعا را داشته و کمترین مصاحبهها را انجام داده است!
اما همانگونه که اشاره شد، گاهی همین افتادگی ستایشبرانگیز درخشانی، وی را با کملطفیهایی مواجه میسازد. از شنوندگان عام موسیقی بگیرید تا منتقدان علامهمان _ که الحمدلله همگی صاحبنظر و دانای کل هستند _ این اجازه را به خود میدهند که غیرمتعهدانه، هر چه میخواهند بگویند. بر شنوندهی عادی موسیقی حرجی نیست اگر بیدلیل و مدرک بگوید «تنظیمهای درخشانی خراب بود»، «پیشدرآمدش کشدار بود»، «خوب ساز نمیزد» و... اما فاجعه آنجاست که منتقد موسیقینویسمان هم همین حرفهای کلی را بیذکر هیچ دلیلی به خورد من ِ علاقهمند پیگیر موسیقی میدهد. فاجعه آنجاست که با این معدود هنرمندان خاکی و بیادعایمان هم اینگونه بیرحمانه برخورد میشود. دلخراش این است که فلان نوازندهی درجه nام سنتور وقتی در فلان گروه آقای درخشانی مجال نواختن نمییابد، برود و در مجلهاش هر چه دل مبارکاش تمنا میکند، علیه ایشان بنویسد و لابد به قدرت رسانهایاش هم ببالد.
سخن در این باره زیاد میتوان گفت؛ اما چه چاره؟ چه دوایی برای این درد بیدرمان ما ایرانیها سراغ دارید که قدر نمیدانیم و اگر نترسیم، احترام نمیگذاریم؟ چرا سعی میکنیم یک نفر را که گارد نمیگیرد، ناکاوت کنیم؟
افشین قطبی هم پس از یک سال ارزیابی اخلاق عجیبوغریب ما، جوش آورد و گفت: «کاری که شما خبرنگارها با ما میکنید، حیوان با حیوان نمیکند!» اگر شرایط بههمینترتیب پابرجا بماند و سوءاستفاده از شاخصههای شخصیتی مجید درخشانی توسط گروهی از قلم به دستان ما ادامه یابد، باید منتظر شنیدن چنین جملهیی از زبان او باشیم. برآنم بهزودی درخشانی هم ناچار میشود، دستکم در ظاهر، رویهی نیکوی خود را تغییر دهد تا به سرخوردگی دچار نشود!
[شناسه: ۱۲۹۵] alireza deylaman
شنبه ۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۱۷
-۱
مقاله خوب وتامل برانگیزی بود ای کاش همان منتقدان بی انصاف هم این مقاله را بخوانند ودر رویه خود تغییر ایجاد کنند.
[شناسه: ۱۳۰۰] بابك
یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۹:۲۶
۱
با تشكر از شما. "در خيال" شاهكار نيست؟
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز، «بابک» جان،
از نظر بنده که آقای درخشانی شاهکارهایی هم دارند؛ مثل «در خیال» که شما اشاره کردهاید.
آن بخش از مقاله، یک فرض بود در بدبینانهترین وضعیت ممکن. در واقع ادعاهای منتقدین را برشمردم؛ وگرنه خودم هم با شما موافقم.
خیلی ممنون.
[شناسه: ۱۳۰۷] محمد
یکشنبه ۵ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۲
۰
زيبا بود .مثل تمام نوشته هاي جناي سلطاندوست عزيز.
به راستي که اين فروتني استاد درخشاني ديدنيست وقتي در همين کنسرت پاييز ايشان چقدر صبور و بردبار مي نشستند و به تکنوازي ساير افراد گروه گوش مي کردند و هيچ ابايي هم نداشتند که در کنار اين عده جوان که سنشان يک سوم اوست خاموش بنشيند و ساز نزند واين از تمامي حرکات و حالاتشان مشخص بود .به راستي که" درخت هر چه پربارتر شود افتاده تر مي شود "در مورد ايشان کاملا صدق مي کند .
[شناسه: ۱۳۲۸] مهدی
دوشنبه ۶ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۸
۰
آقای سلطاندوست سلام
منتظر بودم زودتر از اینها به خصوصیات والای اخلاقی آقای درخشانی اشاره بشه. نکاتی هم که اشاره کرده بودید واقعا درست و بجا بود. این نوشته ی شما هم مثل بقیه ی نوشته هاتون، روان و ساده بود و جامع.
باز هم ممنون و خداقوت
[شناسه: ۱۴۲۲] احمد هیوری
سهشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۰:۷
۰
خیلی ممنون
[شناسه: ۱۵۸۳] فری ناز
پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۰
۰
سلام ودرود فراوان به استاد بزرگ اقای مجید درخشانی
خسته نباشید استاد چقدر زیبا و دلر با می نوازید وچقدر هم خوب بر دل می نشیند اهنگ ها یتان در اجرای یکی از کنسرت های استاد برای همیشه بر صفحه ی قلبم نقش بسته
متا نت وافتادگی شما قابل تقدیر وستایش است برایتان سلا متی و موفقییت ارزو می کنم
[شناسه: ۱۶۶۵] علیرضا امیری
پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۹
-۱
آقای سلطاندوست نازنین ، کاملآ با شما موافقم من افتخار میزبانی این بزرگان را در شهر گوتنبرگ سوید داشتهام ، و این عزیزان را کاملآ میشناسم ، بی نظیرند.
امتیازدهی به مطالب و کامنتها
امکان رأیدهی کاربران به کامنتهای بازدیدکنندگان و مطالب نوشتهشده در «شجریانیها» فراهم شد. بهزودی امکان رأیدهی به بخشهای دیگر سایت نیز اضافه خواهد شد. نظرات و پیشنهادهای شما برای بهترشدن وضعیت، کمک بزرگی به ما خواهد بود. ادامه »