سخنان استاد شجریان در اختتامیهی جشن موسیقی ما همه عاشق صدا هستیم و صدای خوش را دوست داریم. این صدای خوش از کودکی با ما بوده؛ بهطوری که من در جلساتی که پدرم با شاگرداناش داشت، از این صدای خوش لذت میبردم. البته با توجه به وضعیت پدرم، رادیو در خانهی ما وجود نداشت و من نمیتوانستم از طریق آن به موسیقی گوش دهم. بههمین خاطر هر وقت به خانهی پدربزرگام میرفتم، دزدکی با رادیوی داییام به این هنر گوش میدادم! کمکم از همان خانهی پدربزرگم با برنامهی "گلها" آشنا شدم.
در آن زمان، محیط من طوری بود که نه با ساز و نه با موسیقی ارتباط نداشتم، تا اینکه در سال ۱۳۳۹ با رفتنم بهعنوان معلم به خارج از شهر، با سنتور مشقی که یکی از دوستانم برایم آورده بود آشنا شدم و بعد از آن اتفاق به فکر ساخت سنتور افتادم.
سال ۱۳۴۰ سنتوری ساختم که صدایش بد هم نبود و از آنجا بود که تصمیم به ساخت این ساز با صدای بهتر گرفتم و بهدنبال آن، تحقیقات بسیاری را از همان زمان آغاز کردم. در طول این مدت ۱۰، ۱۵ تا ساز ساختم که البته به هیچ نتیجهی مطلوبی هم نرسیدم. از حدود ۲۵ سال پیش، برخی ماشینهای نجاری در حد سازسازی خریدم و با ساخت اولین ساز، ۲۲ بار پلهایش را عوض کردم و با این کار به این نتیجه رسیدم که با پلها و کاسه میتوان صدای یکدستی در سنتور ایجاد کرد.
در همین حین به این فکر افتادم که در ارکستر، سازهای بم کمتری داریم. بر این اساس تحقیقات در این زمینه را از سر گرفتم و از سال ۱۹۹۰ در آمریکا و کانادا، در سازسازیها بهدنبال سیمهایی رفتم که به درد سنتورباس بخورد، تا اینکه امسال طرح «بمساز» را زدم و ۲۰ شماره سیم روی آن قرار دادم. در حالی که سنتورهای معمولی تنها دو سیم زرد و سفید دارند. البته هنوز نتوانستهام نتی که لازمهی این ساز باشد را در اختیار بگیرم؛ ولی امیدوارم این ساز بتواند جای خوبی در بین سازهای دیگر باز کند.
راجع به «صراحی» هم بگویم ۱۵، ۱۶ سال پیش تصمیم به ساخت یک ساز زهی کششی گرفتم که با تحقیقات زیاد، شهریور امسال طرحاش را زدم. فکر کردم ما هم ساز قیژک و هم کمانچه را داریم، پس سازی بسازم که رنگاش با این دو فرق کند؛ اما فرهنگ ساز ایرانی را داشته باشد. طی تحقیقاتی که انجام دادم، به این نتیجه رسیدم که برخلاف تصور همه که فکر میکنند صدای ساز برای کاسهی رزونانس است، تفاوت صدا مربوط به پوستی است که روی آن کشیده میشود. در واقع پوست در صدادهی ساز بسیار تأثیرگذار است و بهنظر من اگر ساز ما خوشصداست، باید قدر پوست آن را بدانیم.
صراحی بعد از قیژک قرار میگیرد و البته تیرهتر از صدای قیژک است. در واقع این ساز بین ویلون و کمانچه قرار دارد. من میخواستم از صراحی خانوادهیی چون صراحیآلتو، سوپرانو و... داشته باشم و بر همین اساس، اولین ساز را آلتو ساختم. امیدوارم تا سال آینده با ساخت تعداد بیشتری از این ساز، ارکستر زهی از صراحی را بسازم و تقدیم شما کنم. امیدوارم این خانواده، راهی بین مخاطبان پیدا کند و رنگ خاصی را به ارکسترهای ما بدهد.