در جلد آلبوم، متن شعر تمام تصنیفهای اثر گنجانده شده
است و البته جای اشعار آوازهای اجراشده در آن خالیست.
درآمد بیاتترک، چهارمضراب بیاتترک، ساز و آواز، تصنیف
صنما، قطعهی کردی "درد دل" بههمراه آواز، تصنیف دل مجنون، ساز و آواز، تصنیف یعنی
چه و رنگ بیاتترک قطعات این آلبوم را تشکیل میدهند.
نکتهی قابل توجه در فهرست
قطعات آلبوم، عبارت «بداههنوازی» برای چهارمضراب بیاتترک است.
بیاتزند (بیاتترک) از متعلقات دستگاه شور میباشد.
نت شاهد آواز بیاتزند از درجهی سوم گام شور و نت ایست ان از درجهی هفتم آن گام
میباشد. بیات زند بهدلیل نزدیکی به ماهور، قابلیت اجرایی برخی از گوشههای دستگاه
ماهور را دارد.
حسن کسایی، استاد موسیقی، معتقد است که واژهی «بیات» در اصل «به
یاد» بوده است که مقصود از «بیاتترک» یا «بیات زند» به یادترک یا به یاد زند بوده
است.
آلبوم دل مجنون، در دو آواز بیاتزند و افشاری اجرا شده است. آواز
افشاری که از متعلقات دستگاه شور میباشد مملو از شکایات و غم و اندوه است. نت
شاهد آن Do فاصلهی چهارم درست، بالاتر از شاهد شور است و ایست آن به سه گونه با
حرکت دانگهای مختلف صورت میگیرد: اگر دانگ پایینرونده از Reبمل باشد، ایست آن
Laبمل خواهد بود؛ اگر از Siبمل باشد، ایست آن Fa و اگر حرکت دانگ از Do باشد، ایست
آن Sol ـــ ایست شور ـــ میباشد.
در این اثر، از گوشهی عراق به عنوان یکی
از گوشههای اوازی استفاده شده است. این گوشه مقامی کاملاً متفاوت از مقام افشاری
دارد و اوج آواز افشاری محسوب میشود. تغییر فواصل و دور شدن نت شاهد از شاهد
افشاری علت تفاوت این دو مقام است.
همانطور که گفته شد، به علت شباهت بیات
ترک به ماهور، برخی گوشههای ماهور نیز در بیاتترک قابل اجراست. گوشهی فیلی نیز
این این نوع گوشهها میباشد که از گوشههای مشترک ماهور و بیاتترک است. شاهو آن
Fa فاصلهی پنجمن درست، بالاتر از شاهدترک، و ایست آن Siبمل در دانگ دومترک ـــ
دانگ ماهور ـــ است.
در ادامه، با ردیفهای آوازی این اثر آشنا خواهید شد.
همچنین متن شعر تصنیفها بههمراه تصنیف «یعنی چه» نیز در پی آمده است.
ردیفهای آوازی آلبوم دل مجنون
۱) شعر: سعدی
۱. ای پیک خجسته که داری نشان دوست
با ما بگو بهجز سخن دلنشان دوست
[درآمد بیاتترک، جملهی
اول]
۲. حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از
دهان آن که شنید از دهان دوست
[درآمد بیاتترک، جملهی
دوم]
۳. ای یار آشنا، عَلَم کاروان کجاست؟!
تا سر
نهیم بر قدم ساربان دوست
[گشایش]
۴. دردا و حسرتا که
عنانم ز دست رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان
دوست
[اَبول]
۵. رنجور عشق دوست چنانم که هرکه
دید
رحمت کند، مگر دل نامهربان دوست
[فیلی]
۶. گر دوست بنده را بکشد یا بپرود
تسلیم از آن
بنده و فرمان از آن دوست
[دلکش]
۷. بیحسرت از جهان
نرود هیچکس به درد
الّا شهید عشق به تیر از کمان
دوست
[قرچه]
۸. دردا و حسرتا! که عنانم ز دست
رفت
دستم نمیرسد که بگیرم عنان دوست
[قرچه، رضوی، فرود به دلکش و برگشت به بیاتترک]
۹. بعد از تو هیچ در
دل سعدی گذر نکرد
وان کیست در جهان که بگیرد مکان
دوست
[درآمد بیاتترک]
۲) شعر: حافظ
۱. نـفـس بـرآمد و کام از تو
برنمـــیآید
فغان که بخت من از خواب
درنمیآید
[درآمد افشاری]
۲. صبا به چشم من انداخت
خاکی از کویش
کــه آب زنـدگـــــیام درنــظـــر
نـمـیآیـد
[جامهداران]
۳. مگر به روی دلارای یار ما
ور نی
به هیچ وجه دگر کـار
بـرنـمیآید
[حصار]
۴. مقیم زلف تو شد دل که خوش
سودای دید
وز آن غـــریـــب بـــــلاکــش خبر
نمـــیآید
[عراق]
۵. بسم حکایت دل هست با نسیم
سحر
ولی به بخت من امشـب سحر نمیآید
[عراق]
۶. در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
بــلای زلــف سیاهت به ســـر نـــمـیآید
[سپهر (پردهی
اصفهان)]
۷. ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس
کنون
ز حـــلــــــــقــهی زلف به در نمیآید
[جامهدران]
۳) شعر: مولانا
۱. بشنو از نی چون حکایت میکند
وز
جداییها شکایــــــت میکند
[مثنوی]
۲. کهاز نیستان
تا مرا ببریدهاند
از نـفیرم مرد و زن
نالیدهانـد
[مثنوی]
۳. سینه خواهم شرحهشرحه از
فراق
تا بگــویـــم شـــرح درد
اشـتـیــــاق
[مثنوی]
۴. هر کسی کاو دور ماند از اصل
خویش
بازجـــویـــد روزگار وصـــل
خــــــویـش
[مثنوی]
۵. من به هر جمعیتی نالان
شــــدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم
[مثنوی]
۶. هرکسی از ظنّ خود شد یار من
از درون مــن
نـجـست احوال من
[مثنوی]
۷. سرّ من از نالهی مـــــن
دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور
نیست
[مثنوی]
۸. نی حریف هرکه از یاری
برید
پردههایش پردههای ما درید
[مثنوی]
۹. نی حدیث راه پرخون مــــــیکند
قصههای
عشق مجنون میکند
[مثنوی]
۱۰. با لب دمساز خود گر
جـفـتـمـی
همچو نی من گفتنیها
گفتنی
[مثنوی]
۱۱. چون که گل رفت و گلستان
درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل
سرگذشـــت
[مثنوی]
اشعار تصنیفها
تصنیف "صنما"
آهنگ: محمدرضا
شجریان
غزل: مولانا
صــنـــمـــا جفا رها کن
کــــَرَم
ایــن روا نـــدارد
بــنـگـر بـهسـوی دردی
کـه ز کــَـس دوا نـــدارد
ز
صـبـا هـمـی رسیدم
خـبری که مـیپـریــدم
ز غـمـت کـنون دل مـن
خـــبــر
از صــبا نـــدارد
ز فـلـک فـتـاد طـشـتم
به محیط، غرقه گشتم
به درون
بـحـر جـــــز تو
دلــــــم آشــنــا نــدارد
هــمه عمر اینچنین
دم
نَبندهســت شاد و خرم
به حق وفـــــــای یـاری
که ز کس وفــــــا
نـدارد
برویم مست امــشــب
بـه وثـاق آن شکر لــب
چــه ز جـامه کن
گـریزد
چو کـسـی قـبـا نــدارد
تصنیف "دل مجنون"
آهنگ: محمدرضا
شجریان
غزل: مولانا
در دل و جـــان خـانه کردی عاقبت
هـــر دو را ویــرانـه کـردی عاقبت
آمــدی کـاتـش در ایـن عـالم
زنی
وانــشــگــتی تا نکردی تو عاقبت
ای ز عشقت عالمی ویران شـده
قـصـد
ایـن ویـرانـه کـردی عـاقبت
ای دل مـجـنـون و از مـجـنـون بـتر
مــردی
مـردانـه کردی عاقــــبــت
عشق را بیخویش بردی در حرم
عــقــــل را
بــیـگانه کردی عاقبت
شــمـــع عـــالـم بود عقل چارهگر
شــمـــع را
پـروانـه کـردی عاقبت
مـــن تــو را مشغول میکردم دلا
یــــاد آن افــسـانـه
کـردی عاقبت
تصنیف "یعنی چه"
آهنگ: مهرتاش و
محمدرضا شجریان
غزل: حافظ
نـــاگـــهــان پرده برانداخـتهای
یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخـتهای یعنی چــه؟
زلف در دست صبا، گوـش به
فرمان رقـیب
اینهمه با همه در سـاختهای یعنی چه؟
شاه خوبانی و منظـور
گدایان شـــــدهای
قدر این مرتبه نشـناختهای یعنی چــــه؟
سخنت رمز دهـان
گفت و کمر سرِّ مــیان
وز مـیـــان، تیـغ به ما آختهای یعنی چـه؟
زلف در
دسـت صبا، گوش به فرمان رقیب
این همه با همه در ساختهای یعنی چه؟
گوش کنید: تصنیف "یعنی چه"
برای
شنیدن تصنیف، ActiveX باید فعال باشد
جهت پخش آهنگ، روی Play کلیک کنید
منابع:
جلد آلبوم دل مجنون
کتاب هزار گلخانه
آواز (کاظم مطلق، مهدی عابدینی)
معرفی ردیفها: حمید
جواهریان