Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۱۷۶  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۵ اسفند ۱۳۸۷ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: نقد.


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۱
نگاهی به فراز و فرود آثار محمدرضا شجریان در سی سال پس از انقلاب/ از سپیده تا فریاد
به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، نوشته‌یی به نظرتان می‌رسد که نگاهی اجمالی به تأثیر اجتماع و اوضاع  سیاسی و اجتماعی ایران بر آثار شجریان در این سی سال دارد. توضیح اینکه این مقاله هرگز سیاسی نیست و نگاهی آزاد به تأثیر تحولات اجتماعی  ایران بر آثار شجریان است و بیش از آنکه انتقاد به اوضاع سیاسی باشد، انتقادی به شخص محمدرضا شجریان است. در این نوشته از گفته‌های خود استاد شجریان استفاده شده و نشان‌دهنده‌ی چرخش‌های چنددرجه‌یی تفکر و نگاه این هنرمند نسبت به اوضاع اجتماعی‌ست (از سپیده تا فریاد).

شکی نیست این مبحث، مجالی گستره می‌خواهد و دانشی دوچندان که هم از نظر جامعه‌شناسی و هم از دیدگاه هنری، به‌طور مفصل بررسی شود. امیدوارم این نوشته انگیزه‌یی را به دوستان صاحب‌نظر برای بررسی بیشتر و دقیق‌تر این موضوع بدهد. در این نوشته سعی شده بی‌طرفانه به آثار شجریان نگاه شود. بی‌تردید هر هنرمند در طول فعالیت هنری، فراز و فرودهای بسیاری در آثارش ـ چه از نظر کیفیت و چه کمیت ـ دارد. مضاف بر اینکه دیدگاه نگارنده هم در نقد آن بی‌تأثیر نیست.

بی‌شک انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ حرکتی مردمی بود که همه‌ی اقشار جامعه در آن حضوری فعال داشتند. موسیقی‌دانان نیز جزوی از همین موج مردمی بودند. آنچه بیش از هر چیز در موسیقی انقلابی مورد توجه قرار داشت، کلام بود. به‌دلایلی که پیش از این، بارها در نوشته‌ها آمده؛ بسیاری از خوانندگان پیش از انقلاب نتوانستند یا نخواستند پس از انقلاب با این موج همراه شوند. در میان نامدارانِ صدا، تنها دو تن به ادامه‌ی کار پرداختند. شجریان و ناظری به تأثیر از حرکات انقلابی لطفی و ابتهاج، خواه ناخواه مجبور بودند برای زنده نگاه داشتن موسیقی سنتی به این موج بپیوندند. بسیاری از آثار انقلابی از همین حرکات پدید آمد، که شاخص‌ترین آنها «سپیده»، «رزم مشترک»، «جانباز»، «میهن»، «برادر غرق خونه» و... هستند. این آثار اولین تولیدات موسیقی ایران پس از انقلاب است. در کنار گروه شیدا و عارف، گروه‌های دیگر هم بی‌کار ننشستند. استاد فرامرز پایور در سال ۵۸  کنسرت‌هایی را با خوانندگی شجریان در تالار رودکی اجرا کرد که کاملاً مضمون انقلابی داشت. اشعار ابتهاج و عارف قزوینی برای این کنسرت انتخاب شده بود و پایان برنامه هم تصنیف «ازخون جوانان وطن» از عارف قزوینی بود. با اندکی تأمل به‌خوبی می‌توان دید این آثار و همچنین کنسرت گروه شیدا با خوانندگی شجریان و ناظری در دانشگاه ملی (شهید بهشتی)  کاملاً همراه با حرکت مردمی و به تأثیر از جامعه بود. شجریان خود به این نکته اقرار می‌کند و در مصاحبه‌یی در حاشیه‌ی «همنوا با بم» می‌گوید: «من هیچ‌گاه از مردم جدا نبودم و می‌توانید در آثار من تاریخ این سی‌ساله را ببینید.»

سال‌های اول دهه‌ی شصت، نوعی سرخوردگی به‌سبب تندروی برخی از عناصر در جامعه به‌وجود آمد. همان سال‌ها بود که «بیداد» خوانده شد. شجریان به‌خاطر این اثر مورد سرزنش بسیار قرار گرفت. آهنگ سنگین مشکاتیان که حاکی از سنگینی جو حاکم بر جامعه بود بر روی شعر حافظ «یاری اندر کس نمی‌بینیم، یاران را چه شد» بیش از آنکه مردم را به یاد رفتن دولت بازرگان بیندازد، تندروها را به یاد «شاه» انداخته بود. و اگر نبود دوستی کسانی مثل صادق طباطبایی، معلوم نبود آیا هرگز این اثر به بازار می‌آمد یا نه. خود شجریان در «راز مانا» به حساسیت‌های بیداد اشاره می‌کند و یکی از دلایل بازداشتش را در آن  سال‌ها، همین حساسیت‌ها می‌داند.

پنج اثر اولیه‌ی شجریان، یعنی بیداد، «آستان جانان»، «سرّ عشق»، «نوا مرکب‌خوانی» و «دستان» همگی با حضور مشکاتیان به‌وجود آمدند. این آثار به اضافه‌ی آثاری چون «گنبد مینا»، «جان عشاق» و «دود عود»  در سخت‌ترین شرایط اجتماعی - سیاسی و فشارهایی از قبیل جنگ و‌ترورها و هزاران مسائل سیاسی و اقتصادی  دیگر به‌وجود آمدند؛ ولی هم‌چنان می‌توان آنان را دوران طلایی موسیقی معاصر ایران دانست. همکاری شجریان با اثری به‌نام «قاصدک» به پایان رسید. قاصدک حاصل کنسرت سه‌نفره‌ی مشکاتیان، شجریان و همایون بود که به‌دلیل اشعار سعدی هرگز مجوز انتشار نگرفت! «جماعتی که نظر را حرام می‌دانند / نظر حرام بکردند و خون خلق حلال» اعتراضی بی‌پرده بر نگاه غلط  برخی از مسئولین به منتقدان داشت. هر چه بود این بیت سال‌ها بعد پس از شنیده شدن، مردم را به یاد فضای سیاسی  آن روزگار میندازد.

بر خلاف اظهارات شجریان، در بسیاری از آثار وی نشانی از فضای اجتماعی یا سیاسی دیده نمی‌شود. اثری مانند دستان و حتی سه‌گانه‌ی «سرو چمان»، «پیام نسیم» و «دل مجنون» نمونه‌ی بارز این مدعاست. نگارنده بر این عقیده است که یک هنرمند صاحب‌تأثیر در اجتماع، آثارش نباید صرفاً زبان گویای اجتماع باشد. هنرمند با رسالتی که بر دوش دارد باید افقی روشن و ساحلی آرام را در کنار انتقاد به اوضاع نابه‌سامان، پیش روی مخاطب قرار دهد. این آثار به‌همراه «آسمان عشق» نشان از توجه شجریان به این موضوع دارد. درست است که در آنها مستقیماً اشاره‌یی به اوضاع جامعه نمی‌شود؛ اما رسالت اصلی خود را به‌خوبی به انجام رسانیده است.

در این میان تنها «مرغ سحر» بود که به بهانه‌ی درگذشت مرتضی نی‌داوود اجرا شد و در حقیقت اشاره‌یی مستقیم به حرف دل مردم داشت. مرغ سحر تا آنجا پیش رفت که سال‌ها در هر کنسرتی اجرا شد؛ ولی متأسفانه اجراهای پی‌درپی و سمبلیکِ آن باعث آزردگی خاطر بسیاری از اهل هنر را در پی داشت. اجرای این تصنیف در اولین کنسرت همایون شجریان بیش از آنکه نشان از اعتراض همایون به قطعی برق و ایجاد مشکلات پی‌درپی باشد، تمسخر بسیاری از صاحب‌نظران را همراه داشت. به‌راستی نکته‌یی که حتی شجریان هم از آن غافل بود، اجتناب از زیاده‌روی در شعارها و سمبل‌هاست. بی‌شک اگر شجریان در اجرای این اثر ارزشمند تا این اندازه زیاده‌روی نمی‌کرد و در هر جایی و هر شبی آن را سر نمی‌داد، امروز مرغ سحر ارزش خود را حفظ می‌کرد و به اثر «دم دستی» بدل نمی‌گشت.

در دهه‌ی ۷۰ آثار منتشرشده‌ی شجریان نگاهی متفاوت از نظر اجرا داشت. «یاد ایام» حاصل کنسرت‌های وی با همان‌ترکیب قبلی پیرنیاکان - عندلیبی بود. با این تفاوت که به‌جای نوازنده‌ی قدرتمند تنبک یعنی مرتضی اعیان، همایون جوان و کم تجربه نشسته بود و این کم‌تجربگی به‌خوبی هویدا بود. در همین دهه آثاری چون «همایونمثنوی»، «عشق داند»، گنبد مینا، «چشمه‌ی نوش»، جان عشاق، «چهره به چهره» و چند اثر دیگر توسط شرکت دل‌آواز منتشر شد. آلبوم دو کاسته‌یی که با عنوان «پیغام اهل راز» در سال‌های اولیه‌ی انقلاب توسط «ماهور» منتشر شده بود، در همین سال‌ها با عنوان «راز دل» و «انتظار دل» انتشار مجدد شد. در این دهه، تنها چند اثر بسیار شاخص و دارای ویژگی‌های خاص بود. آلبومی مثل «شب، سکوت، کویر» با آهنگسازی کیهان کلهر که با الهام از موسیقی مقامی خراسان ساخته شده بود، در نوع خود بی‌نظیر بود. شجریان پیش از انتشار اثر آن را در مصاحبه‌یی با همشهری (که در آن روزگار تقریباً تنها روزنامه‌ی مردمی بود) معرفی کرد و تیتری با عنوان «خشکی کویر، تمنای باران و عشق یار» بر آن زده شد. این تقریباً تنها تولید دل‌آواز بود که این شرکت از طریق صدا و سیما هم به تبلیغ آن پرداخت و از همین شواهد می‌توان علاقه‌ی خاص شجریان را به این اثر دریافت. در این میان، «در خیال» تنها اثری بود که توسط سروش منتشر شد و متعاقباً تبلیغ تلویزیونی آن را نیز در پی داشت. در خیال اثری بود که بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای عقیده داشتند که شجریان دیگر نمی‌تواند در این حد بخواند. این اثر با آهنگسازی مجید درخشانی‌ست و در روی دوم آن، شجریان آواز بیات‌ترک را در اوج می‌خواند. صدای شجریان بسیار در اوج است. از انصاف نگذریم شجریان دیگر هرگز در هیچ اثری پس از آن تا به این حد اوج را تمیز نمی‌خواند. به‌زعم نگارنده این اثر حسن خاتمه‌یی بود بر اوج‌خوانی او. صدایی که به‌دلیل کهولت سن دیگر در هیچ اثری از وی شنیده نشد؛ اما شجریان همچنان محبوب طبع صاحب‌نظران بود.

پس از «شب وصل» و «معمای هستی» که حاصل کنسرت‌های شجریان با دوستان قدیمی همچون طلایی، فرجپوری، لطفی و افشارنیا بود این بار نوبت به «آهنگ وفا» رسید. اثری که از یک حیث بی‌نظیر بود. آواز این مجموعه چنان قوی و زیبا خوانده شد که در ذهن اهل فن نیز نشست. تلفیق شعر و موسیقی، هنری بود که شجریان در این اثر آن را به اوج خود رساند. اما صد حیف که این حسن برجسته در میان هیاهوی اولین حضور همایون گم شد. در هیچ‌یک از نقدهای آن زمان بر این اثر نامی از آواز به میان نمی‌آمد و بیشتر انرژی منتقدان صرف تشخیص صدای پدر از پسر می‌شد!

دیگر اثری که به‌عنوان هدیه‌ی نوروزی سال ۷۹ از شجریان به بازار آمد، «بوی باران» بود. این اثر با آهنگسازی حسین یوسف‌زمانی  در چهارگاه و افشاری ساخته شد. این برای اولین بار بود که بر روی جلد اثری از شجریان، خط نستعلیق یا شکسته نمی‌دیدیم. تصویر پیانو بر روی جلد، مژده‌ی شنیدن اثری نو را می‌داد. پیانوی حریر شریعت‌زاده (همسر سالار عقیلی) و شعری نو از فریدون مشیری‌ترکیب زیبا و بی‌نظیری را به‌وجود آورد. در روی دوم، مضراب‌های «شهنازگونه»ی شهرام میرجلالی با آخرین غزل مولانا‌ترکیب شد. شاید اینجا بود که مخاطبان دریافتند که باید سی‌دی و کاست آثار را با هم تهیه کنند. شجریان در افشاری دو آواز را با یک شعر خواند. یکی را در اوج و یکی را در بم، که اجرای کاست اثر به‌مراتب زیباتر از اجرای سی‌دی آن بود!

با انتشار «زمستان است»، شجریان پا به فصلی نو در زندگی هنری خود گذاشت. این دوره مصادف بود با آغاز دهه‌ی ۸۰ که کارهای وی به لحاظ هم‌فکری با حسین علیزاده سیاسی‌تر می‌شد. فصلی که شجریان در آن خود را به‌عنوان یک پیشروی فکری در اجتماع معرفی می‌کرد. فصلی که برخی دوست‌دارن حرفه‌ای شجریان بر وی خرده گرفتند و در مقابل آن، شجریان طرفداران جوان بسیاری به‌دست آورد. طرفدارانی که بیشتر با موج نوآوری و روشنفکری همراه بودند تا موسیقی جدی. و گاهی این طرفداران  بیشتر به هواداران فوتبالی شبیه بودند تا مخاطبان هنری. سه‌گانه‌ی زمستان است، «بی‌تو به‌سر نمی‌شود» و «فریاد»، حاصل کنسرت‌های شجریان در آمریکا و اروپا بود و بیش از آنکه موسیقی، محور کارها باشد، شعر در محوریت قرار گرفت.

در زمستان است و فریاد، اعتراض‌ها به‌گونه‌یی عیان شد که اگر به‌لطف دولت خاتمی نبود، هرگز مجوز این آثار صادر نمی‌شد. با وقوع زلزله‌ی دلخراش بم، شجریان تبدیل به یک چهره‌ی محبوب خیّر شد. وی با برگزاری کنسرتی موسوم به «همنوا با بم» توانست کمک‌های مردمی را جمع کند و انرژی خود را صرف ساختن پروژه‌ی عظیمی به نام «باغ هنر بم» نماید. پروژه‌یی که تا کنون به سرانجام نرسیده و صدها میلیون تومان پول‌های مردم و خیّران، امروز در بیابان در حال خاک خوردن و فنا شدن است.

شجریان یک سال بعد، اولین اثر رسمی تصویری خود را روانه‌ی بازار کرد. اگرچه پیش از این، حاصل کنسرت‌های دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ وی توسط رسانه‌ی خصوصی ویدئو به بازار آمده بود؛ ولی این سرآغاز آثار تصویری موسیقی ایرانی بود.‌ترکیب این اثر به آن گونه بود که تا سال‌ها تقلید از آن ادامه داشته و دارد. شجریان در مصاحبه‌یی پس از کنسرت (که به‌طور ناقص در سی‌دی آورده شده بود) حتی به انتخابات مجلس و رد صلاحیت‌های مجلس ششم هم اشاره‌یی میکند. تا جایی‌که در پاسخ به سؤال خبرنگاری می‌گوید: «این تحصن هم جزو تئاتر است. انتخابات همیشه یک تئاتربوده؛ تئاتری که مردم نظاره‌گر آن بودند.» (به‌نقل از روزنامه‌ی شرق، مورخ ۵ بهمن ۱۳۸۲، صفحه‌ی آخر) این اظهارنظر شجریان به‌روشنی نظرش را در مورد تحولات سیاسی نمایان کرد. در ادامه شجریان فعالیتش را با همان‌ترکیب علیزاده، کلهر و همایون پی گرفت. اما این بار تنیجه بسیار دردناک‌تر از تجربه‌ی قبلی (یاد ایام و افتخار آفاق) به لحاظ کیفیت اجرا بود. شجریان باید از تجربه‌ی ناموفق بودن ادامه‌ی سه‌گانه‌ها استفاده می‌کرد؛ اما او با کمال بی‌میلی با همان گروه ادامه و به اجرای کنسرت «ساز خاموش» و «سرود مهر» تن داد. شجریان در آذر ۸۴ این برنامه را در تالار کشور اجرا کرد و نگارنده از نزدیک شاهد خنده‌های عصبی و حال ناخوش وی (که چند سال بعد در روزنامه‌ی اعتماد به آن اعتراف کرد) بود. این تجربه باعث شد شجریان این گروه را به بهانه‌ی تکراری شدن کارها رها کند و به سراغ یاران قدیمی برود. یارانی که می‌توانستند هم‌نشینانی بی‌حاشیه برای او باشند و چنانچه خود می‌گفتند: «در حاشیه‌ی شجریان بودن لذت‌بخش است.» (سخن مجید درخشانی در گفت‌وگویی با خبرگزاری مهر، کنسرت تابستان ۸۶). این سخن بیش از آنکه حاکی از علاقه‌ی مجید درخشانی به شجریان باشد، نوعی سر فرود آوردن نوازنده در برابر خواننده و بحث معروف خواننده‌سالاری را تداعی می‌کند. درخشانی در شجریان ذوب می‌شود و در جایی دیگر می‌گوید اگر همکاری اولم با شجریان (در خیال) نبود، من شناخته نمی‌شدم (نقل به مضمون).

کنسرت سال ۸۶ تالار کشور، همزمان با انتشار «غوغای عشقبازان» بود. در این کنسرت که حدود یک سال بعد نسخه‌ی تصویری آن نیز به بازار آمد، یکی دو تصنیف قدیمی هم در کنار تصنیف‌های جدید، بازخوانی شد. این کنسرت و حاصل صوتی و تصویری‌اش آخرین اثر رسمی شجریان تا زمان نگارش این نوشته است. در این کنسرت بیش از همیشه به دکور و صحنه و لباس توجه شده بود.‌ترکیب دلربای رنگ، همراه با پس‌زمینه‌ی صحنه، چشم مخاطبان را نوازش می‌داد؛ اما شجریان دیگر قدرت اجرایی آن روزگار دهه‌ی ۶۰ را که با یک پیراهن همرنگ با پس زمینه، روی صحنه می‌رفت و اثری ماندگار را خلق می‌کرد، نداشت و به عقیده‌ی نگارنده، شاید با صحنه و دکور و لباس سعی در پوشش اشکالات فنی و موسیقایی داشت.

او همیشه مردی زیرک و فرصت‌طلب به‌معنای مثبت آن بوده و هست. او معنای واقعی تنور داغ و نان را به‌خوبی درک کرده. شجریان هر یک از آثارش را به وقت خود منتشر کرده. زمان و مکان مخاطب را می‌شناسد. اگر چه با موج مردم همراه است؛ ولی در بسیاری مقاطع (دست‌کم از منظر هنری)، خود موج‌آفرین بوده است. او علاوه بر یگانگی حرفه‌ای‌اش در آواز و حتی آهنگسازی آثار خود، شعر، زمانه و مخاطب را به‌خوبی می‌شناسد. آنچه شجریان را به خواننده‌ی اول در سه دهه‌ی اخیر بدل کرد،‌ترکیب مردم‌شناسی، جامعه‌شناسی و هنرشناسی‌اش بود. امروز شجریان پا به دهه‌ی چهارم محبوبیت هنری می‌گذارد. بدیهی‌ست هنجره‌ی او (به لحاظ سن و سال) تاب یاری کردن‌اش را با این محبوبیت افزون ندارد؛ اما او خوب می‌داند کجا و چه وقت برگ برنده را رو کند.

در قسمت پایانی نسخه‌ی تصویری کنسرت ۱۳۸۶، پیش از اجرای مرغ سحر می‌بینیم همه‌ی مخاطبان سکوت کرده‌اند. تار و عود و کمانچه در حال کوک کردن هستند که ناگهان کسی فریاد می‌زند «مرغ سحر به یاد دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر» و مردم دست می‌زنند... زاویه‌ی دوربین عوض می‌شود (از رو‌به‌رو) و شما شخصی را می بینید که به‌گونه‌یی معنی‌دار از پلکان پشت سن (که الآن دیگر آنجا نیست) به بالا، یعنی همان‌جایی که صدا برخاسته، می‌رود تا.... آری، شجریان همیشه سخن نمی‌گوید. گاهی با سکوت حرفی را می‌زند؛ سکوتی که گاهی از زیر دست ممیزی وزارت ارشاد هم در می‌رود!

با آرزوی توفیق برای او و موسیقی

 



بازگشت    بالا




[شناسه: ۳۱۱۶] azadeh دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۰
 ۱   
ترسيدي نامي از دو استاد بي مانند آواز ايرج و گلپا بياري؟!

[شناسه: ۳۱۱۸] ... دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۴۲
 -۶   
استاد نامی؟؟؟؟؟؟؟ گلپا استاد نامی؟؟؟؟؟؟؟ یاللعجب!!!!
[شناسه: ۳۱۲۲] ابراهیم-ساز خاموش دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۴۷
 -۱   

[شناسه: ۳۱۲۵] پپری سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۴:۳۶
 ۰   
با نظرتان در مورد تصنیف مرغ سحر کاملا مخالفم
براستی اجرای مرغ سحر در شب های کنسرت همایون تمسخر صاحب نظران را به همراه داشت؟؟؟؟؟؟؟آزردگی خاطر اهالی هنر را در پی داشت؟؟؟؟؟؟؟
اگر چنین بوده است برای این صاحب نظران خیلی متاسفم
به نظر من اجرای مرغ سحر نشانه اعتراض است به خیلی چیزها.....
همایون در شب پایانی کنسرتش به خاطر قطع برق که واقعا شرم آور بود چه کار دیگر جز اجرای مرغ سحر از دستش بر میامد انجام دهد تا نشانه اعتراض خودش و ما باشد....
ودر پایان از دیدن جمله ی( به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی) در سایت شجریانی ها واقعا تعجب کردم
شگفتا!!!!!!!!!!!!!
[شناسه: ۳۱۲۶] عطا نویدی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۵:۳
 ۶   
در جواب نظر بالا ((پپری))
باید عرض کنم گویا ایشان ضد انقلاب هستند و گویا سایت شجریانی هخا را هم جایی مثل ماهواره ی های خائن به ملت فرض کردند که باید نظرات متخاصمانه ی خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی منعکس کند .
من اولین باری است که برای شجریانی ها چیزی ینویسم . آیا رویکرد این سایت تاکنون ضد انقلاب بوده؟

[شناسه: ۳۱۳۳] فرحناز سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۰
 -۱   
سلام سلام

دست مریزاد آقای نویدی!

هرچند جای جایی کمی اختلاف نظر داریم اما از نوشته تان لذت بسیار بردم.

البته در ادامه ی نظرات پیشین باید عرض کنم همایون شجریان مرغ سحر را در اجراهای پیشین خود در سوئد و آلمان و ... هم اجرا کرده بود. زیاد ربطی به قطعی برق نداشت!

و ...
اعلام هم شده است که نظرات نویسندگان این ویژه نامه کاملا شخصی بوده و نویسنده ی محترم ــ جناب نویدی ــ نیز از همین حق برخوردار هستند.
بهتر نیست به قسمت های اصلی مقاله ـ که پربار هم هست ـ بیشتر توجه شود تا به حاشیه ها؟
[شناسه: ۳۱۳۶] بهزاد هوشمند سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۴۵
 ۲   
سلام!
در مجموع فکر میکنم مقاله خوبی بود، اما در مورد اون مرغ سحر اون کنسرت و دویدن اون آقا از پله ها و اینها، من دوباره فیلم رو دیدم، اگر درست به خاطر داشته باشم اون پله ها به صندلی ها نمیرسه و میره بالای سن که معمولا دوربین و پروژکتور و اینها میذارن

[شناسه: ۳۱۳۷] عطا نویدی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۴۹
 ۵   
دوست محترم
فرحناز
از شما و دیدگاهتان سپاسگزارم
من از اجراهیا دیگر مرغ سحر آگاه بودم ولی برایم بسیار جالب بود که بسیاری از دوستان و خوانندگان متاسفانه از روی سادگی هر اجرای آن را سریع ربط میدهند به سیاست . البته که این تصنیف سیاسی است . ولی نباید در هر شعار و نماد و نشانه ای آنقدر زیاده روی کرد که اصل مطلب فراموش شود . و مرغ سحر نشانه ای برای شجریان ( یا متاسفانه شجریانها ) شود . در هر حال این ترانه بسیار زیبا و جاودان است و به زعم من هیچ اجرایی مانند همان اجرای سال 69 که شجریان به یاد مرتضی خان نی داوود اجرا کرد زیبا و منطقی نبود.
[شناسه: ۳۱۳۸] عطا نویدی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۸:۲۷
 -۳   
دوست خوب و نکته بین
بهزاد هوشمند
بله آن پله کان به صندلی ها میرسید که الان برداشته شد . من خودم در سال 84 از روی همین پله کان به روی سن آمدم و استاد را بوسیدم .

[شناسه: ۳۱۴۲] اردیبهشت سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۲
 -۲   
بله فرحناز جان همایون مرغ سحر را در کنسرت های قبلیش هم اجرا کرده بود اما قبول دارید شب آخر وقتی استاد هم به روی سن آمد تا همایون را همراهی کند به قول دوستمان نشانه ی اعتراض بود به قطع برق؟؟
راستی آقای نویدی کاش نمی نوشتید اجرای مرغ سحر باعث تمسخر شده است چون بدون شک استاد و البته همایون آن قدر با درایت هستند که بدانند مرغ سحر را در پایان کنسرت ها بخوانند یا نه
سپاس
[شناسه: ۳۱۴۳] سینا جوکار سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۲۹
 -۱   
مقاله ی خوبی بود اما در بعضی از قسمت ها سلیقه ای رفتار کرده بودید آیا همین بی تو به سر نمی شود و فریاد نبود که نامزد جایزه گرمی شدند؟

[شناسه: ۳۱۴۴] میثم سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۴
 -۱   
اول : تشکر از شما
دوم:تکرار مرغ سحر ملال آور که نیست، بعلاوه مثل خیلی از کارهای استاد شجریان شنیدنی ام هست
من خیلی از کارهای شجریان رو بالای صدها بار شنیدم ، وبازم از اونا لذت میبرم.
قبول کنیم که نقد استاد شجریان سخته.............
[شناسه: ۳۱۴۵] عطا نویدی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۵۶
 ۰   
دوست محترم
سینا جوکار
من پیشتر هم عرض کردم این مقاله و یا هر مقاله ای 100در100 سلیقه ای است . اصلا مگر مقاله نویس ربات است که ذوق و سلیقه نداشته باشد ؟ بله من از دیدگاه خودم نقد میکنم .
در مورد جایزه ی گرمی یاید عرض کنم تا به این آثار برای این کاندید شدند که از نظر صدا دهی سازها بسیار قدرتمند بودند . اصولا در آثار موسیقی ایرانی از تمامی قدرت ساز استفاده نمیشود ولی در دو اثر حسین علیزاده مثل بهتماشای آبهای سپید و فریاد و حتی بی تو به سر نمیشود به لحاظ تبحر آهنگساز و نوازندگان حجم صدادهی سازها بی نظیر بود . اگر یادتان باشد استاد شجریان در خاطره ای یاد آوری میکند که پس از اجرای کنسرت در امریکا یکی از موسیقی شناسان به شجریان گفت من صدای یک ارکستر را میشنیدم .
این نوع تنظیم برای خارجی ها هم بسیار مورد قبول میافتد و صدای شجریان هم که بسیار به جذابیت کار می افزاید .
اما من و بسیاری از دوستان موسیقی دان و کارشناس که من کوچکترین آنها هستم ، نمیتوانیم نقد منبع نقد خود را نظر کسانی قرار دهیم که از موسیقیایرانی و تحولات آن کوچکترین اطلاعی ندارند . شما باور کنید موسیقی دانان آن طرف مرزها به هر دلیل کمترین اطلاعی در مورد موسیقی ایرانی ندارند و این انتخاب هایشان بیشتر تحت تاثیر سازبندی و علمی بودن و علی الخصوص نام آهنگسازی مثل علیزاده است.. وگرنه اگر قرار باشد یک اثر به عنوان برترین اثر موسیقی ایرانی شناخته شود شک نکنید آن اثر «دستان» است نه فریاد.

[شناسه: ۳۱۴۶] بهزاد هوشمند سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۵
 -۱۱   
آهان...
نمیدونستم!
ممنون
[شناسه: ۳۱۴۷] سهند سلطاندوست سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۲
 -۴   
آقای نویدی عزیز،
می‌توانم بپرسم که شما با کدام‌یک از داوران گرمی در ارتباط هستید که این‌گونه مطمئن از متر و معیار ایشان برای انتخاب آثار سخن می‌رانید؟ شما مدعی هستید که «از دیدگاه خودتان نقد می‌کنید» ؛ اما گویا از علم غیب هم برخوردار بوده و دیدگاه دیگران را هم می‌دانید. حتی اگر این «دیگران» را، هرگز ندیده و نشناخته باشید! از کجا کشف فرموده‌اید که داوران گرمی «از موسیقی ایرانی و تحولات آن کوچک‌ترین اطلاعی ندارند»؟
در آخر از شما عاجزانه درخواست دارم که سلیقه‌ی خودتان را فریــاد نکشید... «اگر قرار باشد یک اثر به‌عنوان برترین اثر موسیقی ایرانی شناخته شود، شک نکنید آن اثر دستان است، نه فریاد» این جمله و از این دست جملاتی، که «سلیقه‌ی شخصی» را به‌گونه‌ای چندش‌آور فریاد می‌کشند، حال مرا خراب می‌کند.
موفق باشید

[شناسه: ۳۱۴۸] عطا نویدی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۰
 ۰   
من به گفته ی خود ایمان دارم
حتی اگر حال شما خراب شود!
[شناسه: ۳۱۴۹] پری چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲:۱۴
 ۲   
ای کاش هر کسی به خود اجازه نمی داد استاد رو نقد کنه

[شناسه: ۳۱۶۰] ساحل چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۵۳
 ۱   
چقدر تناقض !!!! شما پاچه خوار حکومتید؟؟؟ کجایش شکوهمند بود ؟؟؟ خودتان که اشاره کردید به جنگ و وضع گندیده ی اقتصادی. چه شکوهی! واقعا که
کجای انقلاب مردمی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[شناسه: ۳۱۶۱] مانی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰:۵۱
 -۵   
ببین آقای محترم وقتی اینقدر سرت رو زیر برف کردی و نمی خوای واقعیت رو ببینی تعجبی نداره که میای تو این وبسایت و از این دم میزنی که هیچ تناقضی بین جهت گیری این سایت و انقلاب شگوهمندت نمی بینی. اگر یک مطلب، حتی یک مطلب از پست های این وبسایت رو خونده بودی می دونستی که در شجریانی ها کسی برای امثال شما سینی نمی گردونه. خیلی برام جالبه که امثال تو که هیچ حرمتی برای آزادی بیان دیگران قائل نمی شن چطور به خودشون حق می دن که بیان عقاید سخیفشون رو به اسم نقد توی جایی که متعلق به حکومتی که جیره خوارش هستید نیست منتشر کنن. پیشنهاد می کنم برگردید و مطالبتون رو در وبلاگ خودتون منتشر کنید.
خیلی باید بی حیا و پر رو باشید که بیاید در این وبسایت وزین و با ادبیات روزنامه کیهانی ها بنویسید. کجا؟ بله. اینجا: منتقدان این کار همایون را... (نقل به مضمون) کدوم منتقدان؟ میشه مشخص کنید؟ دقیقا مثل کیهانی ها! یک چیزی روی هوا می پرونید و بعد ازش استفاده می کنید. یک حرفی رو توی دهن چند نفر موجود موهومی می گذارید و مطلبتون رو با تخریب ادامه می دید. از این گذشته کسی رو که به حرف های شما اعتراض می کنه ماهواره ای و هخا و خیانت پیشه می خونید؟ این متهم سازی ها و این انگ زدن ها هم از سیرت کیهانی شما خبر می دهد. شرم بر شما باد.
خجالت بکشید آقا. وقاهت شما و نظام مقدستون گوش فلک رو کر کرده، مگر جز اینه که این موسیقی از همین نظام مقدس بیشترین ضربه ها رو خورده؟
ایزد را هزار مرتبه سپاس گذارم که مردم سال هاست با عقیده ی سیاسی شحریان بزرگ همراهند و شجریان با عقاید سیاسی مردم. نه با امثال شما انقلابیون مردمی!

[شناسه: ۳۱۶۲] علی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱:۳۰
 ۰   
عطای نویسنده تو واقعا طرفدار شجریان هستی ؟ دوستش داری ؟
یا استخدام وزارت ارشاد ؟
[شناسه: ۳۱۶۴] علی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱:۳۸
 -۶   
میلیون ها تومن پول ملت توی بم داره خاک می خوره ؟ آره ؟
پس چرا از میلیارد ها دلار پولهای ایران که توی خزانه ها و توی جیب ملتهای دیگه داره خاک می خوره حرف نمی زنی ؟
من خودم سه باری که به بم سفر کردم از نزدیک دیدم که توی هر بار رفتنم با وجود بودجه ی خیلی کم پروژه اما داره پیش میره و تکمیل میشه
سالها طول میکشه تا بفهمی شجریان توی بم چه کرد!

[شناسه: ۳۱۶۵] نویدی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲:۷
 ۲   
در جواب
جناب آقای علی باید عرض کنم
فعلا که ما هر چه از بم شنیدیم این بود که این پروژه به 12 میلیارد تومن پول نیاز دارد و آخرین خبری که داشتیم این بود که تنها نزدیک یک میلیارد تومان از این پول به دست آمده. و باز در حالی ست که استاد شجریان اعلام کردند مزایای کنسرت سالهای 84 و حتی سالهای بعد را به این پروژه اختصاص نمیدهند .
آیا این 12 میلیار تومن را باید دولت بدهد ؟ اگر اینطور است چرا کار را خود دولت در دست نمیگیرد؟ اگر هم مردم باید بدهند سوال اینجاست چرا هیچ نهادی مردمی درست نمیشود که به نحوه ی مصرف کمکهای مردمی نظارت کند؟
دوست عزیز من در مورد جاهای دیگر دنیا مثا فلسطین و لبنان و سوریه و ... بحثی نکردم
آنجا را باید منتقد سیاسی رسیدگی کند از حوزه ی دانش بنده خارج است . من در حد حوزهی دانشی خودم حرف میزنم. پس مغلطه نفرمایید.
در پایان امیدوارم این که فرودید"سالها" لااقل این مدت به عمر ما یا نسل بعد ما برسد و ببینیم باغ هنر بم چه شکلی است.
[شناسه: ۳۱۶۶] نویدی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۵:۲۵
 ۲   
مدیر محترم سایت چرا جواب مرا برای آقای مانی منتشر نکردید؟

[شناسه: ۳۱۶۹] علی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۱۱
 ۵   
آقای نویدی
نخندانید من را (این چه بخش نظراتیه که صورتک قهقهه نداره )

«حوزهی دانشی خودم»
=)) =))

ایول این حوزه ات رو عشق است
ولی عطای نویسنده شما از کجا شنیدی که این پروژه 12 میلیارد پول لازم دارد؟
چند تا بحث: یکی اینکه منبع این صحبت ات از کجاست
چون چیزی که من می دونم تقریبا الان یک سوم این مبلغی که شما اعلام کردی رو لازم داره . بدون مدرک هم نمی گم و خودم هم با مسئولای شرکت همشار (بهار مشیری و فرداد خواجه نصیر) صحبت کردم

[ویرایش شد]

سوم اینکه مگه زمانی که شجریان پروژه رو شروع کرد (به قول شما و استناد عطا نویدی و نه مدارک خودم) 12 میلیارد پیش بینی شده بود؟ هان؟
پس ایراد از یه جا دیگه ست

پس شما مغلطه نکن
و اینکه هیچ وقت از حوزه ی دانشت جایی حرف نزن . چون خودت را کوچک می کنی
[شناسه: ۳۱۷۲] عطا نویدی پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۵۴
 ۰   
جالب است در این سایت
تمامی جوابهای من به آقایان خواننده ی سایت و مطالبم
با نهایت بی شرمی سانسور میشود.
من حتی حق ندارم از خودم دفاع کنم
ولی دیگران حق دارند هر چیزی میخواهند به من بگویند.
من دیگر به مطالب و نظرات این سایت کاری ندارم
خود بگویید و خود بخندید و خود مرد هنر مند باشید و تاب انتقاد و حتی جواب کسی را نداشته باشید!
در این راه موفق باشید!

[شناسه: ۳۱۷۵] آیت جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۷:۳۶
 -۵   
سلام آقای نویدی
مطلب شما را خواندم اگر سابقه قبلی شما را نداشتم مطمینا ایمان می آوردم که از منتقدان خشک استاد شجریان هستید. بیشتر تحلیل شما بر ‍‍پایه اشعار سیاسی و مجوز گرفتن ها و بریدن از گروه سه نفره و چهار نفره بود (به درستی یا نادرستی اش کاری ندارم‌) و اینکه بعد از همکاری استاد علیزاده آثار ایشون بیشتر سیاسی می شود...حال آنکه من اولین بار هست که می شنوم استاد شجریان خواننده ای است که سیاسی می خواند! میتوان آثار استاد را از نظر انتخاب اشعار _ فرم موسیقیایی _ آهنگسازان و گروههای مختلفی که با وی کار کرده اند بررسی کرد و نمیدونم چرا شما اینگونه تحلیل کرد. البته تسلط شما به تاریخچه کارهای استاد ستودنی هست ولی از این تحلیل چیز خاصی دستگیر من نشد. این قسمت از مقاله را بدون دلیل ذکر کردید و نگفتید چگونه متوجه شدید که " با کمال بی‌میلی با همان گروه ادامه و به اجرای کنسرت «ساز خاموش» و «سرود مهر» تن داد" و واقعا اگر کاملا بی میل بودند چه ضرورتی داشت که کنسرت بگذارند!!
مطلب دیگر آنکه بعضی دوستان و شما گفتید که اگر همایون که مرغ سحر را اجرا کرده در پاسخ به مسایل قطعی برق و سیاست زدگی بوده ولی میدونید که در آلبوم منتشر شده هم این تصنیف قدیمی وجود داره و واقعا مشخص نیست که چرا این تصنیف که دیگه لزومی نداشت در آلبوم قرار گرفته است؟؟ ‍پس مشخص هست که بحث سیاسی نبوده و نیست. نمیدونم چرا قصد دارید کار موسیقی و هنری شجریانها را سیاسی جلوه بدهید. به هر روی امیدوارم که تحلیل آثار استاد را از دریچه ای انجام بدهید که به موسیقی کمک کند و دید آسیب شناسانه داشته باشد.
با س‍پاس و احترام
[شناسه: ۳۱۸۴] ساحل جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳
 ۱   
آقای نویدی لطفا انقدر حق حق راه نندازید اگر جوابی دارید به سوالات ما بدهید
حتما بی احترامی کردید که نظر شما تایید نشده وگرنه در این‌جا همه‌ی حرف‌های حق بدون بی احترامی ثبت می‌شوند
حالا که شما جواب نمی‌دهید معلوم شد که حق با ماست چون این حرف حق است که جواب ندارد

[شناسه: ۳۱۸۵] ساحل جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۵
 ۳   
آقای نویدی
حالا که شما جواب نمی‌دهید معلوم شد که حق با ماست چون این حرف حق است که جواب ندارد مرگ بر استکبار مرگ بر استبداد
[شناسه: ۳۲۲۳] دل مجنون سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰
 -۱   
سلام.
گاهی اوقات از اینکه مدام به سایت شجریانی ها سر می زنم، حس پشیمانی سراغم می یاد. وقتی میبینم سایتی که حتی به مخاطبان خودش احترام نمیزاره، احساس دل زدگی پیدا می کنم. من نمیدونم این مقاله بی محتوا، که حتی ارزش نداره بر روی چرک نویس و کاغذ باطله هم نوشته بشه، چطور به سایت محبوب و پرطرفدار شجریانی ها راه پیدا کرده؟ یعنی هر کسی هر چی دلش خواست میتونه اینجا بنویسه؟ این آقا که هنوز الف تا ب موسیقی نمیدونه چیه، هنوز سر سوزنی از استاد شجریان شناخت نداره، مطالبی می نویسه که حتی ارزش نگاه کردن هم نداره، چه برسه به خوندن. من اینجا از نویسنده مقاله دلگیر نیستم، چون ایشون چیزی از استاد نمیدونند، چیزی از احساس و علاقه مخاطبان استاد اطلاعی ندارند، من از مسولان سایت شجریانی ها دلگیرم که چرا اجازه میدند هر مطلبی اینجا چاپ بشه. آیا این توهین به ما نیست. ما که از روزی سایت راه افتاده، تا به امروز سایت رو تنها نذاشتیم، باید با این مقاله های بی ارزش و کم محتوا، جوابمون داده بشه؟؟ آیا مثل (از ماست که بر ماست) در مورد سایت شجریانی ها هم اتفاق افتاده؟ واقعا دست مریزاد.



شجریانی‌ها:

پاسخ: دوست گرامی؛ در هر حال این سایت محلی‌ست برای همه‌ی دوست‌داران استاد شجریان. اگر از چندهزار بازدید روزانه، چند درصد هم نگاهی انتقادی به برخی فعالیت‌ها داشته باشند، این سایت به‌عنوان سایت دوست‌داران استاد، می‌تواند از میان خیل مطالبی که در ستایش فعالیت‌های استاد شجریان منتشر شده است، چند مطلب انتقادی نیز منتشر کند.
همانطور که در این ویژه‌نامه نیز چندین طلب انتقادی و چندین مطلب تدافعی را می‌خوانید.
به‌هر روی مشی این سایت در صفحه‌ی «اهداف سایت» به‌شکلی مفصل شرح داده شده است. شجریانی‌ها: محلی برای همه‌ی دوست‌داران استاد شجریان...
اما از مشاهده‌ی این سایت احساس پشیمانی نکنید؛ احساس پشیمانی شما از مشاهده‌ی این سایت که تنها با عشق و علاقه‌ی دوستداران استاد تهیه شده است، احساس یأس ما را در ادامه‌ی راه همراه خواهد داشت...

[شناسه: ۳۲۲۶] محمد سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۳:۱۵
 ۱   
هنوز مطلب شمارو نخوندم.ولی عالیه، چون درباره استاد شجریان هست عالیه..........
[شناسه: ۳۳۴۲] علی جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۵۲
 ۶   
سلام

مطلبت را بطور کامل خواندم. جدا از اشتباهات املایی که باید اصلاحش کنید ( مانند حنجره نه هنجره !) موارد غیر قابل قبول دیگری هم دارد . عجیب نیست اگر به قول شجریانی ها خود سانسوری کرده ای !!
ولی مورد خیلی مهم عدم تطابق تیتر انتخابی با کلیت نوشته است. نوشته ات بررسی خاطراتت از کارهای استاد شجریان است که با چه کسانی کار کرده ویا در چه البومی چه نوازنده ای تنبک زده است ! باید بدانید مرور خاطرات نوجوانی شما به معنی سیر تحولات سیاسی و اجتماعی در اثار استاد نیست. این عدم تطابق در قسمت ابتدایی و انتهایی کمتر دیده میشود و درا این دو قسمت که متاسفانه بخش کوچکی از نوشته را در بر میگیرد بهتر حرکت کرده ای اما در همان قسمت ها هم بی نصیب از خاطره گویی و گزافه گویی نیستی.

تاثیرات انقلاب بر گروه عارف و شیدا را که صد ها بار خوانده ایم و حال شمایی که در ان روزگار نبوده اید برای ما یکبار دیگر داستان تکراری بنویسید که چه شود ؟
در اوج خواندن استاد شجریان در البوم در خیال چه ربطی به کلیت نوشته شما دارد ؟ مگر شما قراراست نقد اواز در نوشته تان داشته باشید با ان عنوان پر طمطراقی که انتخاب کرده ای؟
اینکه همایون در اهنگ وفا اولین تجربه را دارد یا در کنسرت تابستان مرغ سحر را می خواند چه ربطی به پدرش دارد ؟ همینطوری به ذهنت یک چیزی اومد نوشتی دیگه ..نه ؟
باور کن خاطراتت که هر کدام از روزنامه ای یا مصاحبه ای در ذهنت جا گرفته به معنی تاثیر سیاسی اجتماعی حتی بر خودت هم نیست چه رسد به خیل مخاطبان استاد شجریان.

امیدوارم بفهمی که همه کسانیکه ایراد می گیرند دشمن نیستند همانطوریکه شما با مدرک کاردانی زبان خود را کارشناس موسیقی میدانی و به قول خودت به استاد برجسته اواز در این سه دهه اخیر نقد می کنی و من قبول دارم که دشمن استاد نیستی

به امید تعقل و تدبر بیشتر ما - علی


[شناسه: ۳۳۶۰] آرمان دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۴:۷
 ۱   
با سلام
یه نکته بگم، در مورد نقل قول ها و رفرنس ها دقت کنید... من محققم البته نه در حوزه موسیقی ولی تا جایی که یادمه اون تیکه روزنامه شرق رو خود استاد تکذیب کردند که همان موقع هم که من شرق رو خوندم فهمیدم که این تیکه وصله نچسبه و برای بازارگرمی های انتخاباتی بوده والا شجریان هیچ وقت اینطوری انتقاد نمی کنه چون زبان انتقادش فرق داره اونایی که باهاش مأنوسن اینو فهمیدن! استاد بی تدبیر نیست که اینطوری تیز و با این ادبیات به حاکمان بتازد...
در کل مقاله نسبتاً خوبی بود. ممنون
[شناسه: ۳۴۲۳] حرفه حق چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵۹
 ۵   
ببین چقدر دنیا هر کی هر کی شده که هر کس از راه میرسه مطلب و نقد مینویسه ........
اشکالی نداره این نیز بگذرد....
خوب شد با این مطلب از فواید انقلاب اسلامی آگاه شدم بعد این چند سال ......

[شناسه: ۳۴۹۲] حسين دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۱۹
 ۱   
شجریان دیگر قدرت اجرایی آن روزگار دهه‌ی ۶۰ را که با یک پیراهن همرنگ با پس زمینه، روی صحنه می‌رفت و اثری ماندگار را خلق می‌کرد، نداشت ?
کجاي سه ساعت برنامه (غوغاي عشقبازان و سخن عشق ) شاهکار نبود?
بي انصافي است آقاجان
[شناسه: ۳۵۷۱] مسلم جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۵
 ۰   
پست بسیار زیبا و پر محتوایی بود.
با این اوصاف من با بعضی از نظراتتون مخالفم.
مثلاً اینکه شجریان اوج آوازشون توی درخیال هست.
شما یک بار دیگه باید آواز بیات ترک دلشدگان و یا مخالف چهارگاه دستان و یا حتی آواز دشتی گنبد مینا را گوش کنید، در ثانی قدرت خوانندگی که به بالا خواندن نیست، اتفاقاً شما به آثار خواننده های جوان به عنوان مثال آقای علیرضا قربانی نگاه کنید، مشکل در بم خوانی بیشتر از توی اوج خواند هست. از آن طرف بم خوانی بی نظیر استاد شجریان رو در سرود مهر گوش کنید- دو چشم مست میگونت ....- من که حتی از مرحوم بنان هم این بم خوانی رو نشنیده ام!
راجع به مجید درخشانی هم باید بگویم ایشان اینقدر شخصیت متواضعی دارند که در جای جای کارهاشون از همه اساتید تقدیر کردند و میکنند!
خیلی ممنون از انکه برای ههنر دوستانی مثل ما بابی رو باز کردین که بتونیم به دور از هر هیاهویی بخوانیم و احیاناً بنوسیم!
حق نگهدار شما!

[شناسه: ۳۶۴۵] عطا نویدی/ در جواب مسلم یک‌شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۱
 -۱   
جناب محسن گویا مقاله را درست نخواندید
من عرض کردم دیگر پس از در خیال استاد نتوانست اینچنین در اوج بخواند .
حالا این جای بحث هم دارد ولی نگفتم شجریان تنها در در خیال اوج میخواند .
اشتباه متوجه شده اید .
[شناسه: ۱۰۱۲۹] nader سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۷:۳۳
 -۳   
سلام من خیلی متاسفم از اینکه شخصی با این اطلاعات چنین اظهار نظری در مورد استد وفرزند گرامیشان میکنند چرا که مثل اینک ایشان با همایون پدر کشتگی دارند چون نوک پیکان در تمامی کلمات به سمت همایون میباشد واقعا متاسفم

[شناسه: ۱۱۴۶۹] فاطمه علیان جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۶:۵۶
 ۰   
مقاله ی خوبی بود اما در بعضی از قسمت ها سلیقه ای رفتار کرده بودید آیا همین بی تو به سر نمی شود و فریاد نبود که نامزد جایزه گرمی شدند؟
کل نظرات: ۴۰ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۰ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۱


اطلاعیه [آرشیو]

آغاز به‌کار بخش اخبار موسیقی
سرویس «دیگر اخبار موسیقی» در «شجریانی‌ها»، به‌طور آزمایشی آغاز به‌کار کرد.
در این بخش، اخباری از موسیقی ایران، هنرمندان و فعالیت‌های موسیقایی که در زمینه‌ی فعالیت‌های استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان نیست، قرار می‌گیرد.
فهرستی از آخرین ارسال‌های این سرویس را در صفحه‌ی اصلی مشاهده می‌کنید (+)
همچنین، برای پیگیری راحت‌تر اخبار می‌توانید از خروجی RSS ویژه‌ی این سرویس استفاده نمایید.
امید است تا با یاری شما بتوانیم محیطی پویا پیرامون موسیقی اصیل ایران را فراهم آوریم.
وب‌سایت شجریانی‌ها
ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما Simorq - A music project

درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

انجمن شجریانی‌ها

سالشمار نوین «شجریان»‌ها به دو زبان

مقاله‌های اخیر

ما برای وصل کردن آمدیم/ استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من استما برای وصل کردن آمدیم
استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من است

استاد محمدرضا شجریان در جریان برگزاری تور آمریکا و کانادای سال ۱۳۸۹ همراه با گروه «شهناز»، در نشستی صمیمی، چند دقیقه‌ای از گروه «شهناز»، مجید درخشانی، سرپرست گروه و سازهای ابداعی سخن گفتند.

در ادامه می‌توانید متن و فایل تصویری سخنان استاد را ببینید

ادامه »
معرفی امکانات و بخش‌های جدید «شجریانی‌ها»
«سیمرغ» درختی‌ست که میوه‌اش سهم جمع بزرگی‌ست
از غافلگیری در کنسرت پیش رو تا آرزوی همراهی مجدد با پدر
اگر دین ندارند، دستِ کم آزاده باشند
اصالت آری ؛ سنت نه
گفتاری از محمدرضا شجریان درباره‌ی استاد جلیل شهناز
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا

خبرهای اخیر

با ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:/ تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهربا ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:
تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهر

استاد مجید درخشانی، سرپرست گروه موسیقی «شهناز» با ارسال متنی برای وب‌سایت «شجریانی‌ها» انجام مصاحبه پیرامون برنامه‌های گروه شهناز با یکی از خبرگزاری‌ها را رد کردند. متن این یادداشت را در پی می‌خوانید...
ادامه »
فولدر ادعیه‌ی ماه مبارک رمضان
۱۵ مرداد؛ کنسرت استاد «محمدرضا شجریان» در فستیوال بیت‌الدین
استاد محمدرضا شجریان مهمان کنسرت «سیمرغ» [+ تصاویر]
نخستین شب پرواز سیمرغ به‌روایت تصویر
نخستین شب کنسرت همایون شجریان و ارکستر «سیمرغ»
کنسرت گروه «سیمرغ» با خوانندگی همایون شجریان در تهران
«شهبانگ» شجریان در کنسرت تهران
احتمال برگزاری کنسرت استاد شجریان همزمان با روز بزرگداشت حافظ در شیراز
پاییز امسال؛ برگزاری کنسرت‌های استاد «محمدرضا شجریان» در ایران
بازگشت استاد محمدرضا شجریان به ایران

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد