Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۱۵  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۲
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟!

«من از صدای استاد شجریان لذت بسیار می‌برم.» همین یک جمله کافی است. کافی است برای محکوم شدن. محکوم شدن به گناه ناکرده: گناه «تعصب کورکورانه».
من و ما به آوازهای شجریان گوش می‌دهیم. با تصنیف‌هایش ساعت‌هایمان را پر می‌کنیم. پی‌گیر آلبوم‌های تازه هستیم و ایشان را «استاد» خطاب می‌کنیم. اما همین که این واژه را به‌کار می‌بریم یا شمه‌ای از احساساتمان را بر زبان می‌آوریم، مُهر دهشتناکی بر پیشانی عقاید و اندیشه‌هامان می‌کوبند. محکوم می‌شویم به تعصب کورکورانه. تا به حدی که‌ترسیده شده‌ایم کلمه‌ای از مکنونات قلبی‌مان را فاش کنیم. تا آنجا که نوشته‌ها و گفته‌هایمان به خودسانسوری کشیده شده است. آخر دانسته‌ایم که واژه‌ی «متعصب» یک جور ناسزای ادبی به‌شمار می‌آید!

بد نیست نگاهی تازه به این واژه بیندازیم. «تعصب» در لغت به معنای جانب‌داری کردن، حمایت کردن، به چیزی دل بستن، مقید بودن و سخت از آن دفاع کردن است. (عمید، حسن. فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر. ۱۳۷۴. مدخل تعصب) طبق این تعریف هر طرفداری خواه‌ناخواه متعصب شمرده می‌شود؛ اما باید پذیرفت که تعصب دو گونه است. تعصب نادانسته و کورکورانه و تعصب دانسته و هوشیارانه.

بسیاری از طرفداران صدای محمدرضا شجریان هستند که او را با پیش خطاب «استاد» می‌خوانند. عده‌یی لقب «خسرو آواز ایران» بر وی می نهند و گروهی «اسطوره» می‌نامندش. بیشترین انتقادی که به هواخواهان شجریان وارد است، بر سر همین چند واژه است. اگر کسی یا کسانی نیز سخنانی اغراق‌آمیز در حق وی گفته‌اند، شامل حکم «النادر کالمعدوم» می‌شوند.

این نوشته را قصد اثبات درستی گفته‌های هواخواهان شجریان در سر نیست. تنها قدری انصاف را به مسند داوری می‌نشاند و می‌کوشد واقعیات زندگی این هنرمند را در قالب گفت‌وشنود به قضاوت بنشیند. تا به یاری «حافظ» و در عین تبرئه شدن از تهمت تعصب کورکورانه، از زحمات این هنرمند شهیر ایرانی، قدردانی کوچکی کرده باشد.

×××

آدم منصف اول: آیا شجریان همان‌قدر که معروف است، محبوب هم هست؟

آدم منصف دوم: کلید گنج سعادت قبول اهل دل است / مباد آنکه درین نکته شک و ریب کند

» این محبوبیت از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
» از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند / که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

» می‌گویند به‌خاطر آثار و زحماتی که برای موسقی اصیل ایرانی کشیده، در سایر کشورها ستوده شده و جایزه دریافت کرده است...
» هاتف آن روز به من مژده‌ی این دولت داد / که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

» حتماً ارباب رسانه‌ها با جنجالی‌ترین تیترهایشان زحماتش را پاس داشته‌اند. سایت‌های بسیار اقداماتش را ارج نهاده‌اند و حتی نویسندگان بزرگی در حمایتش قلم زده‌اند!
» ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم

» این فرد ـ هرکه می‌خواهد باشد ـ مگر نه اینکه این همه خواننده از او تقلید می‌کنند، مگر نه اینکه تمام دستگاه‌های موسیقی، ردیف‌ها، گوشه‌ها، تکنیک‌های خوانندگی و زیر و زبرهای آواز و تصنیف را می‌داند؟ حتماً با این همه دانش، بسیاری بر آنند که مهر و هزینه در طبق اخلاص نهند و پیش‌کشش نمایند تا او به‌راحتی خیال، شاگردانی درخور پرورش دهد و تقدیم موسیقی اصیل سرزمینش سازد.
» فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس!

» شجریان حتماً به سیاست‌های تلویزیون درباره‌ی نشان ندادن سازها، بها دادن به خواننده‌های ناوارد و... اعتراض کرده است. آخر راهی که آنها در پیش گرفته‌اند تنها به نابودی موسیقی ایرانی می‌انجامد.
» ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنرست / چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

» حتماً از طرف مسئولین مربوط مورد استقبال قرار می‌گیرد. برایش تبلیغات می‌شود، آسایش خیالش فراهم می‌شود. هرچه باشد در وطن خودش و برای مردم خوش می‌خواند. موسیقی کشورش را سرپا می‌دارد، با تمام سختی‌ها و گرفتاری‌ها...
» شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین‌هایل / کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها؟!

» با خواندن او که مخالف نیستند؟ مگر نمی‌خواهند موسیقی سنتی ایران حفظ شود؟
» ز روی دوست، دل دشمنان چه دریابد / چراغ مرده کجا شمع و آفتاب کجا

» چه‌طور تا به‌حال توانسته به خواندن ادامه دهد؟ دیگران با وجود کارشکنی‌ها عرصه را‌ترک گفته‌اند؛ اما او همچنان می‌خواند.
» تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی، خدا بکند

» تمام عمرش را صرف موسیقی این مملکت کرده است. بایدها و نبایدها را به خاطر آن تحمل نموده. حتی در ۶۸ سالگی دست از فعالیت نمی‌کشد و این‌سان بر مشکلات صبر می‌کند.
» مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج / بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست

» اما مگر سود مادی آن چقدر می‌شود؟ هیچ. تن به هر کار دیگری داده بود این اندازه مرارت نداشت. دوری‌ها، بی حرمتی‌ها، برکناری‌ها و...
» من همان دم که وضو ساختم از چشمه‌ی عشق / چار تکبیر زدم یک‌سره بر هر چه که هست

» و کار با یک گروه جوان؟ از این ریسک بزرگ نهراسیده و بر موقعیت خودش نگران نشده است؟
» هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد

» مردی کهن گشته و بردباری بر کاستی‌های جوانانی که جویای نامند؟ درحالی‌که می‌تواند با بهترین پیشکسوتان موسیقی همراه شود. از شأن او به‌دور نیست؟
» مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم / شهان بی‌کمر و خسروان بی‌کله‌اند

» درست که هیچ ارگان و یا شخصی کمکی نکرده است؛ اما خود او آیا به فکر‌تربیت شاگردانی افتاده که بتوانند در زمینه‌ی موسیقی اصیل تأثیرگذار باشند؟
» گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند / کس به میدان در نمی‌آید، سواران را چه شد؟

» و مقلدانی که هستند... هیچ یک به‌طور واضح و روشن خود را شاگرد و تالی او ندانسته‌اند...
» تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد / هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

» تنها می‌ماند انتشار آلبوم‌ها و برگزاری کنسرت‌ها. با این همه مخاطبی که دارد...
» یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

» مگر نه اینکه او را به‌خاطر ارج و مقامش در موسیقی اصیل ایرانی، «خسرو آواز ایران» لقب داده‌اند. پس چگونه است که این‌چنین خود را وامدار اساتید می‌شمارد، مدام از آنها یاد می‌کند و اعتراف می‌کند که در محضرشان بسیار آموخته است؟
» خسروان قبله‌ی حاجات جهان‌اند ولی / سببش بندگی حضرت درویشان است

» همنشینی با بسیاری را نمی‌پسندد. معمولاً یارانش گوی نیک‌نامی از خلق روزگار ربوده‌اند.
» نیک‌نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار / بدپسندی جان من برهان نادانی بود

» در هر زمینه‌یی از هنر، دوستانی دارد که از دوستی با او شادمان و مسرور بوده و هستند: هوشنگ ابتهاج، فریدون مشیری، حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، یدالله کابلی، استاد امیرخانی و...
» حسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین / بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود

» جز در مواردی، شاهد تندی او نسبت به بدخواهانش نبوده‌ایم. در مورد هیچ کس بدگویی نمی‌کند؛ حتی برای مقابله به مثل...
» آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت، با دشمنان مدارا

» شاید اگر انتقادها بیشتر، یا شرایط مهیاتر بود، او هم بهتر می‌توانست به کارش ادامه دهد...
» گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد / بسوختیم در این آرزوی خام و نشد

» بسیاری خواسته‌اند راه او را ادامه دهند و نتوانسته‌اند...
» نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند / نه هرکه آینه سازد سکندری داند
    نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاهداری و آیین سروری داند

» و پسرش...
» ای قصر دل‌افروز که منزلگه انسی / یا رب مکناد آفت ایام خرابت

» همان راه را ادامه می‌دهد و همان شیوه‌ی خوانندگی را برگزیده است...
» به کوی میکده هر سالکی که ره دانست / دری دگر زدن اندیشه‌ی تبه دانست

» طرفداران بسیاری هم به‌ویژه در میان جوانان دارد...
» شکرخدا که از مدد بخت کارساز / بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

» برخی معتقدند به پشتوانه‌ی پدر به این جایگاه رسیده است...
» بر آستانه‌ی میخانه هر که یافت رهی / ز فیض جام می اسرار خانقه دانست

» او را تنها مقلد صرف پدر می‌دانند و بس!
» یا رب آن زاهد خودبین که به‌جز عیب ندید / دود آهیش در آئینه‌ی ادراک انداز

» در واقع هم استعداد خدادادی در پرورش صدای او مؤثر بوده و هم حضور دائمی در کنار مردی چون شجریان...
» عاشقی را که چنین باده‌ی شبگیر دهند / کافر عشق بود گر نشود باده‌پرست

» شجریان پیش از انقلاب هم سر ناسازگاری با مسئولین وقت را داشته است. به هیچ فرقه، مسلک، گروه و حزبی تعلق خاطر ندارد...
» یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد / بیا کاین داوری‌ها را به پیش داور اندازیم

» گویا هنر را برتر از همه‌ی اینها می‌داند...
» زیر بارند درختان که تعلق دارند / ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

» با تمام شهرتی که دارد در ارتباط با مردم و طرفدارانش فروتن و متواضع است.
» از آن زمان که بر این آستان نهادم روی / فراز مسند خورشید تکیه‌گاه من است

» دیدگاه او در مورد آینده چیست؟ آیا موسیقی ایرانی را رو به انحطاط می‌بیند یا به آینده‌ی آن امیدوار است؟
» بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم / شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

» خرده‌گیران تازه به دوران رسیده و نوکیسه‌یی هستند که به اسم «نقد» هرچه عقده دارند، می‌گویند...
» ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند / منع جوان و سرزنش پیر می‌کنند
    جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز / باطل درین خیال که اکسیر می‌کنند
    تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز / این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

» و کسانی‌که به اسم حمایت از موسیقی اصیل، بر او خرده می‌گیرند و طعنه می‌زنند...
» جای آن است که خون موج زند در دل لعل / زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

» نام، یاد و آثار او در تار و پود این سرزمین جاودانه خواهد گشت.
» هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده‌ی عالم دوام ما

 



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۳۱۳۲] رومینا سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۵۹
 ۰   
به جانت کز میان جان ز جانت دوست تر دارم
به حق دوستی جانا که باور دار سوگندم...
پاینده باشی فرحناز مهربانم...امیدوارم که همیشه با این قلم پربار برای بهترین ها و عزیزترین ها بنویسی...
 

 
[شناسه: ۳۱۵۰] نوید چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳:۱۸
 ۰   
پیداست که برای تهیه این مطلب زحمت زیادی کشیده اید.
خسته نباشید.
زیبا بود.
 

 
[شناسه: ۳۱۵۹] بيدل پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰:۴۹
 ۰   
درود
خانم فرحناز , مطلب متفاوتتان را در وبلاكم قرار دادم . molana-bidel.blogfa.com
 

 
[شناسه: ۳۱۸۹] عاطفه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۰:۱۵
 ۲   
فرحناز گرامی! هرچه درباره ی استاد شجریان بگویند و بگوییم کم است
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من ...

مقاله ی شما با کنایه های مشهور حافظ به خیلی از ایراداتی که بر استاد وارد می سازند جواب داده است.
به قول خودتان دست مریزاد!
 

 
[شناسه: ۳۲۰۷] علی مدرسی شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۸
 ۰   
سلام خانم فرهادی
خوشحالم که از طریق شما با سایت شجریانی ها آشنا شدم.
موفق باشید.

علی مدرسی
 

 
[شناسه: ۳۲۲۲] محمدرضا سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۹:۳۳
 ۰   
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم در باخته در پایی
من عشق به میهن عزیزمان و ادبیات و مفاخر والا مقام ان را با استاد اموختم و همواره ایشان پیوند جان من با همه چیزم بوده و هست و خواهد بود.هراسی ندارم که دیگران چه انگی به من میزنند اما من انچه را که از من من ساخته است مدیون ایشانم.
 

 
[شناسه: ۳۲۹۲] ghazale یک‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۵
 ۰   
 

 
[شناسه: ۳۴۱۷] مازیار سه‌شنبه ۴ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۳۸
 ۲   
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند ، دیوار زندگی را اینگونه یادگاران
این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند، تا در زمانه باقی است آواز باد و باران

البته شاید کسانی که در محبوبیت استاد شک می کنند و حکم به غرور ایشان می کنند زندگی ایشان را ندیده اند و با ایشان برخورد نداشته اند ... اما بدانند آنچه من به دیدگان خویش دیده ام اگر آنها نیز بینند در خواهند یافت که شجریان بیهوده شجریان نشده.
قدر زر زرگر شناسد .... قدر گوهر گوهری
بی گوهر همان به که نداند شجریان کیست
اگر مغرور هم باشد من به او حق می دهم ... چرا که می دانم غرور او از کجا می اید.
باشد که جاهلان این سنت بزرگ کشی را به کناری نهند و راه تفکر در پیش گیرند.
 

 
[شناسه: ۳۴۳۳] ليلا محبي جمعه ۷ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۴
 ۰   
سلام عزيزم.
دوباره غوغا كردي . خ.ب همينطوري مي نويسي كه مي گن تعصب و طرفداري جانبدارانه اما .... عالي بود... درود....
سال نو مبارك
 

 
[شناسه: ۴۸۱۵] سیما دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۵
 ۲   
خسته نباشید ، مرحبا.
 

 
[شناسه: ۹۸۹۳] سیاوش جمعه ۲۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۰
 ۰   
عالیه بود
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه


آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها

خبرهای اخیر
آغاز به کار انجمن «شجریانی‌ها»
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد