Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۳
مجید درخشانی کیست؟!
مجید درخشانی متولد سال ۱۳۳۵ در سنگسر سمنان است. او از کودکی به موسیقی علاقه‌ی بسیاری داشت و کار موسیقی را به‌طور جدی از نوجوانی آغاز کرد و به هنرستان موسیقی رفت. در هنرستان، از محضر اساتیدی چون خانم توفیق، و آقایان وهدانی و فریوسفی درس گرفت. او جزو موسیقی‌دانانی است که این هنر را به‌طور آکادمیک پی گرفت و ۱۸ ساله بود که به دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و تحصیل خود را در دو رشته‌ی موسیقی و نقاشی ادامه داد؛ اما به همین مقدار یادگیری خود اکتفا نکرد و در حالی‌که در دانشکده به فراگیری موسیقی می‌پرداخت، خارج از دانشکده هم نزد استاد محمدرضا لطفی می‌رفت و به یادگیری ردیف‌های تار و سه‌تار مشغول بود. نزدیکی درخشانی و بهره‌ی وی از استاد محمدرضا لطفی تا حدی‌ست که خود همیشه می‌گوید: «هر چه که دارم از ایشان است».

از سال ۱۳۵۶ و پس از عضویت در گروه «شیدا» به ارائه‌ی آثار هنری به‌همراه گروه «عارف» همچون «چاووش» ۳ (به سرپرستی حسین علیزاده و آهنگسازی محمدرضا لطفی و حسین علیزاده)، چاووش ۶ (به سرپرستی محمدرضا لطفی و آهنگسازی پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی)، چاووش ۷ (به خوانندگی محمدرضا شجریان و شهرام ناظری) و چاووش ۸ (به سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا لطفی و با صدای شهرام ناظری و سیما بینا) و ارائه‌ی آثار مستقلی چون «قاصدک» (با صدای مهدی اخوان ثالث) و «بچه‌ها بهار» (به‌همراه حسین علیزاده) در سال ۱۳۶۰ پرداخت.

در سال ۱۳۶۳ به شهر کلن آلمان عزیمت کرد و در آن کشور به‌مدت ۲۱ سال اقامت نمود و در راه‌اندازی کانون موسیقی «نوا» و برقراری کنسرت‌ها و سمینارهای سالانه‌ی مرتبط با موسیقی ایرانی و انتشار آلبوم‌هایی چون «نسیم صبحدم»، «گمگشته»، «نی‌ریز» و... در این کشور تلاش‌هایی جدی صرف کرد. همچنین از سال ۶۴ شروع به تدریس در دانشگاه هنر کرد. او در رابطه با بیست سال دوری‌اش از ایران می‌گوید: «زندگی در غربت و تحمل بیست سال دوری ناخواسته از ایران، به من آموخت که باید عاشق کار بود تا بتوان در مسیر درست جاری شد و باید بگویم که من عاشقانه با موسیقی زندگی می‌کنم. دوری از وطن، و اتفاقات و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی، نوعی حاشیه‌نشینی و عزلت را برای هر فردی به‌وجود می‌آورد و من هم در طول تمام این سال‌ها جز در مواردی مانند ضبط برخی آلبوم‌ها ارتباط دیگری با موسیقی و کسانی‌که در این حوزه فعالیت می‌کردند نداشتم و احساس می‌کردم که موسیقی ایرانی برخلاف گذشته، طرفدار چندانی ندارد و به‌طبع موسیقی‌دان‌های این حوزه در کنج غزلت نشسته و گاهی هم اثری را تولید می‌کنند ـ البته بخش عمده‌یی از این تصور به غربت‌نشینی خودم بازمی‌گشت - اما وقتی برگشتم و این همه تحول در حوزه‌ی موسیقی ایرانی و به‌ویژه موسیقی اصیل را دیدم، واقعاً برایم شگفت‌انگیز بود و تا مدت‌ها از این همه تغییر گیج بودم. ولی به‌رغم پیشرفت‌هایی که در این هنر داشتیم، فضای حاکم در بین هنرمندان، فضای صمیمی دوران چاووش و شیدا نبود. همه به‌نوعی تغییر رویه داده بودند و این فضا در ابتدا بسیار آزاردهنده بود. قبل از اینکه حضور جوانان علاقه‌مند به موسیقی را از نزدیک ببینم، همیشه احساس می کردم که درک آنها از موسیقی ایرانی و سنتی عمیق و ریشه‌دار نیست و تنها به مسائل سطحی و بازی‌های تکنیکی اهمیت می‌دهند. در واقع این طور تصور می‌کردم که نیروی جوان شناخت کافی از موسیقی به شکلی که انتظار می‌رود، ندارد؛ ولی وقتی نزدیک‌ترشدم و با برخی از آنها کار کردم، نتیجه‌یی عکس گرفتم و متوجه شدم که شناخت نسل جوان از موسیقی بیش ازانتظارم بوده، چرا که علاوه بر شناخت و آگاهی، میل و اشتیاق امیدوارکننده‌یی در آنها وجود دارد.»

مجید درخشانی در سال ۱۳۸۴ پس از سال‌ها دوری از وطن به ایران بازگشته و فعالیت‌های هنری خود را در ایران با تأسیس گروهی ۳۰نفره با نام «خورشید» ادامه داد. آلبوم «فصل باران» نیز ماحصل همکاری اعضای این گروه می‌باشد. ارائه‌ی آلبوم‌های «من طربم» و «بیداردلان» و نیز برگزاری ۱۵ کنسرت در تهران و شهرستان‌ها و همچنین خارج از کشور،  نمونه‌یی از فعالیت‌های درخشانی پس از بازگشت به ایران است. او به همراه گروه خود و دو گروه از تاجیکستان و افغانستان، در تابستان ۸۶، به‌مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا، کنسرت‌هایی در مقر یونسکو در پاریس اجرا کرد.

اما با این همه، می‌توان مجید درخشانی را جزو هنرمندانی به‌شمار آورد که آن‌چنان که باید مورد توجه عموم قرار نگرفته است. نوازنده‌یی که به جرئت می‌توان گفت از آهنگسازان بزرگ و چیره‌دست این مرز و بوم است. شاید اوج هنر مجید درخشانی را بتوان در آلبوم «در خیال» و با صدای گرم و دلنشین استاد شجریان یافت. اثری متفاوت که خواننده آن را تماماً در اوج خوانده و قدرت خود را به رخ می‌کشد. آلبوم در خیال در دستگاه سه‌گاه و آواز بیات‌ترک بوده و در آن از اشعار سعدی و مولانا استفاده گردیده است.

آثار و آلبوم‌های بسیاری نیز از مجید درخشانی با صدای استاد شجریان و خواننده‌های دیگری همانند علیرضا قربانی عرضه شده است. نمونه‌یی از همین آثار، آلبوم «فصل باران» با صدای علیرضا قربانی است. وی در این اثر ادراک خوبی از احساس و خواسته‌های آهنگساز از خود نشان داده است. هر چند شباهت زیاد خوانندگی وی به محمدرضا شجریان (به‌ویژه در آوازها) برای شنوندگان سؤال‌برانگیز و برای اهل فن انتقادبرانگیز است.

درخشانی در ادامه‌ی همکاری با استاد شجریان، در آلبوم «غوغای عشقبازان» به‌عنوان نوازنده‌ی تار با گروه «آوا» همکاری نموده و سپس در قالب گروهی جدید با نام «شهناز» (به یاد استاد شهناز) از تجربه و تبحر خود و استاد شجریان با همکاری نوازندگانی جوان استفاده نموده و کنسرت‌هایی را برگزار نمودند که با استقبال عمومی مواجه گردید. در مجموعه کنسرت‌های درخشانی به‌همراه استاد شجریان و گروه شهناز، انتقاداتی کم و بیش به ایشان وارد گشت؛ انتقاداتی که بیشتر سخن بر آن بود که مجید درخشانی آن نوازنده‌ی قهار سالیان پیش نبود.

وی طی این چند سال حضور مجدد در جامعه‌ی موسیقی ایران، به‌قدری فعال ظاهر شده که دیگر امروز یکی از مهم‌ترین ‏جریان‌های موسیقی در ایران محسوب می‌شود. او با تأسیس گروه خورشید بحث گروه‌نوازی در موسیقی ‏ایرانی را دوباره زنده کرد و خیل عظیمی از جوانان علاقه‌مند و مستعد موسیقی ایرانی را به صحنه کشاند. درخشانی به‌خاطر علاقه‌ی وافر خود به اشعار دکتر شفیعی کدکنی، بیش از ده اثر بر روی اشعار این شاعر و ادیب گرانمایه ساخته است. از آثار جدیدتر درخشانی می‌توان به «آسمانه» با صدای غلامرضا رضایی و «بودن و سرودن» با صدای سیدمحمد معتمدی اشاره کرد.

در این آشفته‌بازار هنر که هر کسی را یک‌شبه تبدیل به محبوب‌ترین و هنرمندترین می‌کند ؛  بزرگداشت هنرمندان واقعی و گمنامی چون مجید درخشانی که عمر خود را صرف رشد و تعالی این بلبل خوش‌الحان هنر ایرانی نموده‌اند، وظیفه‌یی‌ست بر ما تا زمینه‌یی فراهم گردد برای تشخیص سره از ناسره.

 



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۳۱۲۳] محمد جواد صحافی سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱:۳۵
 ۰   
موفق باشید
 

 
[شناسه: ۳۱۳۴] فرحناز سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۷:۲
 ۱   
سلام سلام

آقای پیشداد و جناب صحافی دست مریزاد!

قلمتان پویا و راهتان پایا...
ایدون باد!

...
 

 
[شناسه: ۳۱۴۰] شاهرخ زمانلو سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۷
 ۰   
سلــــام
این ویژه‌نامه‌ ای که نوشتین عالی بود بهتر از این نمیشد.
امــــــیر جان کاشتی.
مرسی
 

 
[شناسه: ۳۷۵۲] حسن پنج‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۶:۵
 ۱   
سلام ، مجيد درخشاني علاوه بر هنرمند چيره دست و خوش فكر و خوش ذوق بودن ، انسان فرهيخته و وارسته ايست.
 

 
[شناسه: ۶۴۴۳] علی جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۹
 ۱   
من اهل دامغانم . افتخار میکنم از اینکه هم استانی شما هستم
 

 
[شناسه: ۹۶۴۵] پرهام پنج‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۴۶
 ۰   
درخشانی هنرمند فوق العاده ایست و انسان بودن از هر چیز مهم تر است که استاد حقیقتا انسان واقعی است
 

 
[شناسه: ۹۷۵۶] علی رفاعی جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۸
 ۰   
مجيد درخشاني نوازنده نيست,بايد گفت جادوگر است,درخشاني تار را خوب ميشناسد و نيز موسيقي را درخشاني حتي از استاد خود زيباتر زخمه بر تار ميزند,لطفي.درخشاني شايد يكي از مهمترين نوازندگان تاريخ ايران است.هنر نزد ادمي است كه بتواند معن كلمه هنر را خوب درك كند.علي.
 



اطلاعیه [آرشیو]

امتیازدهی به مطالب و کامنت‌ها
امکان رأی‌دهی کاربران به کامنت‌های بازدیدکنندگان و مطالب نوشته‌شده در «شجریانی‌ها» فراهم شد. به‌زودی امکان رأی‌دهی به بخش‌های دیگر سایت نیز اضافه خواهد شد. نظرات و پیشنهادهای شما برای بهترشدن وضعیت، کمک بزرگی به ما خواهد بود. ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها
بیا، بنشین، بگو بشنو سخن...

خبرهای اخیر
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد