Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۴
مروری گذرا بر دیدگاه‌های مجید درخشانی

خواندن مصاحبه‌های مختلف یک هنرمند، شاید از بهترین راه‌های آشنا شدن با افکار، عقاید و دیدگاه‌های او باشد؛ دیدگاه‌های کلی که در خلال برخی جملات کلیدی مطرح می‌شود و معمولاً روزنامه‌نگاران، تیتر مصاحبه را در چنین جملاتی می‌جویند. از مجید درخشانی با توجه به سال‌های زیادی که دور از وطن بوده، گفت‌وگوهای متعددی در دست نیست. علاوه بر آن، او معمولاً در مصاحبه‌ها دست به عصا حرکت می‌کند و بسیار مراقب است تا با سخنان خود موجبات رنجش احدی را فراهم نیاورد؛ بنابراین از این لحاظ، به هیچ وجه یک چهره‌ی جنجالی به‌حساب نمی‌آید. این در حالی‌ست که به‌طور مثال از هر سطر مصاحبه‌ی استادش (محمدرضا لطفی) می‌توان به‌راحتی یک تیتر خبرساز بیرون کشید!

هدف این مطلب، نمایاندن بخش کوچکی از افکار مجید درخشانی پیرامون موسیقی، نوازندگی و آهنگسازی‌ست. آنچه در پی می‌آید، بریده‌ی مصاحبه‌های چند سال اخیر او با روزنامه‌ها، مجلات و خبرگزاری‌هاست. با هم می‌خوانیم:

۱. آموزش از راه گوش بسیار اهمیت دارد. به‌نظر من گوش جوان‌های ما به‌دلیل نامناسب بودن موسیقی صدا و سیما در این سال‌ها دچار اشکال شده است. گوش دادن به موسیقی‌های سطح پایین و غیرهنری می‌تواند بسیار مخرب باشد. همان‌طور که یک شاعر، اشعار شاعران بزرگ قبل از خود را مطالعه می‌کند، یک موسیقی‌دان نیز باید آثار خوب گذشته را بشنود و این در واقع همان آموزش از راه گوش است. در ایران، گوش‌ها طی این بیست سال منحرف شده‌اند و موسیقی رادیو و تلویزیون در این تخریب مؤثر بوده!
» گفت‌وگو با ماهنامه‌ی «هنر موسیقی»، شماره‌ی ۶۰، فروردین ۱۳۸۴ (ویژه‌نامه‌ی نوروزی).

۲. نوازنده‌ی تار همیشه روی صحنه نگران خارج شدن کوک سازش است و هیچ‌گاه با خیال راحت تار نمی‌زند. اگر کوک هم خارج شود، کوک شدن دوباره‌ی آن مشکل است؛ چون با توجه به جفت بودن سیم‌های تار، تغییر کوچکی در یکی از سیم‌ها موجب بدصدا شدن آن می‌شود.
» همان.

۳. «چاووش» در واقع در زیرزمین منزل آقای لطفی شکل گرفت که ما اسم این زیرزمین را گذاشته بودیم «اتوبوس»؛ چون مثل یک اتوبوس باریک و دراز بود و وقتی که می‌خواستیم تمرین کنیم، بچه‌ها مانند اتوبوسی که صندلی ندارد، روبه‌روی هم می نشستند و ما صدای آن طرفی‌ها را نمی‌شنیدیم... و این اتوبوس حال و صفای خاصی داشت.
» گفت‌وگو با امیدرضا میرصیافی از سایت «هنر و موسیقی»، ۱۷ فروردین ۱۳۸۵.

۴. در پاسخ به چگونگی انتخاب نام «خورشید» برای گروه: زمانی که کارمان را شروع کردیم، فکر اسم نبودیم. چند جلسه‌یی که تمرین کردیم، صحبت اسم گروه مطرح شد. من گفتم هر کس پیشنهاد خود را بدهد. بچه‌ها گفتند که ما «خورشید» را انتخاب کرده‌ایم و در واقع پیشنهاد آنها بود. من گفتم اگر موافقت کنم، خودخواهی است (چون نام دختر من، خورشید است) و آنها گفتند هم به این دلیل و هم به دلیل اینکه معنای خوبی دارد و هم با نام فامیلی شما ارتباط دارد، اسم مناسبی‌ست. بدین صورت قبول کردم؛ اما این انتخاب بچه‌ها بود.
» همان.

۵. صدای زن از موسیقی ما حذف شده و شنونده از این صدا محروم شده است. این به‌نظر من ظلم است به جامعه‌ی موسیقی و همین‌طور خانم‌ها که سال‌ها زحمت کشیدند و حالا نمی‌توانند هنر خود را عرضه کنند؛ این باعث تأسف است.
» همان.

۶. وقتی شما با هزار و یک مشقت، به‌سختی می‌توانید یک گروه سی چهل نفره را روی سن ببرید و با صد مکافات یک آلبوم را روانه‌ی بازار کنید، معنایی جز اینکه حمایت دولتی می‌تواند راهگشا باشد، ندارد.
» گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر»، ۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۵.

۷. من خودم تعصبی روی ردیف ندارم. همیشه به شاگردانم هم می‌گویم، اینکه شما ردیف را حفظ باشید، به تنهایی ارزشی ندارد. ‏مهم این است که بتوانید از ردیف استفاده کنید و از جملات آن جملاتی زیبا بسازید و آن را بسط و گسترش دهید. این مثل ‏جواب آواز است. برداشت من از جواب آواز این نیست که عین کار خواننده را جواب دهی. مهم این است که بتوانی خواننده ‏را با جوابت یک مرحله بالاتر ببری و کمک کنی تا حسی در او ایجاد شود که جمله‌یی زیباتر بسازد یا به‌عبارتی کار را به ‏اوج برسانی.
» گفت‌وگو با مجله‌ی موسیقی «فرهنگ‌وآهنگ»، شماره‌ی ۵، خرداد و تیر ۱۳۸۵.

۸. ما دو دسته ارکستر داریم. دسته‌ی اول گروه‌های دولتی که نوازندگان‌شان حکم کارمند را دارند و از آنجایی که به‌شکل در خوری تأمین نیستند، کارشان هم از کیفیت و روح مناسبی برخوردار نیست و در جریان موسیقی کشور هم زیاد مؤثر نیستند. دسته‌ی دوم گروه‌های خودجوش‌اند که علی‌رغم تأثیرگذاری‌شان در روند موسیقی، کمتر مورد حمایت قرار می‌گیرند و اگر چنین گروه‌هایی بخواهند اثری را منتشر کنند، علاوه بر گذر از هفت‌خوان امور اداری، باید کلی تلاش کنند تا آن را به‌دست مردم برسانند.
» گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر»، ۴ تیرماه ۱۳۸۵.

۹. مشکل موسیقی ما تعدد متولیان و تعویض مدیران نیست؛ بلکه ما گرفتار لحاظ نشدن مقولات فرهنگی ـ به‌خصوص موسیقی - در برنامه‌های کلان دولت هستیم.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «هموطن سلام»، ۹ مردادماه ۱۳۸۵.

۱۰. متأسفانه به‌کرات دیده شده که مرکز موسیقی و یا دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، حمایت‌های خودش را برای گروه خاصی در نظر گرفته و کمتر حمایتی را از گروه‌های مستقل موسیقی داشته‌اند؛ بنابراین چه فرقی می‌کند که نام این مرکز و تغییرات احتمالی آن چه باشد؟!
» گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر» در واکنش به تغییر نام دفتر امور موسیقی وزارت ارشاد، ۱۳ آبان ۱۳۸۵.

۱۱. زمانی‌که جوان بودم و به‌نوعی علاقه‌مند به موسیقی، صدای استاد [شجریان] را با ولع گوش می‌دادم و نکات بسیاری از ایشان یاد می‌گرفتم. اصلاً دیدن او برای من یک آرزو بود، تا اینکه بعد از گذشت سال‌ها فرصتی دست داد تا کنار او باشم. به‌همین دلیل حتی اگر به‌واسطه‌ی این همکاری، در حاشیه هم قرار بگیرم، خوش‌آیند است.
» گفت‌وگو با خبرگزاری «مهر»، ۱۱ مردادماه ۱۳۸۶.

۱۲. مسئله‌یی که بیش از هر چیزی مرا در فضای موسیقی اذیت می‌کند، وجود برخی مشکلات و قهر و آشتی‌هایی است که در روابط اهالی موسیقی وجود دارد و متأسفانه تبدیل به یک سنت نامطلوب شده است. به‌عنوان مثال، در یک گروه، چهار نوازنده همدیگر را قبول ندارند و مدام می‌گویند اگر فلان نوازنده در گروه باشد، حاضر به کار نیستند! به‌نظر من، شرایط به اندازه‌ی کافی برای هنر موسیقی سخت هست و واقعاً ظلم است که خود موسیقی‌دان‌ها هم در این راه، در کنار هم نباشند.
» همان.

۱۳. تعداد سالن‌های شهر تهران برای فعالیت‌هایی که در عرصه‌ی موسیقی انجام می‌گیرد کافی نیست و برای رزرو سالن، باید ماه‌ها جلوتر اقدام کرد که در آن صورت هم، زمان مناسبی برای اجرا به‌دست نمی‌آید. شهردار تهران، به‌عنوان شهردار پایتخت کشور، می‌تواند بانی ساخت تالار مناسبی باشد که در آن، اجراهای موسیقی نیز صورت بگیرد.
» گفت‌وگو با خبرگزاری «ایسنا»، ۲۴ مردادماه ۱۳۸۶.

۱۴. سازی مثل تار برای تک‌نوازی و بداهه‌نوازی، ساز بسیار خوب، خوش‌صدا و کارآمدی‌ست؛ اما در گروه‌نوازی یک ساز ضعیف است و توانایی‌هایش افت می‌کند. برای اینکه ما نمی‌توانیم در ارکستر دائم درگیر کوک و مسائل جانبی سازهایمان باشیم. فکر می‌کنم در آینده باید اتفاقی برای سازهای ایرانی بیفتد و برای کوک آنها فکری ‌شود تا بتوانیم از آنها در ارکسترهای بزرگ استفاده کنیم. حتی اگر شده باشد که صدای این سازها تغییر کند.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «تهران امروز».

۱۵. من موسیقی تصویری را بیشتر دوست دارم. منظورم البته موسیقی‌یی که همراه با تصویراجرا شود ـ مثل فیلم یا تئاتر ـ نیست؛ بلکه موسیقی‌یی است که شما بتوانید آنچه را در ذهنتان دارید، به تصویر بکشید. علاقه‌ی خودم هم بیشتر به شعر و تصنیف است؛ چون با کلمات می‌توانید تصویری را که با موسیقی ساخته‌اید، کامل‌تر کنید.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «همشهری»، ۲۸ فروردین‌ماه ۱۳۸۷.

۱۶. ملاک من برای ارزیابی کردن یک قطعه‌ی با کلام این نیست که شعر انتخاب شده چه مفهومی دارد. خیلی وقت‌ها یک شعر شاهکار انتخاب می‌شود، ولی موسیقی ناموفق و نابجاست. موسیقی اصل است. یک موسیقی خوب می‌تواند کلام را نیز مطرح کند.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «همشهری»، ۲۸ مهرماه ۱۳۸۷.

۱۷. در تمام دنیا به موسیقی تئاتر توجه خاصی می‌شود؛ به‌طوری که موسیقی و بازیگری با هم شکل می‌گیرند و اجرا می‌شوند. اما متأسفانه در ایران چنین نیست و کارگردان‌ها حتی حاضر نیستند برای موسیقی تئاتر هزینه کنند.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «فرهنگ آشتی»، ۹ بهمن‌ماه ۱۳۸۷.

۱۸. واقعاً هنوز هم وقتی کارهای «گلها» را می‌شنوم، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرم و تکان می‌خورم. هر چند ممکن است خیلی‌ها این نوع موسیقی را از مد افتاده بدانند؛ ولی من نسبت به این موسیقی نوستالژی دارم. آن زمان صبح تا شب از رادیو پخش می‌شد. کارهای آقای خالقی، آقای محجوبی و آقای بنان واقعاً حس و حال غریب ایرانی دارد. با اینکه در بعضی از آنها یک ساز ایرانی هم نیست؛ ولی نوازنده‌ها همه موسیقی ایرانی را خیلی خوب می‌شناختند. همه ردیف‌دان بودند. حس موسیقی ایرانی را خوب بیان می کردند.
» گفت‌وگو با روزنامه‌ی «اعتماد»، ۱۷ بهمن‌ماه ۱۳۸۷.

۱۹. یکی از مشکلات ارکسترهای ایرانی، انتخاب کوک مناسب برای خوانندگان است. خوانندگان ما خیلی دوست دارند که در اوج بخوانند و به‌همین دلیل کوک اغلب کارهای ارکستری مطابق میل آنها تعیین می‌شود. وقتی خوانندگان بر اوج‌خوانی اصرار دارند، گاهی اوقات در صداهای بالا، شاهد ناکوکی هستیم. خود من با این نوع موسیقی مشکل دارم و معتقدم اگر تعادل محدوده‌های آوازی را رعایت کنیم، موسیقی بهتری خواهیم داشت.
» بخشی از سخنان مجید درخشانی در نشست نقد و بررسی آلبوم «فصل باران» (نقد نغمه ۴)، اسفندماه ۱۳۸۵.

۲۰. به عقیده‌ی من موسیقی و هر هنر دیگری اگر باعث تفرقه و دوری عاطفی انسان‌ها شود هیچ ارزشی ندارد. من موسیقی را یک هنر جمعی می‌بینم که باعث نزدیکی عاطفی و روحی انسان‌ها به هم‌دیگر می‌شود و حس همبستگی را در آنها تقویت می‌کند. موسیقی می‌تواند بسیاری از مشکلات روحی و روانی و استرس‌های روزمره‌ی زندگی امروز را کاهش دهد و انسان‌ها را به‌هم نزدیک و نزدیک‌تر سازد.
» گفت‌وگو با وبلاگ «بِیلی و من» در دانمارک، ۲۴ مهرماه ۱۳۸۴.

۲۱. انجمن‌های به اصطلاح فرهنگی ایرانیان در اروپا منتظر موقعیت‌هایی هستند که نقاب انسانیت بزنند و هم درآمدی از این طریق کسب کنند و هم خودی نشان دهند و به تنها چیزی که نمی‌اندیشند «فرهنگ و هنر» است. مثلاً با کمال تأسف باید بگویم همین زلزله‌ی بم دکانی شد برای چنین انجمن‌هایی در برلین و خیلی از شهرهای آلمان که برنامه‌هایی در سطح هنری بسیار نازل به بهانه‌ی کمک به زلزله‌زدگان برگزار کنند. انگار این سازمان‌ها و گروه‌های موسیقی غیرحرفه‌ای منتظر چنین حادثه‌های جانخراشی هستند که هم خودی نشان دهند و هم جیب‌شان را پر کنند. تازه معلوم نیست چند درصد عایدی این کنسرت‌ها به صاحبان اصلی، یعنی کودکان و مصیبت‌زدگان بم می‌رسد.
» همان.

 



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۳۱۳۵] فرحناز سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۵
 ۰   
سلام سلام

آقا سهند خوشحالم از بازگشتتان! و چه بازگشت پرباری. براستی که الامرء مخبوء تحت لسانه . انتخاب شایسته ای از مصاحبه های آقای درخشانی بود. دست مریزاد!

...
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه


آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
گفتاری از محمدرضا شجریان درباره‌ی استاد جلیل شهناز
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان

خبرهای اخیر
استاد شجریان: آنچه در آواز آموخته‌ام، متأثر از نوازندگی استاد شهناز بوده‌است [+ ۵ عکس از دیدار اساتید]
آغاز به کار انجمن «شجریانی‌ها»
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
۱۷۵ عکس از اعضای گروه «دستان»
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد