Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: نقد.


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۵
درخشانی و تغییرات شجریان

پیش‌گفتار:

استاد شجریان طی سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود، در مقاطع زمانی خاصی، همکاران و یاران خود را تغییر داده است. شجریان و مشکاتیان، شجریان و لطفی، شجریان و پیرنیاکان، شجریان و علیزاده، شجریان و ارکسترهای سمفونیک، شجریان و درخشانی، و ...‌ترکیب‌هایی شناخته شده برای شنوندگان حرفه‌ای و علاقه‌مندان واقعی موسیقی و آواز شجریان هستند.
هر بار که استاد گروه و یاران همدل و همنواز قبلی را‌ترک و به گروه و همراهان جدید پیوسته است، نگرشی جدید، روحی جدید و آثاری جدید خلق شده‌اند و همین امر باعث گشته است که دوست‌داران استاد، دوران‌های مختلف فعالیت حرفه‌ای استاد شجریان را با نام همین افراد نامگذاری کنند.

دوران شجریان و مشکاتیان، دوران تصنیف‌های تکرارنشدنی، آوازخوانی اشعار سنگین و نو، و آهنگسازی و آوازنوازی نوین. دوران شجریان و لطفی، دوران بداهه‌های شنیدنی و روح‌نواز، تکرار دیگرگونه و نوآورانه‌ی جملات و ریتم‌های ردیف، پوست‌‌اندازی و رویش مجدد گوشه‌های از یاد رفته. دوران شجریان و پیرنیاکان، دوران کار اسلوب‌بندی‌شده، نظم گروهی از پیش‌تعیین‌شده، ردیف‌ شهنازی، تصنیف‌های زیبا و شنیدنی، و گروه‌نوازی و قطعه‌نوازی بیشتر. دوران شجریان و علیزاده، دوران آهنگسازی‌های پیچیده و نوین، جواب‌آوازهای به غایت نو و خلاقانه، و اجراهای سنگین و اندیشمندانه.

اینک اما، منتظر چه دورانی باید باشیم؟ گرمای جدیدی که در رابطه‌ی دوستانه‌ی استاد شجریان و مجید درخشانی متبلور شده است، استاد را به سمت و سوی خلق چه آثاری خواهد برد؟

۱ آغاز داستان، اولین شکایت‌ها:

هنوز هم کسی به‌درستی و به‌وضوح نمی‌داند که این دوران شجریان - درخشانی چگونه آغاز شد. استاد شجریان اعلام کرده بودند که گروه آقایان علیزاده و کلهر آخرین همکاری را با ایشان انجام داده‌اند و چشم‌ها هنوز به‌دنبال چهره‌ی جدیدی که باید جواب‌آوازهای اصلی را در کنار استاد بنوازد و موسیقی خوش ساختن را بر قامت رعنای آواز شجریان بنشاند، بودند. در همین حین، نام درخشانی به‌مناسب بازگشت او به ایران و برخی مصاحبه‌ها و اظهارنظرها بالا گرفت و بسیار شنیده شد.

خبرهای اول حاکی از آن بود که استاد شجریان و پاره‌یی از گروه ‌آوای سابق که شامل آقایان فرجپوری و فیروزی هم هست، برای کنسرتی آماده می‌شوند. اوایل هنوز در فکرها این نبود که این همکاری بالا بگیرد و دوران تازه‌ی شجریان، این بار با درخشانی شروع شود. اما این همکاری ادامه پیدا کرد، و بعد از تورهای آمریکا و اروپا در فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۶، در تابستان کنسرت این گروه در تهران برگزار شد. «غوغای عشقبازان» عنوان سی‌دی این کنسرت بود که بعدها در بازار موسیقی منتشر شد و تا جایی که من می‌دانم با استقبال قابل‌قبول و پذیرش گرم خیل منتظران آواز شجریان روبرو گشت. اگر چه برای اولین بار، صداهایی شنیده شد مبنی بر نگرانی‌هایی از ضعیف بودن این گروه جدید برای همکاری با استاد شجریان.

بسیاری از انتقادها بر این پایه شکل می‌گرفت که گروه و سبکی که ‌آقای درخشانی برای همکاری با شجریان برگزیده است، گروهی است که بیش از آن‌که حرفه‌ای عمل کند، جوان‌گرایانه عمل می‌کند و بنا بر یک فرض پیشین، اگر قرار باشد جوانان موسیقی‌یی را بپسندند، پس باید آن موسیقی را قدری ساده‌تر، عاشقانه‌تر، و ریتمیک‌تر کرد. منتقدان به حضور ساز «دف» در گروه استاد شجریان آن هم پس از سال‌های سال که استاد از این ساز در اجراهایشان استفاده نکرده بودند، اشاره می‌کردند. برای خود من هم وقتی که بعدها در کنسرت اصفهان (آذرماه ۱۳۸۶) و بعدتر در دی‌وی‌دی تصویری همین کنسرت، دیدم که چه‌طور استاد شجریان به «دف» و نوازنده‌ی آن فرصت تک‌نوازی (ریتم‌نوازی تکی) و به هیجان آوردن تماشاگران را داده‌ است، باور کردنی نبود. واقعاً شوکه شده بودم و اصلاً انتظار نداشتم که چنین صحنه‌یی را در کنسرتی که شجریان در آن نشسته است، ببینم. توجه کنید که من نمی‌خواهم راجع به ساز دف و یا حضور این ساز و ریتم‌نوازی آن و این‌که چطور همیشه توجه بینندگان را جلب می‌کند و آن‌ها را وادار به تشویق می‌نماید، قضاوتی بکنم؛‌ بلکه سعی می‌کنم اوضاع و احوال را پس از انتشار آن آلبوم‌ها و برگزاری آن کنسرت‌ها شرح دهم. [البته باید بگویم که بسیاری از استادان موسیقی، این نظر را دارند که گرچه ساز دف ساده‌ترین نقش‌ها را بر عهده دارد؛ اما همیشه مورد تشویق حاضران قرار می‌گیرد، زیرا درک دشواری کاری که تک‌نواز تار یا سنتور می‌کند، برای مردم عادی و شنوندگان غیرحرفه‌ای موسیقی، ساده نیست.]

خود من در همان زمان، در وبلاگ شخصی‌ام (دل‌آواز) مطلبی نوشتم در مورد جوان‌گرایی استاد شجریان و این نظر را بیان کردم که گویا استاد دوران جدیدی را شروع کرده‌اند که تمرکز ‌آن بر جوانان است و برای این حرف خود دلایلی ارائه کردم از جمله اشعار صرفاً‌ عاشقانه‌ای که استاد برای خواندن انتخاب کرده بودند و حضور بسیار پررنگ‌تر قطعات ریتمیک در اجرای استاد و به‌عنوان مثال آن تصنیف «ساقیا» که به لطف ریتم تند و ضرباهنگ‌های شاد و همخوانی گروه (که سال‌های سال در اجراهای استاد شجریان دیده نشده بود) به شادی در دل جوان‌ترهای حاضر در کنسرت می‌نشست.

کوتاه‌سخن، بازار نقد و تشویق داغ بود و تحلیل‌ها و اظهارنظرها در مورد نحوه‌ی نوازندگی،‌ آهنگسازی و تنظیم درخشانی بالا گرفته بود؛ اما یک چیز تغییر نکرده بود: «آواز استاد، همچنان در اوج بود...»

۲ درخشانی می‌ماند و عوض می‌کند:

بعد از آن اجرای تابستانی در تهران، اجرای پاییزی در اصفهان انجام شد و خبر اجراهای دیگر در شیراز و تبریز که البته عملی نشدند. گویا باید درخشانی را ماندنی فرض می‌کردیم. همین‌طور هم شد. استاد شجریان در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خود، نظرات بسیار دوستانه و حمایت‌گرانه‌یی نسبت به آقای درخشانی بیان کرد و معلوم شد که کار از همکاری گذشته است و دوران دوستی و همدلی در راه است.

این بار نارضایتی‌ها از این باب بود که «استاد بسیار به درخشانی اجازه‌ی دخل و تصرف می‌دهد» و این یک واقعیت بود. گویا درخشانی چنان برای استاد شجریان عزیز بوده است که حتی توانسته پیشنهاد گسترش گروه را هم بدهد. نخستین بار بود که می‌دیدم چطور درخشانی هر کاری که بخواهد با گروه‌های استاد و اجراها انجام می‌دهد. درخشانی تصمیم گرفته بود که گروه را بزرگ‌تر کند و این واقعاً برای دوست‌داران استاد شجریان و هواداران همیشگی ایشان یک «انقلاب» بود؛ زیرا ما بسیار بسیار در مصاحبه‌های استاد، کتاب‌ها، مقالات و اظهارنظرهای ایشان شنیده بودیم که تا چه حد استاد شجریان طرفدار اجرای موسیقی ایرانی با گروه‌های کوچک‌تر، اما تخصصی‌تر و حرفه‌ای‌تر هستند. من شخصاً دلایل استاد را کاملاً قانع‌کننده می‌یافتم و غیر از ‌آن، اجراهای استاد را بسیار دوست داشتم و به‌نظر نقصی در گروه‌های کوچک ایشان نبود؛ زیرا بار اصلی را آواز به دوش می‌کشد. استاد همیشه می‌گفتند که من نمی‌خواهم چندین نوازنده همین‌طور‌ بی‌کار روی صحنه بنشینند تا من ‌آواز بخوانم و یک نفر جواب آواز من را بدهد. ضمن این‌که استاد همواره می‌گفتند که وقتی تعداد نفرات زیاد می‌شود، همدلی و صمیمیت بین اعضا با دشواری بیشتری حاصل می‌گردد و همین از عمق هنری آثار می‌کاهد. نکته‌ی دیگر تأکید استاد بر پرهزینه بودن اجرا با گروه‌های بزرگ در خارج از کشور بوده است و نیز، این نکته‌ی صحیح که خارجی‌ها هیچ علاقه‌یی به گروه بزرگ ما (که‌هارمونی و کنترپوان آن) هرگز به پای ارکسترهای سمفونیک چند ده‌ نفری آن‌ها نمی‌رسد، ندارند. اما بسیار مجذوب اشراق و عرفان تک‌نوازی‌ها و به‌خصوص بداهه‌نوازی‌های ما هستند.

آیا استاد دیگر نمی‌خواهد خارج از کشور برنامه اجرا کند؟

اکنون، درخشانی آمده است و به‌راحتی هر چه تمام‌تر کاری کرده که بسیاری (و روی این بسیاری تأکید می‌کنم) می‌خواستند بکنند، اما نتوانستند استاد شجریان را قانع کنند. درخشانی گروه را بزرگ کرد و تا امروز که گروه «شهناز» را برای استاد شجریان تشکیل داده است. در کنسرت پیشین این گروه شاهد بودیم که دیگر هیچ خبری از آن چهار صندلی و چهار بالش روی صحنه نیست که یکی را استاد و یکی را همایون پر کنند و دو نوازنده‌ی قدرقدرت و کهنه‌کار نیز دوتای دیگر را. دیدیم که جوانان بسیاری روی صحنه هستند که به گفته‌ی خود درخشانی و خود استاد شجریان توانایی جواب ‌آوازدادن به استاد شجریان را ندارند و به گفته‌ی شجریان «باید از قبل جواب آواز را با آن‌ها تمرین کنیم، زیرا نمی‌توانند پابه‌پای من بداهه پیش بیایند و من باید آواز خودم را کنترل کنم، زیرا نمی‌توانم آن‌طور که مثلاً با لطفی یا علیزاده کار می‌کردیم، هر طور دلم می‌خواهد پیش بروم.» [نقل از حافظه و به مضمون]

این بار موج انتقادها بسیار شدید شد. ستون‌های اصلی انتقادها یکی بر پایه‌ی سابقه‌ی فعالیت هنری اعضای گروه بود و یکی بر پایه‌ی تکنیک و تسلط آن‌ها. گفته می‌شد که برخی از نوازندگان این گروه تا کنون تجربه‌ی نوازندگی با یک خواننده را نداشته‌‌اند و آن‌چه در سوابق ایشان دیده می‌شود، صرفاً اجراهای بی‌کلام و یا اجرا در تیتراژ برنامه‌های تلویزیونی و یا نواختن بخش‌هایی در آلبوم‌های ضبط استودیو است. چطور می‌شود کسی که تا کنون روی صحنه با یک آوازخوان برنامه اجرا نکرده است را ناگهان در گروهی نشاند که قرار است آواز آن را استاد شجریان بخواند؟

اما شجریان و درخشانی هر دو این‌گونه پاسخ دادند که باید به جوان‌ها هم میدان داده شود و اگر این‌طور است که شما می‌گویید،‌ پس جوان‌ترها کی و کجا باید شناخته شوند و استعداد خود را نشان دهند؟

بار دیگر تئوری «جوان‌گرایی» من تأیید شد؛ اما این‌بار من شخصاً انتقادی به جناب درخشانی (و یا شاید استاد شجریان، چون نمی‌دانم این تصمیم‌ها تا چه حد به‌طور مشترک و تا چه حد انفرادی گرفته می‌شود) وارد می‌کنم. مگر غیر از این است که این به قول شما جوانانی که اکنون باید فرصت بیابند و استعداد خود را نشان دهند، همگی از شاگردان شما و کسانی بوده‌‌اند که سال‌ها در محضر شما ساز زده‌اند و برای گروه‌های پرتعداد شما نوازندگی کرده‌اند؟ این گفته که «جوانان نیز باید فرصت نشستن در کنار شجریان را پیدا کنند» گفته‌یی صحیح است؛ اما آیا این فرصت برای همه‌ی جوانان فراهم شده است یا فقط آن جوانانی که شما می‌شناسید و دوست‌شان دارید و از کانال شما عبور می‌کنند؟

به‌نظر من اگر قرار است از نوازنده‌های غیرحرفه‌ای و جوان‌تر (که هنوز نمی‌توانند بداهه بنوازند و جواب آواز را بدون تمرین بدهند که کاری است که نیاز به ده پانزده سال مرارت و تمرین مشقت‌بار و استعداد بالا دارد) استفاده کنیم، بهتر است میدانی باز کنیم، آزمونی بگیریم، تا همه بتوانند بیایند و آن‌طور که شما ادعا می‌کنید «استعدادهای خود را نشان دهند» و آن‌گاه با گروهی از بهترین آزمون‌دهندگان به‌روی صحنه برویم.

درخشانی خود در پاسخ این انتقادها تکرار کرد که جوانان صرفاً در قطعات گروهی و ضربی نوازندگی می‌کنند و جواب‌آوازهای استاد شجریان را کماکان خود ایشان و یا نوازندگان پخته‌تر باید بدهند. اما من نمی‌توانم از تبعیضی که حس می‌کنم وجود دارد چشم‌پوشی کنم. تبعیض برای جوانانی که «به‌سادگی آب نوشیدن» با عبور از کانال و تأیید آقای درخشانی در جایی نشستند که آرزوی ده‌ها هزار جوان نوازنده‌ی این مملکت بوده و هست، که بسیاری از آن‌ها از لحاظ تکنیک و توانایی نه‌تنها کمتر از این اعضای جدید نیستند،‌ بلکه شاید بیشتر هم...

۳ اعتماد به درخشانی:

مصاحبه‌های استاد شجریان (به نظر من) مؤید این نکته است که تمام این تغییر و تحولات را باید از چشم جناب درخشانی ببینیم. استاد همواره طوری صحبت کردند که نشان از اعتماد بی‌اندازه‌ی ایشان به تصمیمات و نگرش درخشانی به موسیقی دارد و از دل این مصاحبه‌ها کاملاً برمی‌آید که استاد افسار اسب موسیقی را به دستان درخشانی سپرده‌اند. جملاتی از این دست که «این دوستان جوانی که همه را آقای درخشانی معرفی کردند، واقعاً جوانان خوب و هنرمندی هستند...» حکایت از این دارد که درخشانی فکر می‌کند، فکرش را با استاد در میان می‌گذارد و البته می‌کوشد که صحت آن را نشان دهد و سپس عمل می‌کند (که صددرصد اگر با تأیید و نظارت استاد شجریان صورت گرفته باشد، خود ایشان هم به‌طور غیرمستقیم در تصمیم‌ها مسئول هستند.) آیا استاد خسته شده است و مایل نیست انرژی بیشتری برای این تصمیم‌ها بگذارد و همه چیز را به دست درخشانی سپرده است؟

۴ نگاه درخشانی:

درخشانی از آ‌ن دسته هنرمندانی است که نگاه علمی، اصولی و تمرین‌شده را به موسیقی ایرانی بیشتر می‌پسندد. گرچه درخشانی را شاگرد خوب لطفی می‌دانند (و شایعه است که شباهت مضراب زدنش به مضراب لطفی عاملی است که او را نزد شجریان محترم می‌کند، زیرا شجریان دلبستگی خاصی به صدای ساز لطفی دارد) اما نگاه درخشانی با نگاه لطفی تفاوت‌های زیادی دارد.

۴-۱) کار گروهی:

درخشانی بی‌شک طرفدار کار گروهی است. از «در خیال» که یکی از زیباترین آلبوم‌های استاد شجریان است و ساخته و پرداخته‌ی درخشانی است گرفته، تا گروه‌های «خورشید» و شهناز و سایر گروه‌هایی که درخشانی رهبری آن‌ها را به عهده دارد و از چند ‌ده‌ نفر نوازنده‌ی جوان تشکیل شده است، تا همین کنسرت‌های اخیرش با استاد شجریان، همگی حکایت از این دارند که درخشانی مرد تنهانشین وتنهانواز نیست. اهل گروه است و اگر بودجه، زمان و حمایت لازم را داشته باشد، سریعاً اقدام به گردآوری گروه می‌کند.

درخشانی اهل «تنظیم» است و تنظیم هم یعنی گروه. درخشانی تصنیف‌ها، چهارمضراب‌ها، رنگ‌ها و پیش‌درآمدها را برای «گروه» تنظیم می‌کند و خوب تنظیم‌های درخشانی هم طرفداران خاص خود را دارد.

۴-۲) ردیف:

اگر در بند بالا گفتم که درخشانی چندان در سیستم لطفی نمی‌گنجد، در مورد ردیف باید بگویم که چندان به حال و هوای علیزاده نزدیک نمی‌شود و نگاهی سنتی‌تر و قالب‌بندی‌شده‌تر به ردیف دارد. در یک کلام، موسیقی درخشانی سنتی/اصیل است و بسیار می‌بینیم که به همان سبک و سیاق همیشگی، با یک پیش‌درآمد شروع می‌شود، به درآمد می‌رسد، آواز، و سپس به همین‌ترتیب چهارمضراب‌ها و تصنیف‌ها. البته درخشانی نوآوری‌هایی هم انجام می‌دهد و آوازها را روی چهارمضراب‌ها تنظیم می‌کند و تصنیف‌های نویی می‌سازد. اما حال و هوای ردیف در اجراهای درخشانی به‌خوبی حس می‌شود و حتی به‌زعم بسیاری از منتقدان درخشانی، او بسیار خط‌کشی‌شده و بسته در قالب ردیف حرکت می‌کند و تک‌نوازی‌ها و آثارش کاملاً در گوشه‌های مشخص و کلاسیک موسیقی ایرانی است.

۴-۳) زیبایی در سادگی:

این نظر شخصی من است که شاید درخشانی طرفدار این جمله‌ی معروف باشد که «ساده، زیباست». جملات در تک‌نوازی‌ها و قطعات ساخته‌ی درخشانی بسیار زیبا و دل‌‌انگیز هستند، و در عین حال خبری از ‌آن وزن‌های‌ترکیبی پیچیده (که علیزاده به آن‌‌ها علاقه دارد و حتی خود استاد شجریان در مصاحبه‌یی گفتند که خواندن روی تصنیف‌های علیزاده با وزن‌های‌ترکیبی ده‌تایی و پنج‌تایی و اوزان لنگ کار بسیار مشکلی است و تمرکز زیادی می‌خواهد) و آن تکنیک‌های عجیب و غریب نوازندگی نیست. فضاسازی‌ها به‌جای این‌که با تکیه بر اشراق و هنر شهودی انجام شود (لطفی، کمی علیزاده و مشکاتیان) بیشتر بر پایه‌ی جملات تمرین‌شده و صاف و یک‌دست و واضح انجام می‌شود. شاید بتوانم کل حرفم را در این جمله خلاصه کنم که وقتی به موسیقی درخشانی گوش می‌کنم، چندان منتظر اتفاقاتی که تا کنون نشنیده باشم و کاملاً نو و جسورانه باشند نیستم، و یک اطمینانی دارم که می‌دانم جملات بعدی و قطعات بعدی به همین منوال استانداردی که بوده و هست پیش خواهند رفت. این‌ها البته هیچ کدام منکر توانایی درخشانی در خلق آثار زیبا و بعضاً جمله‌نویسی‌های نو بر اساس ردیف نیست.

۴-۴) تواضع و نظم:

به‌نظر من درخشانی فرد متواضعی است. به‌ویژه وقتی در مصاحبه‌ها از او در مورد استاد شجریان پرسیده‌ بودند (بعد از کنسرت‌های غوغای عشقبازان) نیک به‌خاطر دارم که در گفت‌وگویی که خبرگزاری مهر منتشر کرده بود، درخشانی حتی خود را شاگرد شجریان نامیده بود و گفته بود که مایه‌ی غرور او است که در کنار شجریان باشد. حتی در مورد بداهه‌ گفته بود که «وقتی لطفی یا مشکاتیان با شجریان می‌نوازند، گاهی شجریان گوشه‌ و مایه‌ی بعدی را آغاز می‌کند و گاهی نوازنده‌ها. چون هر دو بسیار مسلط و چیره‌دست هستند. اما در مورد من، باید استاد آواز را هدایت کنند و گوشه را شروع کنند تا من با ایشان بنوازم.» [نقل از حافظه و به مضمون]

تمام این‌ها نشان می‌دهد که درخشانی متواضع است و فروتنانه برخورد می‌کند. به‌هر حال گلی بی‌خار وجود ندارد و هر هنرمندی که در کنار شجریان باشد، منتقدان و حامیانی پیدا می‌کند و همه‌ی ما انسان‌ها دارای نقاط قوت و ضعف هستیم که این‌ها کاملاً هم وابسته به نظرات اشخاص است. درخشانی نیز هنرمند برجسته‌یی است؛ اما با این حال، روحیه‌یی بسیار سالم و برخوردی بسیار دوستانه دارد. نمونه‌ی این روحیه را می‌توانید در برخورد ایشان با همین سایت «شجریانی‌ها» ببینید، که چگونه حاضر شد وقتی در اختیار دوستان من قرار دهد و به همه‌ی سؤالات آن‌ها پاسخ بگوید.

پیش‌تر گفتم که درخشانی اهل گروه است. اکثر گروه‌مدارها انسان‌هایی منظم و اهل تمرین و حساب و کتاب هستند. استاد فرامرز پایور، استاد بزرگ و مؤلف و تک‌نواز چیره‌دست موسیقی ایرانی، همین علاقه و تمایل را به کار گروهی داشت و نظم و انضباطش در تمرینات و ملاقات‌ها هنوز زبانزد است. به‌نظر می‌رسد درخشانی نیز طرفدار همین نظم و انضباط باشد و آن‌طور که خبرها می‌گویند تمرینات منظمی با استاد شجریان دارد.

۵ دل ما تنگ است...

نوشته‌ی من راجع به درخشانی تقریباً تمام است. این بخش از مطلب شاید چندان ربطی به قسمت‌های قبلی نداشته باشد. اما از آن‌جا که دیر به دیر فرصت نوشتن پیدا می‌کنم، گفتم این را هم بنویسم و تمام کنم.

بسیار دلتنگ آواز جدیدی از استاد شجریان هستم و هستیم. در اخبار خواندم که گویا تا پایان سال، آلبومی جدید با همکاری شجریان و درخشانی منتشر می‌شود. کاش زودتر... گر چه در این نوشته شرح برخی انتقادات به درخشانی آمد؛ اما به‌هر حال آرزوی همکاری‌یی درخشان برای شجریان و درخشانی دارم و امیدوارم هر چه هست به سود موسیقی ما و به‌خصوص موسیقی کلاسیک و آوازی/دستگاهی ما باشد.

گرچه من شخصاً این نگاه جوان‌گرایانه‌ی تازه را (که به‌نظر من شکلی کمی افراطی و فکرنشده دارد) چندان نمی‌پسندم؛ اما می‌دانم که مثل همیشه دوران تازه‌ای در فعالیت‌های شجریان شروع شده است که نمی‌شود جلوی آن را گرفت و باید بنشینیم و ببینیم کجا به پایان می‌رسد و دوران دیگری شروع می‌شود. اما حقیقت این است که دوران طلایی شجریان، علیزاده، کلهر انتظارات ما را بسیار بسیار بالا برده است؛ زیرا که با جلوه‌هایی از آواز و توانایی‌های استاد شجریان و فرازهایی از ‌آهنگسازی و تک‌نوازی در موسیقی ایرانی آشنا شدیم که برایمان بسیار شکوهمند بود و در عین اصالت، نو بود. با این انتظار بالا، کار برای درخشانی و شجریان کمی مشکل است.

من خودم دوست داشتم که استاد شجریان در انتخاب همکاران جدید دقت نظر بیشتری داشته باشند و سخت‌گیری بیشتری نشان دهند. اما کتمان نمی‌کنم که غوغای عشقبازان را نیز دوست دارم و بسیار آن را شنیده‌ام و موسیقی و شعرش به دلم می‌نشیند.

کاری نداریم جز دعا و آرزوی موفقیت برای این همکاران تازه. شاید آلبوم‌ها، کنسرت‌ها و آثار بعدی فرصت بهتری برای نقد دقیق‌تر و منصفانه‌تر باشد.



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۳۱۴۱] میثم سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۷
 ۰   
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر یک عهد ویک میثاق بود
کاست گلبانگ 1
 

 
[شناسه: ۳۲۱۱] بزرگمهر دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳:۷
 ۰   
سلام . پس تکلیف من شنونده چه می شود که باید به جواب آوازهای ناهماهنگ این جوانان گوش دهم ؟ آیا این انتخاب استاد شجریان به صرف میدان دادن به جوانان باید باعث عدم کیفیت اجرای موسیقی گردد ؟ آیا بهتر نیست این جوانان با خوانندگان دیگر میدان داری کنند تا در فرصتی مناسبتر همپایه با استاد اجرای کنسرت کنند ؟ از جناب استاد انتظار می رود کیفیت اجرایشان را فدای میدان دادن به جوانان بی تجربه نکنند .
 

 
[شناسه: ۳۲۱۲] بزرگمهر دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳:۹
 ۰   
سلام . پس تکلیف من شنونده چه می شود که باید به جواب آوازهای ناهماهنگ این جوانان گوش دهم ؟ آیا این انتخاب استاد شجریان به صرف میدان دادن به جوانان باید باعث عدم کیفیت اجرای موسیقی گردد ؟ آیا بهتر نیست این جوانان با خوانندگان دیگر میدان داری کنند تا در فرصتی مناسبتر همپایه با استاد اجرای کنسرت کنند ؟ از جناب استاد انتظار می رود کیفیت اجرایشان را فدای میدان دادن به جوانان بی تجربه نکنند .
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه
آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین

ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها

خبرهای اخیر
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد