Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۰  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
سرویس: .


ویژه‌نامه‌ی «شجریانی‌ها» ۳ ● ۱۱
تعهد هنری؛ هنرمند متعهد
مقوله‌ی هنر را نمی‌توان از «تعهد و مسئولیت‌پذیری» جدا نمود. موهبت «هنر» و «هنرمند بودن» همچون بار امانتی بر دوش صاحب خویش یعنی «هنرمند» است که می‌بایست در ادای این امانت، دقت و همت در خور مبذول گردد؛ و هر که در این مهم متعهدتر بود، موفق‌تر نیز خواهد بود و خوشا به سعادتش. و اگر مسئله چیزی غیر از این باشد، فقط باید گفت:
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید / شرمنده رهرویی که عمل بر مجاز کرد

اما اینکه «تعهد هنری» چیست و از «هنرمند متعهد» چه انتظاراتی وجود دارد، به‌طور خلاصه می‌توان چنین پاسخ داد:

تعهد هنری ایجاب می‌کند که هنرمندِ متعهد، ابتدا، خویش را تا حد امکان، پاک و بی‌آلایش نماید. سپس به لحاظ کاری در قبال تخصص و هنرش بی‌تفاوت نباشد. با مردم و در میان مردم باشد و از رخدادها و تحلیل بسترهای اجتماعی دور نماند. در غم و شادی مردم جامعه‌ی خویش شریک بوده و دست کم بخشی از آثار هنری‌اش را چُنان آیینه، به بازتاب مسائل مربوط به مردم اختصاص دهد. این موارد خلاصه‌یی از ابعاد تعهد هنری بود که برشمردیم.

هنرمند گرامی، مجید درخشانی، در زمره‌ی هنرمندانی است که از تعهد و خوش‌نیتی غفلت ننموده، و تا به امروز رهروی نیک‌سیرتی در عرصه‌ی هنر بوده است. درخشانی در دوران جوانی و در کنار تحصیلات آکادمیک موسیقی، از محمدرضا لطفی  نیز درس‌های زیادی را آموخت. در واقع او از فرهنگ شفاهی موسیقی و «مکتب سینه به سینه» هم توفیق بهره‌مندی را پیدا نمود؛ که شاید به جرئت بتوان گفت، همین امر، کمک شایانی را به تهذیب و خویشتن‌سازی او در پی داشت.

کوران حوادث روزگار و «بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام»، بازی‌ها و گاهی مرارت‌های زیادی را در پس پرده دارد و هنرمند بدون سلاح تهذیب راه به‌جایی نخواهد برد. مجید درخشانی اما خوش‌نام باقی ماند، گرچه سال‌ها دور از وطن و در قلب اروپا زندگی‌اش را سپری نموده باشد؛ چرا؟ شاید بیشتر به آن دلیل که پایه‌ی کارش را درست نهاد و خود را به اندیشه‌ی درست و سلامت نفس مجهز نمود. این مقوله همان گام نخستی بود که ما در مورد ابعاد تعهد هنری برشمردیم.

درخشانی برآمده از مکتب «چاووش» است. چاووش به‌واقع یک مکتب بود؛ چه به لحاظ موسیقایی و چه به لحاظ اجتماعی. به اعتقاد نگارنده، کار در چاووش نقطه‌ی عطف زندگی هنری و اجتماعی مجید درخشانی و دیگر هم‌قطارانش می‌باشد. هر چند که درخشانی جزو اعضای اصلی کانون چاووش بود؛ اما، به‌زعم نگارنده او و دیگر همکارانش (حتی خود رهبران چاووش) در بستری که چاووش در آن به‌وجود آمده بود، ساخته و پرداخته گردیدند. اهل چاووش نوعاً هنرمندانی متعهد و مردمی بودند. اوج دوران جوانی و فعالیت این افراد، مقارن با اتفاقات و جریاناتی مردمی بود که سراسر کشور را دربرداشت و آنان در مقام یک هنرمند آگاه نمی‌توانستند در قبال این رخدادها ساکت و بی‌تفاوت باقی بمانند. هر چند که نوشتن از چاووش، خود موضوع تألیف علی‌حده‌یی است، اما نگارنده نمی‌توانم از اشاره‌یی کوتاه به این مقوله، صرف‌نظر نمایم. چاووش جنبش مهمی در عرصه‌ی موسیقی ملی ما بود. هنرمندان گروه «شیدا» و «عارف» که اعضای اصلی  کانون چاووش را تشکیل می‌دادند، از زاویه‌یی ملی و میهنی وارد گود شده و با انقلاب مردم هم‌صدا گردیدند. برخی منتقدین یا مغرضین، اهل چاووش را (البته بیشتر رهبران آنرا) متهم به سیاسی‌کاری و باندبازی کرده‌اند و «چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند». البته طبق تجربیات تاریخی، تا به‌حال حرکت‌های مردمی هنرمندان معمولاً دستاویز خوبی برای تحلیل‌های آن‌چنانی و اتهامات واهی گردیده است؛ غافل از اینکه هنرمند واقعی رسالتی در این جامعه دارد که نمی‌تواند در قبال آن بی‌تفاوت باشد و حال در این گیر و دار، حتی اگر احیاناً لغزشی هم رخ دهد، نمی‌توان هنرمند مزبور را برای همیشه حذف نمود. از طرفی به‌قول آن تنبک‌نواز منتقد و معروف: «تریبون چه در دست شِمر باشد و چه در دست ابایزید، هنرمند مرکب خود را می‌راند و راه خود را می‌رود.»

هنرمند واقعی که درد مردمش را دارد، وقتی همه‌ی مردمان کشورش را درگیر یک نهضت می‌بیند، نمی‌تواند ساکت در گوشه‌یی بنشیند و صرفاً به فراز و فرود ملودی‌ها بسنده نماید. هنرمند نمی‌تواند منتظر بماند تا مدینه‌ی فاضله، آن هم به معنای تام کلمه، مستقر و پابرجا گردد؛ آنگاه او تازه وارد میدان گشته و شروع نماید به هنرنمایی و ارائه‌ی آثار هنری‌اش! بلکه اتفاقاً هنر یک هنرمند متعهد در این است که مردمش را تنها نگذارده، و به‌نوبه‌ی خویش از دل تاریکی‌ها چراغی را برای هم‌نوعان خویش به ارمغان بیاورد. حال در این راه هر چه خالصانه‌تر وخوش‌نیت‌تر عمل نماید، روسفیدتر خواهد بود.

درخشانی پس از انقلاب راهی دیار غرب گردید. وی در خاک غرب ساکن شد؛ اما در فرهنگ غرب ذوب نگشت. وی در غرب هم پرچم ایران را به اهتزاز درآورد. زرق و برق دنیای غرب بسیار فریبنده و سلطه‌ی تبلیغات آنان بسیار سنگین و گسترده است، به‌گونه‌یی که تا به امروز بسیاری (حتی از قشر متفکرین و اندیشمندان سایر نقاط دنیا) را در کام خود فرو برده و به از خود بیگانگی سوق داده است.

یک عمر دوختیم و نخ از چشم رفته بود / آخر دمی نظر به چشمه‌ی سوزن نمی‌کنیم

پس در چنین شرایطی، اگر کسی، آن هم در دل این محیط و تأثیرات آن زندگی نماید؛ اما در عین حال خودباوری و اصالت ملی میهنی‌اش را نه فقط فراموش ننموده، بلکه آن‌را اشاعه نیز بدهد، باید بر او آفرین گفت. باری، مجید درخشانی و دیگرانی همانند او در جرگه‌ی این قبیل فرزندان رشید میهن می‌باشند. آنان  تجربیات خوب و مثبت دنیای غرب را با داشته‌های ملی‌شان عجین می‌نمایند تا ثمره‌یی درست را به جامعه‌ی خویش عرضه گردانند.

اما در مورد شیوه و تکنیک نوازندگی جناب درخشانی در این مقال، مجال سخن نمی‌باشد و شاید در این مورد به‌طور خلاصه بشود نکته‌ی مهمی را یادآوری کرد. مجید درخشانی از شاگردان محمدرضا لطفی بوده است؛ اما در نوازندگی راه تقلید صرف و شباهت صددرصد را نپیموده. درخشانی سیاق مختص به خویش را در نوازندگی و آهنگسازی دارد. ظاهراً این مسئله یکی دیگر از امتیازات سلوکِ مربی‌گری و روش معلمی لطفی‌ست که شاگردانش را نوعاً به سمت استقلال هنری و رسیدن به یک بیان شخصی و مستقل سوق  داده است. امروز از درخشانی سن و سالی گذشته است و انتظاراتی  که از او و امثال او وجود دارد، بر خود او نیز پوشیده نیست. امروز درخشانی عده‌یی جوان را در قالب گروه موسیقی گرد هم آورده و آنها را سرپرستی می‌کند. درخشانی هست و کوله‌باری از تجربه و وظیفه‌ی هدایت تخصصی و اخلاقی این جوانان، و تعهدی که در این مقطع خطیر بر دوش خود احساس می‌نماید.

 



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۳۱۲۸] فرحناز سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۶:۴۵
 ۰   
سلام سلام

دست مریزاد!
این جمله تان را بسیار پسندیدم: "موهبت «هنر» و «هنرمند بودن» همچون بار امانتی بر دوش صاحب خویش یعنی «هنرمند» است"
 

 
[شناسه: ۳۱۵۴] زینب چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۳:۵۷
 ۰   
مقاله تان بسیار خوب و پرداختن به جنبه های مختلف کارهای استاد درخشانی و زحمتتان ستودنی ست...
موید باشید...
 

 
[شناسه: ۳۲۰۸] امین شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۹
 ۰   
سلام جناب کتولی
مقاله خوبی نوشتید و واقعا در برای هنر کار کردن و از مردم هم غافل نبودن کار چندان ساده ای نیست. آقای درخشانی هم همانطور که شما گفتید حضوری که در مکتب چاوو‍ش داشت ‍پایه ای قوی برای زندگی هنری اش بنا نهاد. من تصور میکنم که چاووش توانست محملی باشد برای توسعه موسیقی بعد از انقلاب و هنرمندان فعال در این کانون هنری توانستند موسیقی اصیل ایرانی را حفظ کنند.
در ضمن به وبلاگ بنده هم سر بزنید که از سالنامه جاودانه های ایران مطلع باشید و در معرفی این اثر به دوستداران فرهنگ ایران مرا یاری کنید.
روزگار بر شما خوش و خرم
 



اطلاعیه [آرشیو]

کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها

خبرهای اخیر
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد