Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > ویژه

تاریخ انتشار: دوشنبه، ۸ تیر ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران


در نامه‌ای خطاب به شورای اسلامی بم:
استاد شجریان از پروژه‌ی باغ هنر بم کنار کشید...

استاد محمدرضا شجریان درباره‌ی پروژه‌ی باغ هنر بم اعلام کرد: «ماه‌هاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیه‌ها و مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواری‌های ناروای ایجادشده را ندارم. حال که مقامات استان تمایلی برای حضور من و همکارانم ندارند، توصیه حافظ بزرگ را عمل می‌کنم که فرمود: «ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خوی

استاد آواز ایران، خطاب به ریاست شورای اسلامی شهر بم، یعقوب دریجانی نوشته است: «احتراماً همانطور که استحضار دارید به دنبال زلزله‌ی مهیب و دلخراش بم، اینجانب براساس احساس وظیفه‌ی ملی و انسانی هم‌چون سایر هم‌میهنان و انسان‌دوستان جهان برای کمک به مردم رنج‌دیده بم آمدم. از آنجایی که اهالی بم خود بهتر از نیازها و شرایط زندگی سخت آگاه بودند، موضوع را با آن‌ها در میان گذاشتیم تا بر اساس نیازی که تشخیص می‌دهند، اقدام کنیم. جناب آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم وقت شورای شهرستان بم معتقد بود که در حال حاضر بازسازی روحیه مردم در اولویت است و هنر می‌تواند شور زندگی را مجدداً به آنان بازگرداند. لذا درخواست کرد، کمک فقط به ساخت یک بنای فیزیکی منحصر نشود و آن را محدود به یک دوره زمانی خاص نکنیم.»

شجریان ادامه داد: «با مشورت‌های دیگران سرانجام ایده‌ی تأسیس باغ هنر بم شکل گرفت تا نهادی باشد برای پژوهش، آموزش و اجرای فعالیت‌های هنری تا از این طریق طراوت و شادابی را به فضای اجتماعی و فرهنگی بم بازگرداند. گرچه می‌دانستیم کاری دشوار، زمان‌گیر و پرهزینه در پیش است اما وقتی نیازهای منطقه را دیدیم، با همه سختی‌های پیش رو، پا به میدان نهادیم. می‌دانستیم کاری چنین بزرگ به همت جمعی پیش می‌رود. از این رو، موضوع را با جامعه هنری و فرهنگی در میان گذاشتم و در خانه هنرمندان که همه نهادهای صنفی هنری حضور دارند، مساله مطرح شد و جلساتی را با نهادهای مختلف هنری برگزار کردیم.

هنوز هم وقتی به یاد می‌آورم که چگونه هم‌میهنان ما از نقاط دور و با وجود شرایط سخت زندگی‌های اقتصادی خود، آنچه را در توان داشتند، عرضه کردند، به شوق می‌آیم.

هم‌چنین موضوع را با افکار عمومی در میان گذاشتیم تا هر کس که تمایل دارد، گامی در این کار انسان‌دوستانه بردارد. دوستان مطبوعاتی به ویژه خبرنگاران جوان نیز تلاش کردند موضوع را در افکار عمومی زنده نگه دارند و آتش این میل هم‌چنان فروزنده بماند.

هنوز هم وقتی به یاد می‌آورم که چگونه هم‌میهنان ما از نقاط دور و با وجود شرایط سخت زندگی‌های اقتصادی خود، آنچه را در توان داشتند، عرضه کردند، به شوق می‌آیم.

برای آن که این پروژه نه در قالب یک فعالیت و کار شخصی بلکه به صورت نهادی پیش رود، همکارانی از میان تخصص‌های مختلف برگزیده و شورایی برای سیاست‌گذاری باغ هنر بنا شد تا کار با خرد و همت جمعی پیش برود. سیاست محوری ما پیشبرد پروژه از طریق مشارکت مردم بود و به جستجوی روش‌های تازه‌ای بودیم که توان نهادهای مستقل و نیروی مردمی را به کار گیرد و این خود آزمون تجربه‌ای بود که می‌توانست در پروژه‌های دیگر هم سودمند باشد. تجربیات سودمندی در باره مشارکت مدنی به ویژه با نهادهای هنری و انجمن مهندسین کشور داشتیم که به موقع خود و به منظور تدوین روش‌های مشارکت، منتشر خواهیم کرد.

این شعله کوچک رفته رفته آتشی شورانگیز شد. نقطه آغاز این کار با حدود ۴۰۰ میلیون تومان که از محل برگزاری کنسرت‌ها و فروش دی وی دی‌های آن شکل گرفت. با کمک‌های مالی جمع‌آوری شده تا کنون بیش از یک میلیارد تومان در باغ هنر هزینه شده است. اگر بخواهیم کارهای داوطلبانه‌ای را که بدون چشم‌داشت مالی و به اعتبار اعتماد انجام‌ شده، به این مجموعه اضافه کنیم، ارقام آن بسیار بیش از این خواهد شد. پروژه باغ هنر بم با چنین همتی و تنها با استفاده از امکانات مردم انسان دوست و هنر پرور ایران زمین مراحل پیشرفت را پشت سر گذاشت. شورای شهر بم، طبق توافقنامه‌ای زمینی به وسعت 14 هکتار (بخشی از پارک ۲۲ بهمن) را برای تاسیس باغ هنر بم تحویل ما داد. در مرحله نخست 30 هزار متر مکعب خاکبرداری شد و سپس عملیات ساخت سازه آغاز شد و تا کنون ۳۲۰۰ متر از سازه مدرسه، ۱۴۰۰ متر کتابخانه و ۱۴۰۰ متر نگارخانه (در مجموع ۶۰۰۰ متر از ۸۰۰۰ متر) تکمیل شده است. اهل فن می‌دانند که تکمیل سازه به ویژه با رعایت معیارها و استانداردهای ضدزلزله نیازمند انجام چه مراحل مقدماتی است و شرح تفصیلی آن از حوصله این نامه خارج است. بزودی گزارش تفصیلی اقدامات انجام شده را از طریق رسانه‌های گروهی در اختیار قرار خواهیم داد.

فعالیت‌های انجام گرفته را به اختصار گفتم تا جنابعالی و همکاران محترمتان در جریان این کار قرار گیرید و بدانید که این کار فقط با توان مردم و نیروی عشق به مردم پیش رفته است. شور و شوق من و همکارانم و همه کسانی که دست یاری ما را فشردند، وصف‌ناپذیر است.

شاید گمان شود چنین کاری بدون سختی‌های متعارف اداری پیش رفته است. گرچه همواره از لطف و همکاری کارکنان اداری برخوردار بوده‌ام اما قواعد اداری چندان هم که تصور می‌رود، سهل و ساده نبود. اخذ مجوز اجازه حفر چاه اختصاصی برای باغ هنر، تعیین مرز آن با پروژه همجوار و اموری مانند این- که اعضای پیشین شورای شهر در جریان آن بوده‌اند- خود ماجرایی طولانی و پرفراز و نشیب است.

فعالیت‌های انجام گرفته را به اختصار گفتم تا جنابعالی و همکاران محترمتان در جریان این کار قرار گیرید و بدانید که این کار فقط با توان مردم و نیروی عشق به مردم پیش رفته است. شور و شوق من و همکارانم و همه کسانی که دست یاری ما را فشردند، وصف‌ناپذیر است. روزی از همه این عزیزان و به‌نام یاد خواهم کرد ولی مجال را مغتنم شمرده و از شادوران مهندس بهاءالدین ادب یاد می‌کنم که با وجود بیماری سخت در واپسین لحظات عمر گرانقدر خود، شورمندانه و پرامید تلاشی چشمگیر کرد و نهادهای مختلف مهندسی را گردآورد تا ما را همراهی کنند و این عزیزان هنوز نیز در کنار ما هستند.

وصف ماجرا گفتم تا بگویم بعد از این همه، وقتی سازمان‌های رسمی و دولتی به میدان آمدند، چگونه آبی سرد بر روی این آتش ریختند. شرح این ماجرا گفتم تا بگویم که چگونه کاری را که عشق رهنمون گشت، روحی سرد و اداری به خاکستر کشاند.

ما در نظر داشتیم در آن خطه از سرزمین ایران عزیز، کاری فرهنگی و اجتماعی انجام دهیم و ساختمان و کالبد تنها زمینه‌ و بهانه‌ای بود. اما نگاه سرد اداری، کالبد را اصل گرفت. من و همکارانم در این پروژه و جامعه هنری که دست یاری مرا فشرده بودند، برای تاسیس یک بنا نیامده بودیم بلکه می‌خواستیم توان فرهنگی و هنری جامعه را به بم بیاوریم.

استحضار دارید که دولت در جلسه مورخ ۳ دی‌ماه ۱۳۸۶ با حضور نماینده ویژه رییس جمهور در ستاد راهبری و سیاست‌گذاری بازسازی بم به استناد اصل یکصد و بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با رعایت تصویب نامه شماره ۵۹۵۴۴ ت ۳۷۶۶۲. ه مورخ ۱۸ تیرماه ۱۳۸۶ مبلغ ششصد میلیون تومان برای تکمیل فاز اول باغ هنر بم تخصیص داد.

حسب درخواست اداری، پیمانکار مورد اعتماد خود را برای انجام این کار معرفی کردیم، کسی که سال‌های متمادی است در تمامی ساخت و سازهای مردمی که انجام آن را توفیق داشته‌ام، بی‌چشمداشت خدمت کرده است. اما طی فرایندی که مسئولان باغ هنر بم هرگز از آن اطلاعی نیافتند، با خبر شدیم مقامات استان بدون توجه به تناسبات اداری و جایگاه حقوقی، پیمانکار دیگری را که تاکنون در جریان هیچ یک از مراحل نبوده‌ است، انتخاب کردند. پیمانکار اعزامی نیز با حمایت مقامات استانی در محل طرحی که پیمانکار منصوبه از طرف اینجانب در آن مشغول به کار است، حضور می‌یابد و بدون موافقت با ما و بی‌توجه به الزامات فرهنگی و اجتماعی پروژه و فارغ از ملاحظه رنجی که برای برافراشتن این بنا مصروف شده، دست به ساخت و سازهای غیرمرتبط و خارج از طراحی‌های مهندسی پروژه زده که تنها به اختلال روال امور منتهی شده است.

ماه‌هاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیه‌ها و این مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواری‌های ناروای ایجاد شده را ندارم.

طی جلساتی که با برخی مقامات اداری استان در تهران داشتیم و بر اساس مذاکرات متعددی که همکاران اینجانب با مقامات داشته‌اند، از آنان خواستیم به نحوی تصمیم بگیرند که این کار انسان‌دوستانه مختل نشود و مطابق روال طراحی شده، پیش برود. بارها به آنان متذکر شدم که ما را «ساختمان‌ساز» نپندارند و به این بیاندیشند که من و دوستانم برای انجام کاری فرهنگی و هنری با مشارکت اهالی فرهنگ و هنر این دیار به این عرصه آمده‌ایم. ساختمان تنها نماد یک آغاز است و نه پایان آن. به آنان فلسفه شکل‌گیری این کار را که بر اساس مذاکرات اولیه با جناب آقای دکتر اسماعیلی ریاست محترم وقت شورای شهر بم مطرح شده بود، یادآور شدیم. متاسفانه به دلیلی که بر ما آشکار نیست، این سخنان شنیده نشد و ‌هم‌چنان هم نمی‌شود. من هیچ‌گاه این همه میل به کمک و اصرار برای تحمیل یک پیمانکار به رغم اختلال در روال امور را درنیافتم.

ماه‌هاست که توان ما به جای پیشبرد پروژه به رفع حاشیه‌ها و این مشکلات برخاسته از آن معطوف شده است. من دیگر توان مقابله با این همه موانع و دشواری‌های ناروای ایجاد شده را ندارم. حال که مقامات استان، تمایلی برای حضور من و همکارانم را ندارند، توصیه حافظ بزرگ را عمل می‌کنم که فرمود

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش از آنجایی که از ابتدا با شورای محترم شهر بم طرف بودیم، اکنون نیز رسماً این پروژه را به همان شورا تحویل می‌دهیم. اسناد مربوطه را هم متعاقبا تقدیم شورای شهر خواهیم کرد. به منظور احترام به اعتماد مردم، نسخه‌ای از گزارش مالی و عملکرد پروژه هم به افکار عمومی تقدیم خواهد شد. در اینجا مجال نیست از همکارانم و کسانی که دست یاری ما را فشردند، به نام یاد کنم. در گزارش عملکرد پروژه، به اعتماد این عزیزان و مردم همراه ادای دین خواهم کرد.

آنچه ما را به این وادی کشاند، عشق و دین به مردم بم بود. هم‌چنان رنج این عزیزان را در یاد دارم و هر بار که فرصتی دست دهد، آن را به یاد خواهم آورد تا فراموشی، میل به «انسان بودن» را در ما از میان نبرد. به مردم بم هم می‌گویم که هم‌چنان بر میثاق دوستی و مهر هستم و برای برنامه‌های فرهنگی و هنری که بنا بود در باغ هنر به اجرا درآید، به موقع پا به میدان خواهم گذاشت.

خاک پای مردم ایران
محمدرضا شجریان

منبع:
ایسنا +



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۴۴۹۲] pegahدوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۸:۱۴
واقعا آدم نمی دونه چی بگه به این همه نا سپاسی ها ...
از برای همه کس
دل بی رحم در این دوره به کار آید و بس
نرود با دل پر عاطفه کاری از پیش ...
 

 
[شناسه: ۴۴۹۳] زینبدوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۸:۴۰
خواندن این مطلب چقدر سخت بود...! و در عین حال چقدر بر دل نشست! به یاد "رنج راه" و "آتش شور و عشق" این بزرگ مرد تاریخ هنر , تنها می توان چنین گفت:

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس!

و دیگر آنکه :

باید بچشد عذاب تنهایی را
مردی که ز عصر خود فراتر باشد!

و...
 

 
[شناسه: ۴۴۹۴] ابیذر دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۹:۳
گل به تاراج رفت و خار بماند. . .
 

 
[شناسه: ۴۴۹۵] حسيندوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۱
هماي گو مفکن سايه شرف هرگز
بران ديار که طوطي کم از زغن باشد.
 

 
[شناسه: ۴۴۹۶] آرزودوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۶
با درود
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار / صاحبدلان حکایت دل خویش ادا کنند
از اینکه استاد شجریان در انجام این پروژه به موفقیت نایل نشدند و این مرغ سحر ایرانی باز هم به خاطر این همه کم لطفی از جانب مسئولین ناله سر دادند واقعا احساس تاسف می کنم.
 

 
[شناسه: ۴۴۹۷] سجاددوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۲
كور بشه چشم آدم هاي حسود بيشهوري كه نه از فرهنگ چيزي ميدونند ونه وجدان دارند

لعنت به همگي آنها
به اميد نابودي آنها
 

 
[شناسه: ۴۴۹۸] امیر پیشداددوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۶
از این بیداد میکنم فریاد...
نمیدونم چی بگم
اصلا حرفی برای گفتن هست؟
واقعا نمیدونم چی بگم
از این بیداد میکنم فریاد...
 

 
[شناسه: ۴۵۰۱] اردیبهشتدوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۳
متاسفم فقط همین
 

 
[شناسه: ۴۵۰۲] اامیرحسین میرشاهولددوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۴۸
هر که از سوز خودش می زند آوایی می دوم سوی خودم تا رسم بر جایی
این جماعت همگی همه را محتاج است هر که ساکت باشد سر آن بی تاج است
 

 
[شناسه: ۴۵۰۳] اامیرحسین میرشاهولددوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۵۶
هر که از سوز خودش می زند آوایی می دوم سوی خودم تا رسم بر جایی

این جماعت همگی همه را محتاج است هر که ساکت باشد سر آن بی تاج است



 

 
[شناسه: ۴۵۰۵] بهاره...دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۲۲
با سلام
از خوندن اين خبر خيلي دلم گرفت... چند سال پيش همسر استاد شجريان در مصاحبه اي گفته بودند كه همه فكر و دغدغه استاد باغ هنر بمه، اين نخستين بار هم نيست كه ايشون در چنين راهي قدم گذاشتند اما واقعاً با استاد و همكارانشون چه كردند...
داستان اجراي پروژه هاي عمراني در اين مملكت يك تراژدي بزرگه ...اما شرم باد بر اونهايي كه حتي مي خوان از چنين پروژه اي كه تا كنون فقط با عشق و كمك عده اي انسان عاشق براي كمك به انسانهايي مصيبت ديده پيش رفته هم براي خودشون سفره اي دست و پا كنند...
استاد پايمردي و تلاش انساني شما در به ثمر رساندن اين پروژه از ياد هيچ ايراني دل آگاهي نخواهد رفت.
 

 
[شناسه: ۴۵۰۷] siavashدوشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱
بی صبرانه منتظر پاسخ شورای شهر هستم.( مگه پاسخی هم دارن؟)
افسوس، این همه هزینه مادی و معنوی برای این پروژه صرف شده ولی به هدف تعیین شده نمیرسه.
برای استاد:
 

 
[شناسه: ۴۵۰۸] بهاره N Eسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰:۴۱
این عکس استاد خیلی خوشگله می شه سایز بزرگش رو بگذارید رو سایت
عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزمی استاد خوشگلم
الهی که همیشه تنت سالم باشه
 

 
[شناسه: ۴۵۱۱] طالقانیسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰:۵۳
واقعا" شرم آور... خدا انشاالله به انسان های بزرگ صبری بزرگ تر بدهد.بسیار از این خبر متاسف شدم.هیچ چیز نمی دانند که هنر چیست و هنرمند کیست.واقعا" شرم آور...
 

 
[شناسه: ۴۵۱۳] بهاره N Eسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱:۴۳

آیا می‌تونید تنهایی استاد رو حس کنید؟ اگر واقعا همراهی یکی از این همه سرمایه دار با استاد بود و اگر به دلیل کمبود بودجه این پروژه یک سال نمی خوابید( البته این را شنیده‌ام که استاد بیش‌تر از یک سال به دلیل کمبود بودجه پروژه را رها کرده بودند) حالا مقامات تصمیم نمی‌گرفتند از خودشان پیمانکار بیاورند
 

 
[شناسه: ۴۵۱۵] بهاره N E سه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱:۴۷
یکی از اقوام من که تازه اصلا استاد رو دوست نداره وقتی شنید پارسال در کنسرت همایون برق قطع شده کلی ناراحت شد و اعتراض کرد اگر اینو بشنوه چی می گه... ای کاش همه انسان باشیم
 

 
[شناسه: ۴۵۳۴] نغمه ی حسرتسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۴
الان یه ساعتی میشه که متن رو خوندم،هنوزم بغض تو گلوم هست.
فقط خدا میدونه استاد عزیزدل ما، چقدر واسه پروژه زحمت کشید.
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار / که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

و فقط خدا میدونه که چیکار کردن که کسی با پشتکار ودرایت شجریان بزرگ بعدازچندسال زحمت ومرارت ،چنین تصمیمی گرفتن. صد افسوس ودریغ از زمانهایی که ذهن شهریار آواز درگیر این ماجرا بود.
شهر یاران بود وخاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
 

 
[شناسه: ۴۵۳۵] ساز خاموشسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۵۹
فغان که در طلب گنج نامه مقصود / شدم خراب جهانی زغم تمام ونشد
 

 
[شناسه: ۴۵۳۶] گیل آواسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۳
درود خداوند بر اسوه ی صبر و بردباری حضرت استاد شجریان
 

 
[شناسه: ۴۵۴۱] مهديسه‌شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۷
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت ؛ سرها در گريبان است
كسي سر برنيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد و نتواند كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كس يازي به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است....
طي اين ساليان متمادي ما جفا هاي ناروا و زيادي رو از طرف مسئولين
نسبت به اهالي هنر به خصوص شاه گل هنر ايران " استاد شجريان " ديديم و
همواره به ياد داريم، ولي حتماً يه روزي بايد جواب گوي اين همه نامردمي ها باشند
و قطعاً به تير غيب گرفتار، خدا ازشون نگذره
 

 
[شناسه: ۴۵۴۹] علیچهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱:۲۸
لعنت بر کسانی که دل استاد عزیز ما رو ازردند.کسانیکه به اندازه‌ ای هم شعور درک هنر و زیبایی را ندارند.
 

 
[شناسه: ۴۵۶۴] chakavakچهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۹:۵
استاد بزرگوار از خواندن نامه ي دردمندانه ي شما روح و جان هر انساني اشفته مي شود.افسوس كه در سرزمين ما گويي شرط به دست گرفتن پست و سمت و مسيو ليت از دست دادن انسانيت و حساسيت هاي انسانيست!يقين داشته باشيد باشندگان و ايندگان بمي هرگز همت شما و نا مردي مردم نمايان را از يادنخواهندبرد.شما شجريانيد همان گونه كه خورشيد خورشيد است و ابشار ابشار و نسيم نسيم.
چكاوك عباسپور
 

 
[شناسه: ۴۵۶۹] گیل آواچهارشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۱۰
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا با هم بنالیم ازسردرد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد!
(سایه)
 

 
[شناسه: ۴۵۸۱] azadehجمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۵:۸
خوب كاري كرد!
از اول هم وارد شدن در اين پروژه اشتباه بود!
 

 
[شناسه: ۴۶۲۲] rقاصدکجمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۰
گو بروید یا نروید هرچه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
درود بر یگانه تاجدار آواز ایران
استاد محمدرضا شجریان
 

 
[شناسه: ۴۶۷۴] الهام جدوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۳:۰
چه باید گفت از کسانی که لیاقت این کار فرهنگی وهنری را نداشتند....
درود بر تو ای استاد مسلم آواز...
 

 
[شناسه: ۴۷۱۳] پورنوروزچهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۴:۴۹
استاد بزرگوار - جناب آقای شجریان:

همانطور که عرض کردم جانا" مالا" حیثیتا" بعنوان شهروند بمی حاضر هستم با تمام موانع اداری چنانچه از سوی مسئولین این شهر باشد مقابله نموده چنانچه گیر و پیچدگی منطقی بود با فعالیت جمعی محلی نسبت به رفع ان بکوشیم و خدای ناکرده چنانچه گیر های بی جهت و بروکرات عامل این دلزدگی آن هنرمند گرانمایه شده با پشتوانه مردمی و مسئولان دلسوز آن موانع را از سر راه فعالیت بی شائبه آن هنرمند عزیز دل همه مردم داغدار بم برداریم. محمد پورنوروز
 



اطلاعیه [آرشیو]


جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها
بیا، بنشین، بگو بشنو سخن...
کتاب الکترونیکی معرفی آلبوم «رندان مست»
ربّنا أَفرغ علینا صبراً
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...
استاد محمدرضا شجریان: خواسته‌ام صدایم صدای سروش‌های وجدان خاک و مردمم باشد
من به پریشان‌گویی تو افتخار می‌کنم!
تالارهایی که سالن همایش است!
چشمه‌ی نوش
علی جهاندار از تکنیک یکتای استاد شجریان می‌گوید

خبرهای اخیر
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان
نگارش جدید فهرست جامع آثار و اشعار اجراشده‌ی استاد محمدرضا شجریان
گزارش تصویری از تمرین استاد شجریان و گروه شهناز پیش از کنسرت
استاد محمدرضا شجریان: با افتخار در مراسم گرامیداشت مولانا به‌روی صحنه می‌رویم
توضیحاتی در رابطه با سامانه‌ی فروش بلیت کنسرت
استاد «محمدرضا شجریان» نامزد بهترین صدای تاریخ/ برای ثبت رأی حتماً ۵ نفر را انتخاب کنید

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

با پشتیبانی و حمایت: شرکت تجارت الکترونیکی فرامین
طراحی صفحه‌ی اول: گروه گرافیکی نقطه‌چین
این سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد شجریان تهیه‌شده و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد.
بازنشر مطالب این سایت به‌صورت کاغدی با ذکر نام و در سایت‌ها با درج لینک رواست