استاد شجریان: در این چند سال حس کردم نیاز به صدای جدید داریم ذوالفنون: زود به سراغ ابداع ساز رفتیم صدها نفری که برای بازدید از نمایشگاه سازهای ابداعی و شرکت در دومین نشست مرتبط با آن به تالار بتهون خانه هنرمندان ایران آمده بودند، شاید به شیوه همیشه، منتظر سخنرانی چند استاد موسیقی بودند اما همه چیز به روال دو ساعت آغاز برنامه پیش نرفت. پس از سخنرانی کوتاه داریوش طلایی و صحبتهای طولانی جمال سماواتی، تنها چنین بحث پویایی میان چهار استاد موسیقی ایرانی میتوانست دستهای جمعیت خوابآلوده را هر چند دقیقه یکبار به هم بکوبد و صدها تماشاگر ایستاده را وادار به ماندن کند. سماواتی: این نهضت نقصیابی را درک نمیکنم گرچه سماواتی در صحبتهایش مخالفت صریحی با مسئله ابداع ساز نکردهبود اما با نقدها و طرح سؤالهای بسیار صحبتهایش را اینگونه آغاز کرد: «ما شیفتهی مفاهیمی هستیم، آنها را از فرهنگی قیچی می کنیم، وارد فرهنگمان میکنیم و طبیعتاً به بنبست میخوریم. وقتی مفهومی را مثل نوآوری در ساز وارد فرهنگمان میکنیم، باید تأکید کرد که این بخش قضیه مصنوعی است. بعضیها بعضی سازها را از دل تاریخشان "سزارین!" میکنند و بعضیها این فرصت را میدهند که سازها در روند تکاملی خودشان تکمیل شوند.» سماواتی با تعجیل در این روند مخالف بود اما ضرورت ابداع سازهای تازه را انکار نکرد: «باید این ضرورت از جانب سه گروه احساس شود. نوازنده، آهنگساز و یا هنرمند و خوانندهای که احساس میکند صدایی که در ارکستر همراهی می کند، این صدایی نیست که خودش میخواند و میبیند که کسی کاری نمی کند، پس خودش آستینها را بالا میزند و ساز را می سازد.» او ادامه داد: «ضرورت خودش را بهطور تدریجی نشان میدهد، اما مشکل اینجاست که ما چند دههی است که این وضعیت را تحمل می کنیم، اما هیچ صحبتی نمیکنیم و به ناگهان آتشفشانی در این زمینه فوران میکند. کشف نقص، حرفی است که در طول زمان ایجاد میشود اما این نکته که یک نهضت بزرگ نقصیابی راه افتاده و لشگری به دنبال آن هستند را درک نمی کنم.» سماواتی اعتقاد دارد که یک ساز که در دست نوازندهای نافرمانی میکند، اما همین ساز در دست نوازندهای دیگر ۴۵ دقیقه کوک در نمیکند. یعنی اگر هنوز استاد زندهای وجود داشته باشد که در اجرای زندهای برنامه تکنوازی کامل تار را با سازی که گوشیاش دست زده نشده، تا انتها و بدون کوک درکردن اجرا کند، صدور اجازه اینکه بگوییم این ساز ناقص است و نقص ساختمانی دارد، مشکل است.» جمال سماواتی در پایان، مخالف تلویحیاش را با این ایده تازه عنوان کرد: «این سازهای جدید تأثیر مستقیم روی کار ما خواهند گذاشت و دیگر این صداها، این نازها و این چیزی که ما را به زنجیره ژنتیکی کشور وصل می کند، وجود نخواهد داشت.» شجریان در برابر سماواتی پس از گفتار طولانی جمال سماواتی، محمدرضا شجریان صحبتهایش را آغاز کرد: «نمیدانم آقای سماواتی میدانستند که این عده برای چه اینجا جمع شدهاند یا نمی دانستند؟» وی ادامه داد: «این گروه برای رونمایی از سازهای ابداعی در اینجا جمع شدهاند نه سازهای گذشته. آن سازها سرجایشان هستند و اگر امثال آقای سماواتی فکر میکنند که باید به صدای ساز تکنوازها گوش کنیم، این طور نیست؛ جوانها راه خودشان را میروند. ما باید کمکشان کنیم و بگذاریم نیرویشان در جهت انگیزهای که میخواهند درست به کار برود. اگر بخواهیم حکم یک ژاندارم را داشته باشیم که منتظریم هرکسی میخواهد کاری کند باید به ما توضیح بدهد، سخت در اشتباهیم.» شجریان در ادامه گفت:«من ۴۵ سال در صحنه و استودیو بودهام و فکر نمیکنم هیچکدام شما این کار را کرده باشید. نیازی را که من احساس کردهام فکر نمیکنم هیچکدام شما احساس کرده باشید. پس بگذارید این جوان کارش را بکند. خوب اگر کارش بد است گوش نمیدهیم. ولی اینکه اینهمه فکر شده و جوانان اینجا جمع شدهاند و کار ابداعی دارند بهتر است توی ذوقشان نزنیم و راهنماییشان کنیم. در طول اینسالها این همه احساس نیاز کردهایم اما کسی نساخته است. بمترین صدای ما عود است در حالی که به بمتر از آن هم احتیاج داریم.» فرهمند: بهتر است واقعیت را ببینیم محمود فرهمند، موسیقیدان و سازندهی ساز مشکل موسیقی و سازسازی را در جای دیگر جستوجو کرد: «موسیقی و ساز دو خط موازی هستند؛ وقتی موسیقی حرکت میکند، سازنده هم همراه با او به جلو میآید. من مخالفتی با نوآوری ندارم. سازی را میبینم که دوستان بسیار زحمت کشیدهاند، اما آیا زمانی شده که دوستان نوازنده پیشنهاد بدهند این سازها را جمع کنیم و از آنها ارکستری بسازیم و نتیجهی کار را ببینیم، نه اینکه همینطور بگوییم دست شما درد نکنه آقای ژاله و بعد دکور خانهاش شود.» او ادامه داد: «در دورهی حاضر ارتباطی بین نوازندهها و سازسازهای ما وجود ندارد. یک سری از نوازندهها هستند که سازسازها را گمراه میکنند. باید واقعیتها در جامعه گفته شود. گاه سازندهای که احتیاج مالی دارد و با هزار بدبختی ساز را درست میکند و به کلاسی می برد، اما مربی به جای اینکه پول واقعی او را بدهد، درصد بیشترش را در جیب خودش می سازد.» این نوازنده افزود: «بزرگترین مسئله سازسازی این نیست که ما بنشینیم اینجا و به شما بگوییم که ساز بسازید و ما از شما حمایت می کنیم. شعار دادن یکی از خصلتهای ایرانیهاست؛ اما وقتی به عمل میرسیم میبنیم خیلی عقبیم. ما درجا میزنیم برای اینکه موسیقی ما در جا میزند.» ذوالفنون: توانمندی هنرمند فراتر از ابزار است جلال ذوالفنون نوازندهی سهتار صحبتهایاش را به پاسخ گفتن به شجریان و در دفاع از سماواتی شروع کرد: «آقای شجریان فرمودند که باید جوانها را به نوآوری تشویق کنیم، این کار بزرگی است و گفتند همواره با نوآوری مخالفت میشود. من میخواهم عرض کنم که اگر مخالفتی از نوع مخالفت آقای سماواتی وجود دارد، ایشان باید در فکرشان تجدید نظر کنند، چون به عقیده من حرفهای سماواتی در واقع مخالفتی نبود.» او ادامه داد: «اگر میخواهیم ساز جدید داشته باشیم، باید به دنبال اندیشههای جدید باشیم. پس هرچه ذهن ما به سمت تعالی حرکت کند، دنیای بیرون ما هم متعالی میشود. یکی از چیزهایی که باید به آن بپردازیم، آن است که آقای سماواتی اشاره کردند. ابزار برای انجام کار است.کاری باید انجام شود و ما باید بگوییم این ابزار توانمندی اش را دارد یا نه.» او گفت: «اما جای سؤال آنجاست که از سازهای هزار ساله و دو هزار سالهی ما درست استفاده شده یا نه. به گمان من کسانی که فکر میکنند موسیقی هنر است، در اشتباهند.» ذوالفنون سپس به تعریف موسیقی پرداخت و با بیان اینکه «موسیقیترکیبی از اصوات و نظم زمانی که ریتم است.»، گفت: «موسیقی زمانی میتواند بدل به هنر شود که پیامی روی آن بیاید.» این نوازنده ادامه داد:«حالا می رسیم به اینکه موسیقی ما چی هست که بگوییم چی لازم دارد. در این زمینه من فکر میکنم اصلاً اندیشه لازم را نداشتهایم. دو عامل در تأثیرگذاری موسیقی نقش دارند؛ یکی اینکه پلیفونی است و یا اینکه از بداهه پردازی بهره میبرد و از آنجا که ما پلیفونی نداریم، پس باید سراغ بداهه پردازی برویم.» ذوالفنون افزود: «آقای شجریان اشارهای کردند که چرا ما سراغ تکنوازی میرویم. جواب این است که در تکنوازی بهتر میشود بداههپردازی کرد. این بداههنوازی در گفتار، شعر، ادبیات، روابط ذهنی و داد و ستدهای روحی ما وجود دارد. مثلاً: "میگه آقا داشتم میرفتم خونه خالهام گفتم سری هم به تو بزنم." بداهه. به نظر من موسیقی تکنوازیما موفقتر است چرا که فضای بداهه در آن بیشتر است.» ذوالفنون که سعی میکرد شوخطبع باشد، گفت: «آقای شجریان اگر کمبودی در موسیقی گروهی حس میکنیم به همین دلیل علاقهی ما به تکنوازی است.» وی در پایان گفت: «ما کمبود هنرمند داریم. تمام موسیقی که من در این مملکت میشنوم الگوی زمینی دارد. بهندرت چیزی میشنوم که الهامات آسمانی داشته باشد. همهاش چیزهای سطح پایین زمینی است. موسیقی ایرانی اینقدر درونش عظمت دارد که انسانی باید خیلی والا باشد که به آن برسد.» سریر: بداهه نوازی مانند صحبت خانه خاله نیست محمد سریر، مدیرعامل خانه موسیقی که هدایت نشست را به دست داشت، در پاسخ به صحبتهای بیان شده گفت: «در بحث همنوازی من فکر میکنم نظر آقای شجریان مبتنی به پلیفونی در موسیقی ایرانی است. موسیقی ایرانی و بداههنوازی مانند صحبتی که آدم میرود خانه خالهاش نیست. یک سری چارچوبهایی دارد.» وی ادامه داد:«بداهه نوع آزاد و خالی از نرم نیست. در آن هم خلاقیت هست و هم ملاحظاتی. خیلی توجه، تمرکز و خلاقیت میخواهد. طرف باید هم آهنگساز باشد و هم نوازنده. کار همنوازی در موسیقی ایرانی بسیار بسیار سهل و ممتنع است.» شجریان: حرف من کمیت نبود گرچه قرار بود در ساعت آخر نشست به پرسشهای حاضران پرداخته شود اما بحث میان اساتید همچنان ادامه داشت. شجریان در پاسخ به صحبتهای ذوالفنون گفت: «من با تکنوازها زندگی کردهام و آوازهای من کنار نوازندههایی قدر بوده است. ما با ارکستر تصنیف میخوانیم که شنوندههای بسیار دارد. ما نمیخواهیم بخش تکنوازی را کمرنگ کنیم و حتی در کارهایی که برای خارج از ایران اجرا میکنیم روی تک نوازی تکیه بیشتری داریم.» وی افزود: «اما آهنگسازها و مردم ما این احساس کمبود را کردهاند. ما ارکستر را از نظر کمیت در نظر نمیگیریم. در تشکیل گروه شهناز کارهایی ابتدایی کردهایم و سازهایی هم که ساختهایم سازهای ابتدایی است. اما مهم این است که نوازنده قبول کند و شنونده بپذیرد.» منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی ویرایش مجدد: وبسایت شجریانی
[شناسه: ۴۷۱۶] صبـور
چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳
۰
سلام به شجریانیهای عزیز
باز هم عکسهای دیگری از این نمایشگاه دارید؟
صدای استاد را اگر ضبط کردهاید میتوانید در سایت قرار دهید؟
شجریانیها:
پاسخ: سلام؛ راستش صدای استاد را که در اختیار نداریم اما عکسهای نمایشگاه را بهزودی منتشر خواهیم کرد.
[شناسه: ۴۷۲۰] میلاد
چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۳۳
۰
باسلام
من میلاد هستم و همیشه اخبار و مقالات شمارو دنبال میکنم ولی هیچ وقت نظر نمیدم
ولی امروز میخوام نظر بدم
البته من مدت زیادی نیست که با استاد آشنا شدم
به طوری که از سال 1379 و به طور اتفاقی با آلبوم " بی تو بسر نمیشود " آشنا شدم و گوش کردن آواز استاد همانا و عاشق هنر ایشان شدن همان
تا به اینجا که در این ده سال مطالعات زیادی در مورد موسیقی و استاد انجام دادم و در تمام کنسرت های استاد بعد از زلزله بم شرکت کردم تا جایی که دوستانم به من شنونده و هوادار حرفه ای استاد میگویند هر چند دانشجوی رشته دیگری هستم
ولی به نظر من ما در این حد نیستیم که بخواهیم میان لساتد موسیقی دعوا درس کنیم چون همه ضرر میکنیم
شجریانیها:
پاسخ: البته اطلاعرسانی دربارهی استاد شجریان یکی از اهداف این سایت است.
[شناسه: ۴۷۲۳] فرحناز
چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۴۷
۰
سلام سلام
سپاس از زحمات بی دریغتان.
این بحث به نتیجه ای هم رسید یا نه؟
ما دل به عشوه ی که دهیم اختیار چیست؟!
[شناسه: ۴۷۳۳] شکوه
پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۲۸
۰
سلام.نوای کدوم سازهای ساخته ی پنجه ی قدر لستاد تو این کنسرت به گوش می رسه؟
[شناسه: ۴۷۳۵] شکوه
جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰:۵۸
۰
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
[شناسه: ۴۷۷۰] رضا
یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۷
۰
سلام همانگونه که استاد در تفاوت بين سنت و اصالت مطالب درخور توجه ارائه فرمودند فکر مي کنم مخالفان ابداع در سايه اصالت تفاوت اصالت و سنت را در نيافته اند. ضمنا اميدوارم مخالفان که خود دستي بر آتش دارند از روي بخل و ضعف تخصصي خود نوآوريهارا سرکوب نکنند.
اساتيد عزيز: بياييد جوانان را به صحنه دعوت کنيد و اصالت هارا در نوآوريهايشان ياداور شويد
چراکه اگر از خود برانيد نه تنها سنت بلکه اصالت هم از دست مي رود.
پاينده باد خسرو آواز ايران