وبسایت شجریانیها، علی میرزایی: آلبوم « رندان مست » اثر تازهی استاد شجریان سرانجام به بازار موسیقی ایران آمد. همانطور که میدانیم این آلبوم اولین اثری است که پس از گذشت حدود یک سال از همکاری استاد شجریان و «گروه شهناز» به سرپرستی مجید درخشانی به بازار میآید و به درستی پیش بینی میشود رکورد فروش آلبومهای موسیقی سال را بشکند. رندان مست در واقع یادگار کنسرت تابستان سال گذشته (۱۳۸۷) است؛ کنسرتی که حواشی بسیارش آن را به یکی از پرخبرترین کنسرتهای استاد شجریان در چند سال اخیر تبدیل کرد. از سوتهای بلند میکروفونها و ایراداتِ بسیار صدابرداری در تالار کشور تا مشکلات عجیب و غریب سایر امکانات تالار کشور و حوادثی که در پی آن رخ داد تا نقدهای بسیاری که به لحاظ فنی به کار گروه و حتی آوازهای استاد شجریان وارد شد و بالأخره تا سازهای پر ماجرای استاد آواز ایران که دوتای آنها در همان کنسرت رونمایی شد.
حالا رندان مست با همهی آنچه به خودی خود برای عرضه دارد یادآور تمام آن ماجراها نیز هست؛ ماجراهایی که شاید در آن شبها برای دوستداران شجریان کمی تلخ بود اما حالا تبدیل به خاطرههایی گشتهاند که شاید به این زودیها تکرار نشود.
معمولا نقدها در خصوص کنسرتها و آثار شجریان بلافاصله و تنها با فاصلهی چند روز منتشر میشوند و یکی از نقاط تمایز شجریان با سایرین در این است که نگاهها به او، فعالیتها و سخناناش بیش از دیگر هنرمندان است. تابستان سال پیش هم همینطور بود. نقدها چه کتبی و چه شفاهی، چه از سوی اساتید نامآشنای موسیقی و چه از سوی وبلاگنویسان و مردم عادی روان شدند. جهت فلش نقدها اما تنها به یک سو نبود. عدهای اعضای جوان گروه شهناز را نشانه رفتند بهویژه مشکلات آنها در نوختن جواب آوازهای شجریان. عدّهای تنظیمهای درخشانی را کسالتآور و ناامیدکننده خواندند! عدهای از عدم هماهنگی سازها و صداهایشان گله کردند و گروهی از شجریان بهدلیل همراه شدن با نوازندههایی کمتجربه ناراضی بودند، برخی سازهای شجریان را تبلیغاتی و تزئینی خواندند و سرانجام انتظارات عدهای از آوازهای شجریان برآورده نشد و از افت صدای استاد میگفتند.
تعداد معدودی از آندسته از دوستان منتقد چند ماه بعد شروع به نگاشتن مطالبی کردند در خصوص اینکه اعضای شهناز با شجریان بر سر مسائل مالی مشکلاتی دارند و از این بابت در دل مینالند و پیش استاد هیچ نمیگویند و تنها لب میگزند. اما خود این عزیزان هم میدانستند که شوخیهایشان چندان هم نمکدار نیست.
البته لطف نقد گاهی اوقات به مبالغهای بودن آن است و این آرایهی ادبی بهویژه این روزها در نوشتارهای نقدنویسان موسیقی ایرانی بهوضوح بهچشم میآید و گهگاه هم چاشنی خوب و قابل قبولی ست برای این نقدها و خوانندگانشان. نقدهای کنسرت سال گذشته نیز از این قاعده کلی جدا نبود و در آنها افراط و تفریط به خوبی نمایان بود. تعدادی از طرفداران دو آتشهی شجریان همه چیز را عالی میدانستند و کاملاً بیعیب و نقص. میگفتند صدای شجریان همان صدای دههی شصت است و نوازندگان شهناز هم همردهی علیزاده و لطفی و مشکاتیان؛ جواب آوازها را بینقص دانستند و اوجهای آواز شجریان را با تعابیری بلندپروازانه میستاندند. عدهای اما همهی زحمتها را به راحتی هر چه تمامتر شستند و کنار زدند و قلم را از طوری بر کاغذ فشار دادند که این فکر نادرست از ذهن ما میگذشت که شاید کینهتوزند خدای ناخواسته. اما گاهی، بعدها که فکر میکردم و اعمال بعدیشان در جهت اختلافافکنی در شهنازیان را دیدم به خود گفتم که آن فکر پیشین شاید بیراه هم نبوده. (تعداد معدودی از آندسته از دوستان منتقد چند ماه بعد شروع به نگاشتن مطالبی کردند در خصوص اینکه اعضای شهناز با شجریان بر سر مسائل مالی مشکلاتی دارند و از این بابت در دل مینالند و پیش استاد هیچ نمیگویند و تنها لب میگزند. اما خود این عزیزان هم میدانستند که شوخیهایشان چندان هم نمکدار نیست. بعدها هم که تمام این شوخیها طبق رسم همیشگی تکذیب شوخی تکذیب شد؛ به ویژه در مصاحبهی همین شجریانیها با استاد درخشانی که از عشق و علاقهی شهنازیان نسبت به استاد شجریان گفتند که پیشنهاد میکنم از اینجا بخوانید). خلاصه اینکه این عده همه چیز را با هم سیاه میدیدند. خب البته شاید عادت دوستان شده. حرف حسابشان همین یک کلام بود. همه چیز افتضاح بود؛ افتضاح.
البته خوشبختانه نقدها تنها به این دو دستهی سفید و سیاه ختم نمیشد. نقدهای سالم و منطقی هم نوشته شد و نظراتی از این دست هم شفاهاً بیان شد. الحق و النصاف که در اجرای سال پیش شهناز از مشکلات سالن و صدابرداری و... که از دست شجریان و گروهاش خارج بود که بگذریم بر میخوریم به اشکالاتی که به هرترتیب قابل کتمان نیستند. ضعفهایی در جواب آوازها دیده میشد. تنظیم قطعات در قسمتهایی قابل ایراد بود و البته آوازهای شجریان هرگز همان آوازهای دههی شصت نبود!
هر کدام از مشکلات بالا البته علتهای طبیعی دارند که به نظر شخص نگارنده هرگز با مزایای همکاری شجریان با نوازندگان با سواد و فرهیخته و جوان قابل قیاس نیست و به قول معروف تأثیرهای مثبت این همکاری میچربد بر ضعفهایی که در هر کاری طبیعی است و وجود دارد. البته در صورتی از سویی باید طوری شود که ضعفها را هم ببینیم و بگوییم...
قرار نبود که نوازندگان جوان شهناز همان جواب آوازهایی را بدهند که شهناز میداد؛ یا مشکاتیان و علیزاده. این انتظار بیهودهای بود. جواب آواز دادن با ده سال آموختن یک ساز به دست نمیآید. معقولهای است جدا که نوازنده جوان باید در بوتهی آزمایش قرار گیرد. آزمایشهایی سخت.
پیش از تابستان ۱۳۸۷ هرگز پیش نیامده بود شجریان با نوازندگانی چنین جوان همراه شود. از ابتدای فعالیت هنری شجریان که بررسی کنیم به چنین موردی بر نمیخوریم. شجریان در دورهای با گروه اساتید بود و پایور. زمانی با لطفی بود. دورهی درخشان همکاری با استاد مشکاتیان را هم که به یاد داریم. بعد از آن هم گروه آوا و نوازندگانی چون پیرنیاکان و فرجپوری و شناسا و اعیان و فیروزی و عندلیبی و گاهی افشارنیا و... که هیچکدام به لحاظ تجربه حتی در آن زمان (اوایل دهی هفتاد) هم چیزی کم نداشتند. از اواخر دههی هفتاد هم که گروه به یادماندنی اساتید و همکاری شجریان با علیزاده و کلهر. استاد البته کارهایی تکی هم در این سالها و در میان این همکاریهای پیوسته انجام دادند. «مثل شب، سکوت، کویر» کلهر، «در خیال» درخشانی، «بوی باران» یوسفزمانی و کارهایی هم با درویشی و صارمی و... و نیز دوره کنسرتهایی با استاد فخرالدینی و بسیاری از اساتید دیگر که مجال نامبردن نیست. بنابراین در تابستان سال پیش، در خصوص جواب آوازها تمام انتظارات به بزرگی ِ نام همین بزرگانی بود که نام بردم و اصولاً مشکل اساسی هم همین بود. قرار نبود که نوازندگان جوان شهناز همان جواب آوازهایی را بدهند که شهناز میداد؛ یا مشکاتیان و علیزاده. این انتظار بیهودهای بود. جواب آواز دادن با ده سال آموختن یک ساز به دست نمیآید. معقولهای است جدا که نوازنده جوان باید در بوتهی آزمایش قرار گیرد. آزمایشهایی سخت. مثل دادن جواب آواز شجریان در مقابل دیدگان هوشیار ۳۰۰۰ شاهد عینی. و این تصمیم شجریان و درخشانی گام بزرگی بود در جهت همین امر. میدان دادن به جوانانی که به لحاظ علم و دانش و تحصیلات موسیقی، اخلاق و منش چیزی کم ندارند و تنها نیاز به تجربه دارند. نوازندگان جوان «عارف» و «شیدا» هم در چاووش در بوتهی آزمایش قرار گرفتند و تنها چند سال بعد با پایان یافتن کار آن کانون خاطرهانگیز، در اواخر دههی شصت، شجریان و مشکاتیان را در آثار بزرگی با نامهای «نوا» و «بیداد» و «دستان» همراهی کردند. از همین رو ست که میگویم مزیتهای همکاری شجریان با جوانان را بیشتر از ضعفهای احتمالی میدانم که قطعاً آنها نیز تا چند سال آینده بر طرف میشوند.
صدای شجریان نیز همان صدایی نبود که در چکاوک بیداد شنیده بودیم و در نهفت نوا. شجریان آنجا در اوج پختگی صدا و توانایی سینه و حنجره بود و در سنین میانسالی. نباید انتظار بیهوده داشته باشیم که شجریان ۶۸ ساله همان شجریان ۲۰ سال پیش باشد. گفتم صدای شجریان همان صدا نبود اما نمیتوانم نگویم که شجریان همان شجریان بود. همانقدر زیرک. همانقدر باهوش. همانقدر دقیق. همانقدر با حوصله. همانقدر استاد. چه در کم اثر ساختن ضعفهای صدا که ناشی از خستگی و سن بالای استاد بود، چه در ساختن با جوابآوازهایی نه چندان پخته و چه در تأمل دقیق در انتخاب و اجرای اشعار و حفظ شگرد همیشگی خویش یعنی ریتم نهفته در آواز. ریتم متناسب با مفهوم کلام و چه در... شجریان همان شجریان بود. همان استاد همیشگی.
حالا رندان مست در دست ماست و راه قضاوت دقیقتر باز. البته بگذریم از دوستان سفیدبین و سیاهبین که عادت به انصاف ندارند. سفیدبینهای متعصب و سیاهبینهای احتملاً کینه توز. کینهتوز را باز هم با شک وتردید میگویم که احتمالاً خودم به کینهتوزی متهم نشوم هر چند ماجراهایی شنیدهام در مورد حسادت فلان نوازندهی سنتور که آرزوی ـــ البته به حق ـــ نوازندگی سنتور گروه شهناز را در دل و سر میپرورانده و اما به هر دلیلی به آرزوی خویش نایل نیامده و حالا دست به قلم برده و در فلان وبسایت مشهور هر چه میخواهد به شجریان میگوید...
با عبور از این سطور مقدمهوار که البته مقدمه نبود و بدنهی اصلی مطلب بود، حالا رندان مست در دست ماست و راه قضاوت دقیقتر باز. البته بگذریم از دوستان سفیدبین و سیاهبین که عادت به انصاف ندارند. سفیدبینهای متعصب و سیاهبینهای احتملاً کینه توز. کینهتوز را باز هم با شک وتردید میگویم که احتمالاً خودم به کینهتوزی متهم نشوم هر چند ماجراهایی شنیدهام در مورد حسادت فلان نوازندهی سنتور که آرزوی ـــ البته به حق ـــ نوازندگی سنتور گروه شهناز را در دل و سر میپرورانده و اما به هر دلیلی به آرزوی خویش نایل نیامده و حالا دست به قلم برده و در فلان وبسایت مشهور هر چه میخواهد به شجریان میگوید...
رندان مست حالا در دستان ماست. در نگاه نخست هماهنگی سازها ستودنی، استادی شجریان در آوازها مثالزدنی، جواب آوازها بهویژه در مورد سنتور «صفایی» و کمانچهی «جهانآبادی» شنیدنی (تار مجید درخشانی و جواب آوازهای او که جای خود را دارد) و صدای صُراحی بر آواز سازندهاش در خاطرهها ماندنی است. ضعفها را هم نباید پوشاند. تازه چند روز است که رندان مست به دستمان رسیده. جای برای نقدها و نظرات همه، چه اساتید که صاحب نظران لایقاند و چه مردم که مخاطبان اصلیاند، باز است. البته همچنان بر این عقیدهایم که قضاوت در کار هنر کار خداوندگاران این عرصه است اما گفتوگو و نظردهی توسط همهی ما آزاد است و لازم. باید ضعفها را گفت. از خوبیها هم گفت. آنچه این روزها کمتر از آن بهره میبریم. امیدوارم در وبسایت شجریانیها شاهد انتشار مقالات، نوشتهها و نقدها و نظرات متعددی در این خصوص باشیم و از این بابت با خیال راحت اعلام میکنیم که درهای شجریانیها برای اعلام نظران و نقدهای مثبت و منفی باز است.
رنگ و بوی آنچه در این اینجا نگاشتم مرا به این هوس انداخت که اعتراض توأم با احترام داشته باشم نسبت به سایت محترم گفتوگویهارمونیک و مدیر محترم آن. این سایت ارجمند این روزها تبدیل شده است به پاتوق دوستان سیهبین که مطمئنم کینهتوز نیستند. چندی پیش سلسله مقالاتی از یکی از نویسندگان آن سایت در خصوص استاد شجریان را شاهد بودیم که با استفاده از الفاظ دور از شأن یک نوازنده و یک نویسنده سعی در جنجالی کردن بحث داشتند که در آن زمان هم جواب کوتاهی از سوی شجریانیها منتشر شد و به گفتوگویهارمونیک و مدیریت محترم آن پیشنهاد شد که از این شیوهی ناصحیح دست بردارند اما حالا چند روزی است شخص مدیر گفتوگویهارمونیک با نگاشتن مطالبی دیگر با همان ادبیات که دیگر باید اسمش را گذاشت ادبیاتهارمونیک (برخلاف معنای این کلمه) جناب شهرام ناظری و فرزند ایشان را مورد توهین قرار دادهاند. البته قطعاً ایشان هرگز شباهتی بین مطلبشان با «توهین» نمیبینند و این طبیعی است چرا که احتمالاً به این ادبیاتهارمونیک عادت کردهاند. تمام حرف من در این نکته خلاصه میشود که جناب پورقناد آنچه شما مینویسید نقد نیست. بر آنچه شما مینویسید بهراحتی میتوان عنوان توهین نهاد و از دل آنچه شما مینگارید میتوان بوی کینه را جست و حس کرد. برای انتقاد نیازی به کینهورزی و توهین نیست. هم شجریان و هم ناظری و هم سایر اساتید دارای نکاتی برای نقد و گله هستند اما چرا شما به استفاده از این ادبیات روی آوردهاید؟ چرا تصور میکنید با تندتر نوشتن و اضافه کردن چاشنی توهین و تمسخر به نقدتان میتوانید آنرا پرتأثیر سازید؟ نیت شما خیر است. آنکه احتمالاً تابوهایی را که در ذهن عدهای شکل گرفته بشکنید اما مگر از نوشتن نقدهای منطقی، علمی و صادقانه برای رسیدن به این هدف با ارزش عاجزید که به توهین و افترا و گاه دروغ روی میآورید؟ با این نوشتهها نه تنها تابویی را نمیشکنید بلکه طرفداران متعصب هنرمندان را متعصبتر میکنید همانطور که تا به حال این کار را کردهاید. در واقع تا به حال اثر این حرکاتِ ـــ به قولِ دوستانتان ـــ انقلابی ِ شما تماماً در خلاف مسیر نیل به هدف خیری است که در سر دارید. مگر خبری بدتر از این هم میتوانم به شما بدهم؟
به عنوان مطلب و نکتهی پایانی از همهی خوانندگان این مطلب صمیمانه میخواهم که در صورتی که تمایل به شنیدن آلبوم رندان مست دارند آن را به صورت قانونی و به شکل اصل (اورجینال) تهیه کنند تا نه تنها کمکی باشد به نهادینه کردن اخلاق احترام به قانون و حقوق هنرمند، بلکه اقدام مؤثری باشد برای ناکام گذاشتن سودجویانی که این روزها به طریق گسترده و پیشبینی نشده اقدام به انتشار این آلبوم از راههای غیر قانونی کردهاند.
نوشتهی:علی میرزایی
توضیح:تصویرسازی عکس نمونهی این مطلب توسط وبلاگ همایون شجریان (سهند سلطاندوست) انجام شده است.
[شناسه: ۷۲۳۵] آرزو
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۲
۱
با درود
از این نویسنده با ذوق تشکر می کنم که چنین مقاله ای را در اختیار علاقه مندان استاد قرار داده اند و جای بسی تحسین دارد که منصفانه قضاوت کرده اند حتی تعریفها و انتقادهایی که از گروه شهناز شده کاملا از نظر من قابل قبول است. گروه شهناز یک گروه جوانی است و باید به آنها اجازه اندوختن تجربه را داد به امید روزی که این جوانان توانایی زدن ساز و دادن جواب آواز استاد شجریان را در حد استادان: لطفی، مشکاتیان و علیزاده و ... داشته باشند
[شناسه: ۷۲۳۷] شبفته استاد
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۹
۰
با سلام
من هم البوم رندان مست رو تهیه کردم پاییز سال گذشته هم کنسرت همین البوم رو رفتم
در مجموع کار زیبا و دلنشینی هستش. مخصوصا نسبت به کار آه باران سطح بالاتری داره هم در آواز ها و هم تصانیف.
اما همونطور که مشخصه صدای استاد بخاطر سنشون اون کشش و قدرت گذشته رو نداره. که این مورد رو تو کنسرت هم همه متوجه شدن.
در آه باران هم این قضیه مشهوده.
اما تکنیک ایشون که مثل همیشه منحصر به فرده.
ولی خوب ما نباید انتظار یک شجریان میانسال رو داشته باشیم ایشون الان 68 ساله هستن.
با این حال راندان مست زیباست و استادانه.
[شناسه: ۷۲۳۹] آبتین
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۱۵
-۱
بسیار لذت بردم از نقادی منصفانه ی شما دوست عزیز و گرامی
من هم اوایل بعد از شنیدن کنسرت مهر87 دائم میگفتم این گروه چیه...اینا اصلا در حد استاد نیستن...اینا بیشتر شبیه قاشق زنا هستن...آخه 13 نفر...چه خبره....
اما بعد از اینکه یکبار و فقط یکبار خودم رو جای نوازندگان جوان شهناز قرار دادم نظرم برگشت..و دیدم آنها هم مثه خودم تحصیل کرده و توانا هستند..و در واقع روی کاغذ بی نقصند...اما خب بی تجربه اند...شجریان هم روزی بی تجربه بود...آن زمان که با پایور کار می کرد و آن زمان که با استاد بنان بود...ما جوانها حق داریم در صورت طی مدارج تئوری از اساتید بنام و سرشناس استفاده کنیم...و این زمان بود که خودم رو ملامت کردم که قضاوت پیش از موعدم باعث نقد ناصواب شد...بر این باورم که قاضی همواره باید خود را بجای طرف مقابل بگذارد....
با تشکر فراوان برای جناب میرزایی و آرزوی توفیق روزافزون برای همه ی جوانان هنرور مه بحق اساتید سرشناس آینده اند....
دعا کنید سرانجام من نیز اینگونه شود...من به دیدن یکبار از نزدیک استاد هم راضیم...اما افسوس و صد دریغ که باید در این آرزو بمیرم
[شناسه: ۷۲۴۲] رضا
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۲۳
۱
سلام
تصنیف مرغ خوشخوان که روی این سی دی نبود کی منتشر میشه؟؟؟؟؟؟؟؟
ممنون از سایت خوبتون
شجریانیها:
پاسخ: این تصنیف در بخش دوم کنسرت سال گذشته ( بخش شور ) اجرا شده بود و فعلا از زمان انتشار آن بی خبریم.
[شناسه: ۷۲۴۷] صبور
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۵
۰
راستش باید رک بگم آدمی که اجتماعی باشه این رفتارها توش دیده نمیشن چون آدمهای ضداجتماعی و گوشهگیر بیشتر از سایرین دچار این توهم هستند که خودشون فقط همه چیز رو میفهمند و هیچکس هیچی حالیش نیست ، کسی که اجتماعی باشه میفهمه که خیلیها هستند که همه چیز رو می فهمند و درک میکنند و دیگه دچار این حالتها نمیشن که بخوان به زور حرف خودشونو به کرسی بنشونن و حرف همه براشون محترم میشه
من خودم از خیلی به اصطلاح هنرمندها! بدم میاید ولی به خودم اجازه ندادم بهشون توهین کنم حتی حاضر نیستم اینجا اسمشان را بیارم که مثلا از کی و از کی بدم میآید که مورد اهانت قرار نگیرند. هر کس به هر هنرمندی یا ... توهین میکنه خودشو کوچک میکنه نه کس دیگری رو
در این مدت هم اگر کسی به استاد شجریان بیاحترامی کرده من از استاد حمایت کردم ولی به هنرمندی که هوادارش اینجا اراجیف نوشته توهین نکردم گرچه به قول آقای میرزایی کارهای کینهتوزان باعث میشه ما حالت تعصب به خودمون بگیریم یا تعصبیهامون تعصبیتر بشن اما خدا رو شکر اون چیزی که من در این مدت بین همهی دوستداران فهیم استاد شجریان دیدم هیچکدامشان به کسی توهین نکردند ، اما هوادارن دیگران حتی به خودزنی هم رو آوردند که چرا به فلانی توهین کردید؟
[شناسه: ۷۲۴۹] افشين
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۵
۰
بدون هيچ گونه تعصبي بايد بگم اين اثر يكي از زيباترين و دلنشينترين اثار استاد شجريانه.هم از لحاظ جنس صدا و هم از لحاظ اشعار و تكنيك.به اميد همكاريهاي بيشتر اين گروه و استاد شجريان.
[شناسه: ۷۲۶۳] زینب
سهشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۵۶
-۱
به خاطر این شروع خوب و قاطعانه ممنون و متشکر... ما هم امیدواریم نقدهای سالم و بی غرضی در پی "رندان مست" پرخاطره بیاید .
دقیقا" همینطور هست که می فرمایید...استاد شجریان در رندان مست هم همان استاد بی بدیل آواز ما بودند, تنها با تفاوتهایی در صدایشان. که این تغییرات برای همه پذیرفتنی و طبیعی ست... اگرچه کمی سخت است و با تغییر صدای استادمان دل ما می لرزد.
و در مورد بند آخر گفته هایتان, کینه توزی و گه گاه عداوت...توهین های بی پایه...
گاهی اوقات انسانها فراموش می کنند که ارباب واقعی کیست... آنها ارباب ماده اند یا ماده ارباب آنان! قلم هم از جزئی از قاعده ی کلی ماده است!
امید بهبودی اوضاع رو داریم...
[شناسه: ۷۲۸۱] آتیش بیار!!!
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۴:۱۰
۰
پورقناد جواب داده به حرفات
http://www.harmonytalk.com/id/2262
شجریانیها:
پاسخ: متاسفانه این روزها باب شده عدهای از دوستان حالا از روی نیت خیر یا شر، سر خود میروند نوشتههای بنده را در فلان سایت به صورت کامنت و با نام بنده ثبت میکنند. بنده هیچ کامنتی در گفتو گویهارمونیک ثبت نکرده و نمیکنم. مکان بحث در مورد مطلب بنده همین بخش نظرات « شجریانیها » ست. باز هم ممکن است دوستی پیدا شود و همین پاسخ من را در بخش نظرات گفتو گویهارمونیک ثبت کند که من از همین جا میخواهم که چنین کاری را انجام ندهد.
البته جناب پورقناد در پاسخ به آن کامنتی که با نام من در آن سایت ثبت شده بود ( قسمتی از نوشتهی اعتراضی من به گفتو گویهارمونیک ) هیچ گونه جواب مرتبط و درخوری ندادهاند.
[شناسه: ۷۳۰۷] ميلاد
چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۱
۰
پور قناد [...] كه بخواد به اساتيد اواز شجريان و ناظري توهين كنه.جواب توهينو با توهين بايد داد.....
شجریانیها:
پاسخ: متاسفانه به علت استفاده شما از ادبیات نادرست، قسمتی از نظرتان ویرایش شد.
[شناسه: ۷۳۲۸] ش.س
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۲
-۱
رندان سلامت مي كنند ، جان را غلامت مي كنند
باز هم استاد شجريان، باز هم آلبومي بسيار زيبا
من نيز همانند تمام شجرياني ها، اين آلبوم را بارها و بارها گوش كردم و هر دفعه لذتي مضاعف بردم. من موافق اين نيستم كه هميشه استاد شجريان بايد آثاري همانند بيداد و دستان و نوا و... را منتشر كند. من موافق اين نيستم كه صداي استاد شجريان تغيير كرده است. هر يك از اين آلبوم ها زيبايي خاص خودش را دارد. بيداد و نوا و دستان و ... با صداي استاد در جواني و رندان مست و غوغاي عشق بازان و ... در اين سن و سال استاد لذت بخش است. باور كنيد اگر همين آلبوم را استاد سالها پيش مي خواند، تا به اين اندازه دوست داشتني نبود. براي مثال تصنيف "باد صبا" را استاد سالها پيش در آلبوم غير رسمي خزان (ترانه هاي استاد شجريان) خوانده است، اگر مقايسه كنيد، مطمئنا از "باد صبا"ي رندان مست لذت بيشتر مي بريد.
شجريان هميشه شجريان است، شايد وسعت صدايش به اندازه گذشته نباشد (بنا به مقتضاي سن) ولي جنس صدا سر سوزني تغيير نكرده و چه بسا دلنشين تر شده است.
يك گله و دو سوال از شجرياني ها:
گله: متاسفانه وبگاه شجرياني ها در رابطه با البوم آرام بخش "آه باران" مقالات خاصي ننوشت، ما همچنان منتظر مقالاتي در رابطه با آلبوم "آه باران" هستيم. چون به نظر من انتشار آلبومي از سوي استاد شجريان، ميتواند مهمترين اتفاق براي دوستدارانشان باشد. به طور كلي مدتي است كه شجرياني ها بيشتر به خبرگزاري تبديل شده است، مدتي است از مقالات جناب محموديار و ميرزايي (به غير از همين مقاله) خبري نيست. من به شخصه رويه قبلي شما را بيشتر مي پسندم.
سوال: عكس اصلي و كامل روي جلد آلبوم رندان مست (بدون نوشته و رنگي) را از كجا مي شود پيدا كرد؟
ايا سايت خاصي وجود دارد كه ليست فروش البوم هاي را در بازار موسيقي نمايش دهد؟
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز؛ به خاط توجه و نظر شما بی نهایت سپاسگذاریم.
قطعا آنچه در شجریانیها رخ میدهد برآیند نظر شما دوستان همراه است. قطعا زین پس شاهد انتشار مقالات بیشتری خواهید بود.
[شناسه: ۷۳۳۸] صبور
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۴۸
۰
آبتین جان به نوازنده ی مبتدی می گویی قاشق زن ، به خوانندهی مبتدی چه می گویی؟ می خوام بدونم براشون چه اصطلاحی به کار می بری؟
[شناسه: ۷۳۵۵] رضا فتوحی
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴
۰
به نظر شما این بخشی از ضعف های استاد هست که صداشون الان اون صدای آلبوم نوا نیست؟
آیا با این جور نوشتن باعث نمی شیم ایشون به این نتیجه برسن که دیگه کمتر فعالیت کنند. سوال اینه که در حال حاضر چه کسی آوازی بهتر از استاد اجرا می کنه که ما نسبت به این آواز این همه انتقاد می کنیم؟
بله استاد متاسفانه اون اوج ها رو نمی تونن اجرا کنن اما آیا باید در هر مقاله ای این رو به رخ کشید؟ من مدت هاست در هر مطلبی در مورد شجریان این رو می بینم.
همین آلبوم رندان مست رو مقایسه کنین با زیبا ترین کارهای دیگران اونوقت به شجریان نمره بدین.
به درستی دکتر مهاجرانی گفتند در هر هزاره داوودی و شجریان داوود هزاره ماست.
قدرش رو بدونیم.
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزیز؛
با تشکر فراوان از حضور و نظرتان.
ما هم با تمام وجود با شما هم عقیدهایم و می گوییم شجریان همیشه استاد است.
[شناسه: ۷۳۶۷] ebrahim
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۵۴
۱
باشنیدن سرود تفنگت را زمین بگذار در بعد ازسحری روز جمعه 13شهریور ازروی احساس پاک وانسانی در حا لیکه برای عبودیت خدا روزه دار بودم به شدت گریه کردم وبرای نفس گرم استاد در پای نماز دعا کردم.نفس حق گوییت مستدام باد
[شناسه: ۷۳۷۲] salam
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۲
۰
سلام به یگانه آواز ایران که هنر و فرهنگ را در کنار هم و در حد عالی دارند.این شعر مولانا در واقع نگاهی است که مردم به خود ایشان دارند.رندان سلامت میکنند/جان را غلامت میکنند.مستان سلامت میکنند /مستی زجامت میکنند
[شناسه: ۷۳۹۳] بهنام
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۵۳
-۱
مقاله ی خوبی بود و شما موضع منصفانتون رو کاملا تشریح کردید اما اون قسمت ایراد به گفتگوی هارمونیک چندان جالب نبود این در شان شما نیست. این وب سایت خیلی ارزشمند تر ز این حرفاست که خودش رو وارد بحث های بیهوده بکنه.شما همچنان به این رویه ی منصفانه ادامه بدید تا شاید تغیری در وضع این وبلاگ ها ایجاد بشه و آدم رغبت به خواندنشون کنه اونقدر جنگ و دعوا و توهین در وبلاگ ها زیاد شده که اصلا نمیشه یه مقاله ی جالب درشون پیدا کرد
موفق باشید
شجریانیها:
پاسخ: قطعا درخواست صمیمانهی ما از « گفتو گویهارمونیک » در جهت نیل تمام موسیقی نویسان به این آرزوست.
[شناسه: ۷۳۹۹] محمد رضا
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۰
-۱
رندان مست بسيار زيباست.به نظرم استاد شجريان روز به روز صداش دلنشينتر ميشه.يعني به نظر من جنس صداي الانش بسيار زيباست.فرم اجراشم بسيار استادانس.مثلا باد صبا رو خيلي زيباتر و تكنيكيتر اجرا كرده..درود
[شناسه: ۷۴۰۰] محمد رضا
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۱
۰
رندان مست بسيار زيباست.به نظرم استاد شجريان روز به روز صداش دلنشينتر ميشه.يعني به نظر من جنس صداي الانش بسيار زيباست.فرم اجراشم بسيار استادانس.مثلا باد صبا رو خيلي زيباتر و تكنيكيتر اجرا كرده..درود
[شناسه: ۷۴۰۱] سميعي
جمعه ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۴۴
۰
زيبايي صدا همش كه قدرت نيست.من شخصا با صداي الان استاد شجريان به اوج احساس ميرسم.يك صداي نرم.دلنشين.و عارفانه كه در موقع لزوم اوج هم ميخونه.يك اواز بي نقص
[شناسه: ۷۴۹۴] sahand
شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۴۹
۰
درود به استاد و همه شجریانیها
بینید ما در حدی نیستیم که استاد رو نقد کنیم من در مورد خودم این فکر رو می کنم ولی بقیه دوستان رو نه میدونم بعدشم این نوازده ها رو نهباید گفت قاشق زن به هر حال استاد های دیگه هم یه زمانی این دوران را پشت سر گذاشته اند که استاد شدن
[شناسه: ۷۶۵۳] کاظم
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۱۳
۰
نقد خوبی بود
ممنون
[شناسه: ۷۶۷۰] عماد
دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۳:۳۵
۱
تا باد چنین بادا...
با درود به همه شجریانیهای عزیز...
و دیریست به نظاره نشسته ایم که چگونه همچون عقابی پر شکوه ، بر فراز دشت آواز ایران زمین بال اقتادر گسترده ای و ریز نقشان این دشت را هماره سرپناهی باید و سایه ساری ، چرا که در بلندی این آسمان بی کران تو به اوج شوکت و اقتدار پر گشوده ای...
نفس گرم و سرت سبز و دلت خرم
درود بر خسرو آواز ایران زمین
[شناسه: ۷۶۷۷] محمد
دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۴
۰
استاد همانند خورشيد بر دوست و دشمن مي تابد!
[شناسه: ۸۱۱۱] علیرضا
چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲
۰
استاد شجریان همیشه محبوب بوده و خواهند بود ، با تشکر از شما که از استاد در برابر برخی هجمه ها دفاع می کنید
[شناسه: ۸۲۰۱] hossein
شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۲
۰
متاسفانه اين اثر استاد زياد به دل نميشينه چون تكراريه ضمن اينكه تحرير نداره.
شجریانیها:
پاسخ: دیدگاه شما بسیار شبیه یکی از نظردهندگان قبلی (یا فعلی) این سایت است؛ همینطور مشخصات ارسالی!
[شناسه: ۸۲۰۳] hosseini
شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵
۱
شما به مشخصات چكار دارين دوست عزيز؟!
اونجا نشستين يكي يكي نظردهندگان رو شناسايي كنين؟؟!! نكنه مامور اطلاعاتين!! شما فقط به محتواي پيام ها دقت كنيد و با شخصيت افراد بازي نكنيد!!
شجریانیها:
پاسخ: چشم.
[شناسه: ۸۹۶۱] محمد خدادادی
دوشنبه ۴ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۵
-۱
خوب
[شناسه: ۹۱۴۲] يک روحاني از قم
چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳
۰
خدايش حفظ کناد
[شناسه: ۹۵۳۱] داوود عليپور
چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۴:۳۵
۰
با سلام
رندان مست شايد شاهكار نباشد اما در بسياري از فاكتور ها اولين است.يادمان باشد كه گروه شهناز با رندان مست به ما معرفي شدند و اين اولين كار اين گروه جوان و با استعداد است. رندان مست اولين اثري است كه در آن از يك اركستر بزرگ در موسيقي سنتي استفاده ميشود. اولين اثري است كه صداي بم آن اينقدر گوش را مينوازد. و اولين هاي بسيار ديگري نيز دارد. گروه شهناز نيز اولين گروهي ست كه به نام يكي از مفاخر موسيقي ما در زمان حياتش مزين شده و اين براي همه بايد درس باشد. بعد از مدت ها در اين گروه صداي قانون و رباب را شنيديم تا يادمان باشد اين سازها ايراني اند و اين همان دغدغه هاي استاد بزرگم شجريان عزيز است.
استاد اي فداي تو هم دل و هم جان
به اندازه پدرم دوستت دارم
[شناسه: ۹۶۳۵] omid
یکشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۵۸
۰
ba salam.rendane mast albomi digar az navaye mardome iran.az gheteyi digar az tarikh va farazo nashibe ejtemayi mellate iran.ey arezooye arezoo an parde ra bardar az oo,man kas nemidanam az oo mastan salamat mikonand.kalame akhar:ghabool daram ke sadaye ostad momken ast sedaye 20 sale pish nabashad ari,sadaye ostad shabie tari ast ke ba gozashte zaman kooktar va sooznaktar mishavad