Shajarianfans.com
یک سال پیش زمانی‌که مسرور از انتشار ویژه‌نامه‌ی اسفند ماه ۱۳۸۷ بودیم، هرگز تصور آنچه را که تا این روز بر ما گذشت، نمی‌کردیم. سوای اتفاقاتی که در این مدت گذشت و شرح آن‌ها را همه می‌دانیم، از دست دادن دو استاد بزرگ موسیقی ایران، آن هم با فاصله‌ای کوتاه از هم، همه‌ی ما را بهت‌زده کرد. آنچه بسیار در تاریخ اتفاق افتاده است؛ غلبه‌ی تقدیر بر تدبیر.
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۶  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: یک‌شنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
برگرفته از: /اختصاصی/


تور اروپای گروه شهناز/
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت

حس جوانه‌ی سبز کوچکی را دارم که چند ماهی است از شر بارش‌های بی‌امان آسمان و سوز و سرمای گزنده، دل به سکوت و انفعال و خواب سپرد‌ه‌ است، و اکنون کم کم دارد بیدار می‌شود. نه که هوای بهار آمده باشد، نه! نه که نوری از خورشید امید تابیده باشد، نه! داستان این است جوانه فکر می‌کند که سکوتش کافی است... که بهت و شگفت‌زدگی‌اش هر چه‌قدر هم بزرگ باشد، دیگر سکوت کافی است. زمان ادامه دارد...

عادت من نبود که با زندگی مثل آدم‌های ساکت توی سالن سینما برخورد کنم. عادت نداشتم که وقایع یکی پس از دیگری از جلوی چشم من بگذرند و من فقط‌ترجیح بدهم تماشا کنم. نمی‌دانم از گیجی و گنگی من بود یا از باورناپذیر بودن آن‌چه می‌دیدم، که چند ماهی فقط نشستم و تماشا کردم.

دیدم که چگونه در یک سرزمین، بعضی مردمان، به یکی از بهترین هنرمندان خود، که سهم عظیمی در افزودن زیبایی، فکر، و لطافت احساس انسانی به گنجینه‌ی هنرهای آن‌ها دارد، توهین می‌کنند، و شنیدم اما هنوز باور نکرده‌ام که چگونه استاد شجریان را لقب دادند.

من که همیشه می‌دانستم و شجریان را می شناختم و اصلاً سر همین دانستن و باورم بود که همیشه از شجریان پشتیبانی کرده‌ام، اما این‌بار فکر کردم به همه ثابت شد که شجریان، شجریان است. هنرمندی که ــ خوشا به حال ما ــ تز و تفکر خاصی در زندگی و هنرش دارد، و موسیقی را بسی فراتر از یک سرگرمی مفرح بعد از ظهر و یا ابزار گذر شادمانه‌ی زمان در یک شب‌نشینی دوستانه می‌داند. هنرمندی که به هنر با دیدگاهی احترام‌آمیز می‌نگرد و در انتخاب تک‌تک اجزای آن‌چه ارایه می‌کند، با دقت وقت صرف می‌کند.

در سکوت و بی‌حرکتی ماه‌ها را گذراندم، تا روز موعود آمد و از خانه‌ی پدری‌ام و سرزمین مادری‌ام پرواز کردم و به این سوی آب‌ها آمدم. از آن‌جا که همه مثل من با موهای سیاه و چشم‌های درشت تیره و دهان‌های همیشه پر از حرف و خنده در خیابان‌ها می‌گردند پرواز کردم و کنار این مو زردهای چشم آبی کم حرف قدم زدم. هوای ایران اینقدر عزیز و خواستنی بود و من نمی‌فهمیدم؟ افسوس... که غرق بودم و نمی‌فهیدم در کدام هوا نفس می‌کشم.

الان چندین روز است که در خیابان‌های گوتنبرگ قدم می‌زنم و هوای بهاری و ساختمان‌های زیبایش را با تصاویری که از ایران در ذهن دارم مقایسه می‌کنم. با مردم البته می‌شود به انگلیس حرف زد، اما شوخی و خنده و دست در گردن رفقا انداختن و عکس گرفتن و بلند بلند خندیدن و چیپس خوردن اینجا ممنوع است. نه برای سوئدی‌ها، که برای من، که موهایی سیاه و صورتی تیره دارم، و در هر جمعی با یک نگاه متمایز می‌شوم.

چیزی که هنوز برایم عجیب است این که چطور شجریانی که در خاک خودش اینگونه رانده می‌شود، اینجا به راحتی و سهولت و احترام می‌تواند برنامه اجرا کند، و چطور ایرانیان (و کمی از غیر ایرانیانی که موسیقی را کمی حرفه‌ای‌تر دوست دارند) مشتاقانه به دنبال تهیه‌ی بلیت اجرای او هستند. من البته هر چه می‌توانستم و محدودیت‌های بار اجازه می‌داد از آرشیو سی‌دی‌هایم با خودم آورده‌ام، و  روزی نیست که به آواز دل‌انگیز استاد گوش نکنم، اما وقتی افسوس خوردم که چرا "رندان مست" را نمی‌توانم مثل همیشه زودتر از همه بخرم، و چرا آن روزها این همه گیج و ساکت بودم و چیزی در برابر "چیزها"یی که به استاد گفتند نگفتم، به سمت "یوتا پلتسن" Götaplatsen راه افتادم تا خانه‌ی کنسرت گوتنبرگ  KonsertHusen را از نزدیک ببینم و کمی ذوق کنم که تا چند روز دیگر، شجریان بزرگ، اینجا خواهد بود. در یکی از روزهای گذشته در جمعی از دوستان سوئدی و روسی و آلمانی و مالزایی و تایوانی، هر کس شروع کرد و از موسیقی کشورش گفت و اگر احیاناً قطعه‌ای در موبایل یا ام‌پی‌تری‌اش داشت برای دیگران می‌گذاشت و توضیح می‌داد. به من که رسید از استاد گفتم و این‌که او یکی از بزرگترین‌ هنرمندان کشور ماست که از اتفاق در حال سفر به گوتنبرگ ست. به محض این‌که همه فهمیدند که من عرب یا‌ترک یا پاکستانی (و سایر کشورهای موسیاه) نیستم و از ایران آمده‌ام، موسیقی یادشان رفت و از رییس جمهورم سوال کردند و از انتخابات و سیاست و این‌که این هنرمند (شجریان) از کدام موضع دفاع می‌کند و این‌که تصاویری که در تلویزیون‌ها و اینترنت دیده‌اند تا چه حد درست است... و من، یاد جوانه بودن خودم افتادم، و اینکه چطور قطرات باران برایم سنگین بود و سر بر سنگ زمین گذاشتم و دو سه ماهی خوابیدم و هیچ ندیدم.

باری، بگذارید این نوشته قسمت اول گزارش من از کنسرت استاد باشد که پیش‌پیش برایتان می‌نویسم. کنسرت همانطور که گفتم در سالن زیبای KonsertHuset برگزار می‌شود که در یکی از محله‌های مرکزی و شلوغ گوتنبرگ سوئد در مکانی موسوم به Götaplatsen برگزار می‌شود. میدان Götaplatsen در نظر مردم یک مکان فرهنگی و هنری است و اکثراً اینجا را با سه ساختمان در سه ضلع آن و مجسمه‌ی Poseidon که در فرهنگ اساطیری یونان خدای آب و خدای دریاست می‌شناسند. در سه طرف مجسمه‌ی خدای دریا، سه بنای فرهنگی هنری قرار دارد. یکی همین Konsetuset است که گروهی از مهم‌ترین کنسرت‌ها و برنامه‌های موسیقی بین‌المللی با حضور هنرمندانی از کشورهای دیگر در آن برگزار می‌شود. درست روبروی این بنا، ساختمان سالن اپرا و تئاتر قرار دارد که بی‌نیاز از توضیح است. اما درضلع دیگر این میدان، موزه‌ی فرهنگ ملل یا The museum of the world culture قرار دارد که یکی از دیدنی‌ترین موزه‌های گوتنبرگ سوئد در میان سایر موزه‌های این شهر تاریخی است. لذا این مکان در نظر مردم با این شاخصه‌ها شناخته می‌شود.

همانطور که در تصاویر می‌بینید، تصویر پوستر برنامه‌ی استاد شجریان و گروه شهناز از هم‌اکنون در میان سایر پوسترها که برنامه‌هایشان در شب‌های قبل و بعد از برنامه‌ی استاد خواهد بود نصب شده است و افتخاری برای ایران ماست که به هر حال گاه‌گداری توجه عابرین پیاده را جلب می‌کند و آن‌ها را به سمت خود می‌کشد. قابل ذکر است که گروهی از هنرمندان بین‌المللی که از نظر خود اروپایی‌ها خیلی مهم هستند در روزها و هفته‌های گذشته در این مکان برنامه داشته‌اند.

من به شخصه وقتی تصویر استاد را دیدم احساس افتخار و غرور کردم و با لذت دقایقی مشغول تماشای آن شدم و خوشحال بودم که چیزی یافته‌ام که اگر کسی از ایران از من پرسید، می توانم راجع به آن با خوشحالی و سربلندی حرف سخن بگویم و مجبور نیستم خود را به خواب جوانه‌ای بزنم.

از آن‌جا که خودم همیشه مشتاق بودم قیمت بلیت کنسرت را در سفرهای خارجی استاد بدانم، لذا بد نیست برای شما بگویم که بلیت‌های کنسرت استاد به صورت اینترنتی پیش فروش شده است و قیمت آن برای دانشجوها هشتاد کرون سوئد و برای غیردانشجوها سیصد کرون سوئد است.

نوشته‌ی:
امیر نوربخش

شجریانی‌ها: به‌زودی گزارش‌ها و عکس‌های اختصاصی از کنسرت گوتنبرگ را در این سایت مشاهده نمایید./



بازگشت    بالا




 
[شناسه: ۷۹۰۴] زینب جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۶
 ۰   
خیلی خوشحالم...
که بعد از مدتها همچین گزارش خوبی می خونم...
خوشحالم...که شجریانی ام و بین شجریانی ها زندگی می کنم... واقعا" خوشحالم...چون این مقاله احساس افتخار خاص و عجیبی بهم داد! منتظر مقاله های بعدی هستیم... به جای ما هم رویی ماه استاد رو نظاره کنید آقای نوربخش...
 

 
[شناسه: ۷۹۰۶] سینا جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۱۸
 ۲   
درود بر حضرت استاد شجریان
فقط به خود میبالم که ایرانی هستم
قدر استاد را نمیدانند
 

 
[شناسه: ۷۹۱۱] تبسم شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۷:۳۵
 ۱   
سلام
چقدر خوشحالم که باز هم می نویسید از سکوت جوانه ای شما در این چند ماه و این جریانات به شدت ناراحت و عصبانی بودم هر چند الان بهتون حق می دم چرا که همه ومن هم مثل شما همین حس و حال و داشتیم
سکوت های نسبی همه در رابطه با وقایع ای که همهمون رو هنوز هم در بهت قرار داده وقایع ای که فکر هر لحظه ماست و خوابی که بیدار شدن ازش برای من خیلی سخته
اما اقای امیر دل اواز خوشحالم که می نویسید چندی پیش که به وبلاگ بیداد سر زدید من از شما گلایه ای کردم که چرا، چرا ساکتید، چرا خاموشید و هیچ واکنشی نشان نداده اید چرا در مقابل توهین ها به روش و با قلم اشناتون پاسخ ندادید چرا این بار نگفتید که همه ما ایستاده ایم که هنوز هم بلیط کنسرت استاد در چند دقیقه اول تموم میشه چرا......
این چرا ها فایده ای نداره این روز ها اینقدر اتفاقات ریز و درشت میفته که سکوت و سکون تحلیلی وبلاگ دل اواز و مطالب یکنواخت پایگا های دیگر شجریانی ها و ننوشتن شما و عصبانیت ما و شاید خیلی چیز های مهم دیگه دیگه مهم نباشه
از وبلاگ دل اواز غم میباره غمی سنگین هر چند من وما منتظر وعده شما و شجریانی ها و البته یک مهر ماه هستیم
از اینکه همه چیز حداقل تو فضای مجازی داره بر میگرده سر جاش(البته به خیال من) خوشحالم از بیداری شما ونوشنتون هم خوشحالم و هم منتظر
ممنون
پاینده باشید
روز گار به کامتان باد
 

 
[شناسه: ۷۹۱۹] ادريس شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۷
 ۱   
واقعا گزارش جالبي بود
درود بر استاد كه باعث غرور ماست...
 

 
[شناسه: ۷۹۲۴] شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۷
 ۰   
خیلی قشنگ بود !
همیشه سبز باشید
 

 
[شناسه: ۷۹۲۵] آرزو شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۵۸
 ۰   
با درود
ابتدا از این دوست عزیز بابت گزارش خوبش تشکر می کنم.
به ایرانی بودن خود افتخار می کنم اگر چه بروز مسائلی در ایران باعث شد تا استاد شجریان و گروه شهناز قید اجرای موسیقی در کشور با فرهنگ و اصیل خود را زده و اجراهای خود را در کشورهای دیگر با تمام افتخار و احترام برگزار نمایند و ما عاشقان استاد اگر چه از رفتن به کنسرت و طعم خوش یک شب روبروی استاد نشستن و سرمست شدن از صدای او محروم شده ایم اما باز هم به ایرانی بودنم و به اینکه هموطن مرد بزرگی چون شجریان هستم بر خود می بالم.
از تمام آنهایی که می آیند تا صدای استاد شجریان را از نزدیک بشنوند و او را از نزدیک ببینند می خواهم که به جای تمام عاشقانش که از او دور افتاده اند به او دو چندان بنگرند و گوش به نوای آسمانیش دهند.
به امید روزی که نظاره گر هنرنمایی این هنرمند بزرگ در سرزمینمان باشیم به یاد شعری از فریدون مشیری افتادم
چشم صنوبران سحرخیز
بر شعله بلند افق خیره مانده بود
دریا بر گوهر نیامده آغوش می گشود
سر می کشید کوه
آیا در آن کرانه چه می دید؟
پر می کشید باد
آیا چه می شنید، که سرشار از امید، با کوله بار شادی
از دره می گذشت، در دشت می دوید
هنگامه ای شکفت
یکباره آسمان و زمین را فرا گرفت
نبض زمان و قلب جهان تند می تپید
دنیا در انتظار معجزه ... خورشید می دمید
استاد شجریان هم همانند این خورشید بر سرزمین موسیقی ایرانی می دمد و می درخشد.
 

 
[شناسه: ۷۹۲۷] ارزو شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۱
 ۲   
درود بر تو و بر قلم زیبایت


به وجودت که سرمایه زندگیم است افتخار می کنم و از تو تقاضا میکنم( قلمت را زمین مگذار/چرا که این قلم حرفها دارد...............
 

 
[شناسه: ۷۹۳۹] محمود یک‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۱
 ۰   
با سلام خدمت شجرياني هاي عزيز:
يه خبر فوري براتون دارم:
استاد كيهان كلهر جمع بعد از ظهر هنگام عزيمت به پاريس براي اجراي كنسرت بدون هيچ دليلي دستگير شدن.
http://www.emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=24104&p=1


شجریانی‌ها:

پاسخ: مشکل برطرف شده است و ایشان گویا شب گذشته عازم پاریس شده‌اند.
 

 
[شناسه: ۷۹۴۱] سیب سبز یک‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲:۵۰
 ۲   
آفرین،زیبا بود.
 

 
[شناسه: ۷۹۶۵] مریم یک‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۵۵
 ۲   
استاد افتخار ماست به خود می بالم که ایرانی ام و خاک پای استاد.من واقعا"از این جمله استاد ناراحت می شوم که می فرمایند من خاک پای شما هستم .استاد ما خاک پاتون هستیم دوستت دارم آرام جانم...
 

 
[شناسه: ۷۹۶۶] M.SH.H یک‌شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۵۶
 -۱   
سپاس فراوان درود بر استاد شجریان هزاران درود بر او و شجریانی ها
 

 
[شناسه: ۷۹۹۳] ندا دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۵۴
 ۰   
امير دل آواز عزيز سلام.
خوشحالم كه بعد از مدتهاي مديد دوباره طعم قلمت را در اين فضاي مجازي چشيدم.
وبلاگ خوب وپرخاطره ات حسابي جاي خاليت را نشان مي دهد...گرچه هنوز هم دارد قد مي كشد...

ازين كه در سرزمين سرد سوئد مي تواني به ديدار سرشاخه ي سبز اميد، باغبان فرزانه فرهنگ اين مملكت بروي بسيار خوش حالم.

سرافراز و موفق باشي وهمواره هر جا كه هستي دلت براي ايرانت وموسيقي پر افتخارش بتپد و بسوزت.

ن.ح
 

 
[شناسه: ۹۷۰۳] sohrab سه‌شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۴
 ۱   
باسلام خدمت استاد که عشق و امید [
 

 
[شناسه: ۹۸۸۸] محمد بزاز چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۱
 ۱   
مطلب بسيا زيبايي بود.سايتتون فوق العاده است. توي اين 1 ساعتي كه اينجا بودم مطالب و مقاله هاي خيلي خوبي پيدا كردم . خسته نباشيد...
 



اطلاعیه [آرشیو]

اطلاعیه
آلبوم عکس‌های کنسرت همایون شجریان و گروه هم‌نوازان حصار در قزوین

ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

مقاله‌های اخیر
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
پایور را زنده نگه داریم
حالا؛ آنِ موسیقی ِ ما!
ای چرخ فلک... بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
توضیح درباره‌ی مطلب مقالات استاد شجریان
اختصاصی: گزارشی از وضعیت شهر گوتنبرگ یک روز تا کنسرت
عطش شجریانی‌ها

خبرهای اخیر
کنسرت «همایون شجریان» در قزوین
اطلاعیه‌ی دل‌آواز درباره‌ی کنسرت‌های همایون شجریان در ایران
کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در لندن
DVD کنسرت گروه «شهناز» و «دستان» سال آینده منتشر می‌شود
اعلام رسمی برگزاری کنسرت «همایون شجریان» در ایران
گفت‌وگوهای کوتاهی با محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
عکس‌های کنسرت قونیه - آذر ۱۳۸۸
گزارشی از مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد استاد فرامرز پایور (+ ۷۴ عکس از این مراسم)
قدردانی بنیاد مولانا از استاد آواز ایران
نخستین شب کنسرت استاد شجریان و گروه «شهناز» در قونیه برگزار شد
در فراق او غم بزرگی را بر دوش تحمل می‌کنم
این خبر تکمیل می‌شود/
بعد از مشکاتیان، فرامرز پایور هم رفت

دانلود فایل ویدئویی صحبت‌های استاد شجریان در باره‌ی خیام
برنامه‌ی تور کنسرت‌های بهاره‌ی استاد محمدرضا شجریان

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
آثار
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد