ای چرخ فلک... بیدادگری شیوهی دیرینهی توست متن صحبتهای استاد محمدرضا شجریان در مراسم استاد محمدرضا شجریان از آمادهشدن آهنگی برای پرویز مشکاتیان خبر داد نام این آهنگ «ساکن دل» است
چهلمین روز درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایران، پرویز مشکاتیان، با حضور
اساتید و هنرمندان موسیقی در نیشابور برگزار شد. در این مراسم استاد محمدرضا
شجریان، از رابطهی عاطفی خود و پرویز مشکاتیان سخن گفت و از آمادهشدن قطعهای
برای این استاد فقید خبر داد. در ادامه میتوانید متن پیادهشدهی سخنان استاد
شجریان در این مراسم را مطالعه کنید.
به نام دوست که هر چه داریم
ازوست درود به شما عزیزانی که از راههای دور و نزدیک، در کنار ما
به دیدن پرویز آمدهاید. اجازه بدهید که من همچنانکه پرویز را همیشه پرویز
میگفتم، باز هم بگویم پرویز. چون پرویز مثل پسر من بود و ارتباط عاطفی که من با
پرویز داشتم، همان ارتباط پدر و پسر بود؛ صرف نظر از همکاریهای هنری که ما با هم
داشتیم. در ابتدای کار، بایستی از شما مردم حقشناس و نیکسرشت نیشابور بهعنوان یک
هنرمند تشکر کنم که الحق نشان دادید که هنر را پاسداری میکنید و از پرویز اینگونه
با شور و اشتیاق و صمیمانه پذیرایی کردید و پرویز را در کنار خیام و عطار قرار
دادید... جایی که پرویز واقعاً دوست داشت. پرویز همیشه در تمام زندگیاش... الگو و
آیین زندگیاش فلسفهی خیام بود و اینچنین زندگی کرد. واقعاً از جانب خودم بگویم
که پرویز خیلی کمحوصلگی کرد و زودتر از کسانیکه جلوتر از او در نوبت ایستاده
بودند، این راه را رفت. خیلی متأسفم که پرویز خیلـــی زود رفت. پرویز چیزی را با
خودش برد که فقط در خود او بود. پرویز آنچه را که داشت تمام نکرد و رفت. آن طنز قوی
که در آهنگهای پرویز مشکاتیان بود... که من همیشه این شرایط آهنگهایی که میساخت
را به طنز تشبیه میکردم؛ اینقدر این طنزش قوی بود که آن دلنشینی آهنگهایی که
میساخت از همان طنزی بود که در آهنگهایش وجود داشت و تصانیفی که میساخت و قطعاتی
که برای ارکستر ساز و سازهای مضرابی داشت... من همیشه بهعنوان یک طنز به آن نگاه
میکردم و این طنز را در هیچ اثر هنری دیگری، هیچوقت نیافتم. برای همین بود که من
همیشه میگفتم چه در سر پرویز میگذرد که اینجوری آهنگ میسازد؛ که در آهنگهایش
این ظرافت را بهکار میگرفت که من فقط میتوانم بگویم یک طنز قویای بود. اشخاصی
که اهل طنز هستند، در لحظه، بسیار زیبا از کلمات استفاده میکنند؛ از همان کلماتی
که ما بهراحتی از کنارشان میگذریم یک طنز لحظهای برایمان میسازند و لحظهی ما
را خوش میکنند. پرویز در آهنگهایش اینچنین کار میکرد. طنزی که در وجودش، در
صحبتکردنهایش همیشه بود را به کار میگرفت.
داغی بر دل من گذاشت... [بغض استاد و تشویق حضار]... من
هر چیزی را میتوانستم باور کنم... ای چرخ فلک! ای چرخ فلک! خرابی از کینهی
توست / بیدادگری شیوهی دیرینهی توست ای خاک! اگر سینهی تو بشکافند / بس گوهر
قیمتی که در سینهی توست
ما یادش و خاطرهاش را همیشه با خودمان داریم. آن صدای
صحبتهایش همیشه در گوشم زنگ میزند... و پرویز رفت. از شما مردم واقعاً باید
سپاسگزاری کنم که اینچنین پرویز را در دامان خودتان پذیرا شدید. از شهردار محترم،
از شورای شهر تشکر میکنم که اینگونه به فکر آرامگاهی برای پرویز هستند؛ واقعاً
سپاس میگویم از دیگر کسانیکه دلشان میخواهد برای هنر و هنرمندان کاری بکنند. از
نیروی انتظامی تشکر میکنم که چه در مراسم قبلی، چه در خاکسپاری و غیره نهایت کوشش
را کردند. با صمیمت و احترام این برنامهها را نظم دادند تا خوب برگزار شود. سپاس
میگویم... از همهی عزیزانی که در نیروی انتظامی خدمت کردند به این مراسمی که ما
داشتیم.
از من نخواهید که الآن بخوانم... من در وقت دیگری برای
شما خواهم خواند. آهنگی هم هدیه به پرویز کردهام بهنام «ساکن دل» که با ارکستر
تمرین کردهایم و در آیندهی نزدیک حضور شما عزیزان تقدیم خواهم کرد که شعریست از
مولانا و حالتی که قلب ما از این فقدان دارد را بیان کرده است. من این را آهنگسازی
کردهام که هدیه میکنم به پرویز و شما مردمان نیکسرشت خراسان.
باز هم تشکر میکنم... به خانوادهی پرویز، به مادر، به
خواهرهایش، به برادرش تسلیت میگویم. پرویز دو دستهگل برایم گذاشت که مسئولیت مرا
زیاد کرد. آیین و آوا هنوز میخواستند پرویز را بالای سرشان داشته باشند؛ اما پرویز
رفت... به هرحال... مسئولیت ما زیاد شد. در اینجا در مقابل شما از این دو عزیز قول
میگیرم که انشاءالله روی پای خودشان باشند و نام و هنر پرویز را نگه دارند و این
تنها خدمتیست که میتوانند به فرهنگ ما و مردمانشان بکنند.
سلام...خسته نباشید....تغییرات خیلی عالیه...امیدوارم روز به روز بهتر و برتر و در نهایت برترین شود...اهورایی باشید
[شناسه: ۹۱۹۵] هیلدا
شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۴۲
-۱
تقدیم به استاد مشکاتیان....
کاش از نوشتن گریزی بود و به جای قطاری از واژه و کوهی از جمله می توانستم مقصودم را با یک آه بیان کنم....چقدر طنین واژه های ناتوان از پشت دفتر های ناپیدا؟!!...وقتی که اشک هست و تپیدن قلب و بی تابی روح دیگر چه نیازی به حرف زدن است؟....می توان با سکوت هر روز تو را سرود....در نبود تو هزاران عشق دست نخورده و صدها افسانه ی نا گفته و یک مصر یوسف متولد نشده حضور دارد........کاش ترازویی برای اندازه گرفتن دلتنگی وجود داشت.....همه ی اشک هایم که به اندازه ی بزرگترین اقیانوس هاست و اندوه بلورینم که بوی غربت را دارد برای تو....آیینت ماندگار و آوایت جاودانه باد.........
[شناسه: ۹۲۲۴] مینا
یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۹
۰
وبسایت استاد ایرج (حسین خواجه امیری) با تحلیل آواز همایون بروز شده است.
[شناسه: ۹۲۳۷] عرفان
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۲
۲
درود بر خسرو آواز ایران! تا باشد که دیگر ایرانیان چنین اتفاقات تلخ و باورنکردنی را مانند رفتن استادی بزرگ آهنگسازی بی همتا انسانی با روح بزرگ و شکننده شاعری بی انتها استاد پرویز مشکاتیان به خود نبینند!!!بدرود!
امتیازدهی به مطالب و کامنتها
امکان رأیدهی کاربران به کامنتهای بازدیدکنندگان و مطالب نوشتهشده در «شجریانیها» فراهم شد. بهزودی امکان رأیدهی به بخشهای دیگر سایت نیز اضافه خواهد شد. نظرات و پیشنهادهای شما برای بهترشدن وضعیت، کمک بزرگی به ما خواهد بود. ادامه »