Shajarianfans.com
صفحه‌ی اصلی > مقاله
 ۱۸۵  | امتیاز شما به این مقاله:


تاریخ انتشار: چهارشنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ نسخه‌ی چاپی - دیدگاه‌ها - ارسال به دیگران
برگرفته از: شجریانی‌ها


نقدی بر آنچه در این ماه‌ها بر استاد رفت
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...




کمی که به موسیقی و پیچ و خم‌هایش فکر می‌کنم، یک‌مرتبه توده‌ای از افکار و خیالات در ذهنم نقش می‌بندد. یعنی شرایط را به گونه‌ای جهت داده‌اند که نمی‌توان نیندیشید و آه حسرت بر زبان نیاورد. نمی‌توان بر آن همه بحران اخیر گذر داشت و به‌سادگی از کنارش عبور کرد. چرا این همه کینه؟ تا چه اندازه عداوت؟

زین رو همی بینم کسان نالان چو نی وز دل تهی
زین رو دوصد سرو روان خم شد ز غم چون چنگ‌ها

چراهای بی‌پاسخ بسیاری هست... دیرزمانی است که «تنزل اندیشه و کردارها»، داد دل دردمند تمام آنهایی‌ست که در این هنر لطیف به‌نوعی شریک‌اند. فریاد و شکواییه‌های بی‌پایان برای آنچه که باید باشد و نیست. عدالت، دانایی، حمایت. و به یقین دریافته‌ایم که در این دنیای عادات دون و مألوفات زبون، چه بزرگانی یک‌تنه و خالصانه از پس این‌همه کاستی برآمده‌اند. انگیزه‌ی این نوشتار بزرگ‌مردی‌ست که روزی منجی ازلی و ابدی این حِرمان‌ها شد. آن‌کس که هوشمندانه ذائقه‌ی مردمش را شناخت و سلیقه‌ها و تغییرهای گونه‌گون را بر سبیل دقت موشکافی کرد. او که سال‌هاست با تمام وجود به فرهنگ شریف موسیقی، جانی گران‌بها می‌دهد؛ از آن‌رو که حاصل آن تا فرسنگ‌ها در پس دیوارهای فاصله و گذشت زمان باقی بماند و آتیه‌اش درخشان نگاه داشته شود. هم او که کار خود را در بلاتکلیفی سی سال موسیقی ـ و حتی قبل از آن که در تلخی و مشقت به سر می‌بُرد _ چنان ارائه می‌کند تا که از خشت به خشت آن پایه‌های دژی محکم بسازد و با افتخار بگوید که نقشی قوی در حفظ و اشاعه‌ی این فرهنگ ارزشمند دارد. شجریان خلاقانه خود موسیقی را هدف قرار می‌دهد که حتی اگر گوشه‌ای از بنیاد آن دچار تزلزل و یا تغییر شود، برای رفع آن تلاش کند؛ چرا که پشتوانه‌ی وجود قدرتمند و معنویت روحش، عشقی گران‌سنگ در راه این هنر است. با تورق در آن همه افتخار و خصایل ناب، چه سخت و گران بوده و هست، تاب تحمل توهین‌های آنها که با وهن‌شان ملتی را انگشت به دهان حیرت نهادند. همان‌ها که مغلوب امواج وهم و گمان‌اند و تمام اوقاتشان را به جهالت مصروف داشته‌اند.

چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می‌دانم!

او که این‌چنین هدف بی‌رحمی قرار می‌گیرد، کسی‌ست که حکیمانه جای خالی بسیاری از بی‌توجهی‌ها و سهل‌انگاری‌ها و مشکلات عدیده‌ی اجرایی را با بیشترین پتانسیل فرهنگی و اجتماعی و با وجود تمام اهمیت‌ها و محدودیت‌ها در زمینه‌ی ارائه‌ی یک کار خوب پر می‌کند. او کارش را از نظرگاه بزرگ‌ترین مسئله‌ی فرهنگی زندگی‌اش می‌نگرد؛ آنچنان‌که همه‌ی سرمایه‌ی این هنر گران‌بها را ملتی می‌داند که با هزاران عشق و امید، هفت‌خوان رسیدن به آرامش را طی می‌کند. این‌همه را که در حیطه‌ی کار فرهنگی‌اش به وضوح می‌توان مشاهده کرد، یک روی مسئله است! و مبارزه‌ی یک نیروی تنها در سخت‌ترین شرایط و ساختار اجتماعی روی دیگر آن. پیش‌ترها چقدر فریاد برآورده‌اند که چرخش این گردونه‌ی عظیم از عهده‌ی انگیزه‌ها و تلاش‌های یک فرد برنمی‌آید؟ حقیقتاً به چه میزان ملتمسانه رو نهادند که برای تمام برنامه‌ها، سازها و آوازها، کنسرت‌ها، ایده‌ها و خلاقیت‌ها و هر چه که در حیطه‌ی موسیقی‌ست و مخالفِ کمی هم در این خفقان ندارد، به حمایت‌ها و زیرساخت‌های وسیع نیاز است؟

نی که می‌نالد همی در مجلس آزادگان
زان همی نالد که بر وی زخم بسیار آمده‌ست!

شاید که گاهی هم امیدوارانه با خود می‌اندیشیدیم که «شاید صدای‌مان به آن‌ها هم برسد»! به هر حال، آن اوضاع آشفته جای روزنه‌ای امید در خود داشت... مثل اکنون نبود. همه می‌دانیم که در این حوزه‌ی آشفته‌ی هنری، اجرای آثار موسیقی به معنای واقعی کلمه‌اش، به جایی رسیده است که بیشترین کاستی‌ها، بیشترین تلفات روحی و معنوی و مادی و بیشترین شکوه‌ها را در پی داشته و دارد. به نقطه‌ای رسیده‌ایم که انتظار همراهی قلم و قدم‌مان بی‌نهایت بیهوده شده است. پس به‌جز «عشق»، کدام واژه شایستگی مقاومت و تحمل در برابر این همه نابسامانی و به دوش کشیدن بار مسؤولیت‌هایی را دارد که به نتیجه‌نرسیدن‌شان می‌تواند به ناامیدی همه‌جانبه ختم شود؟

مرجع واقعی مردم هستند. شهادت تاریخ است که عادلانه‌ترین تصمیم‌ها از سوی مردم بوده است. آنها هستند که می‌گویند چه کسی و چه چیزی بهترین است، نه موج حقیر فرقه‌های ظلوم و جهولی که همواره ساز مخالفتشان با حقایق، کوک؛ چشمان بصیرت‌شان کور و فریاد دانسته‌های از یاد رفته‌شان تألّم‌برانگیز است.

دیده را فایده آنست که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را؟

چه چیز زیباتر از اینکه مجال مقابله با عظمت فاجعه‌ای که غم در آن پرده می‌درید، برای شجریان باشد؟ او اعجاب و تحسین تمام اقشار را برانگیخت؛ چرا که صدای او صدای فریاد و درد و غم و راحت دل تمام این مردم است. حقایق مبرهن بود؛ زیرا که تمام بی‌حرمتی‌ها و مسائلی که مسئولان وقت، به خیال خود آن‌ها را به چشم مصلحت و ضرورت شرعی می‌نگرند، تنها برای از بین بردن نام و نشان‌هایی‌ست که همیشه بهترین بوده‌اند. آن همه رفتار و کردار موهن و آزاردهنده در حق اسطوره‌ی آوازمان هدفی جز فرسایش جان و روان استاد با کیاست‌شان نداشته و ندارد. اما می‌بینیم که سلوک این بزرگ‌مرد همیشه انقطاع و رهایی از این اقوام بی‌بنیاد است. چرا که برخی واکنش‌ها را در برابر کسانی که فاقد هر گونه ویژگی‌های منطقی و هنری باشند، فرود شأن خود می‌داند «که ندارد دل دشمن خبر از عالم دوست!» اما سکوت پرمعنایش، تسلسل اندیشه‌های ناب فردا را رقم می‌زند.

در قدمی دیگر، عالمانه حقوق مادی و معنوی‌اش را طالب شد و در همان حین، که چنددستگی عجیب و نامأنوسی شمع آرامش را هر روز بیش از پیش به خاموشی می‌گرایاند، احساس اتصاف موج سنگینی از ملت، در تحقق عالی‌ترین آرزوها و اهداف، در خواستن عاشقانه‌ی «ربنا»یش با او یکرنگ و هماهنگ شد. همچنین حضور و فروش «رندان مست» مشحون از خاطرات هم‌قدمی قومی ژرف‌نگر شد که حکایت از لطایف و دقایق پرشور و دردی داشت. در همان ایام و به فاصله‌ای اندک، بار دیگر، هدیه‌ی هشیارانه و ملی این مرد اندیشه‌ور و زمانه‌شناس، ثمره‌ا‌ی فرهنگی و بالنده و مُهر باطل و قاطعی بر احوال و اقوال آن جاهلان مرکب شد.

حال که با سکوتی سرشار از امیدواری آمده‌ایم تا دل را از بار هیجان‌های این روزگار سبک کنیم، به خلسه‌ی بی‌پایانی می‌اندیشیم که با آن رموز معرفت هنر را ترصیع می‌کند و این‌چنین حیثیت فوق‌العاده‌ی فرهنگ‌وهنر و موسیقی می‌شود. به امید خبرهای نیک این مرد مردم‌آمیز و در کنار شور و طغیان معنوی او که تا افق‌های دور را یارای هدایت است. مردانه در برابر هر تیر عتاب‌آلوده و آمیخته با غضب نابخشودنی، می‌ایستیم...

در صورت و معنی که تو داری چه توان گفت
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را

زینب عطارزاده
نویسنده‌ی مهمان «شجریانی‌ها»


در همین زمینه:
۱۷۵ عکس از اعضای گروه «دستان»
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا
حسن تو ز تحسین تو بسته‌ست زبان را...
گام‌های دستان در راه نوگرایی
سقف پرواز در عالم هنر
در اين جامعه بويی از هنر نيست
گفتم با همین بربت می‌نوازم!
گوش‌مان برای شنيدن نقد باز است
بازگشت    بالا




[شناسه: ۹۸۴۷] صبور جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۳
 -۱   
سلام
بابت این همه تلاش ‌ ‌ سپاس
چه خواهی کرد دل را خون و رخ را زرد می‌دانم
اما شما نوشتید
چه خواهی کرد خون را و رخ را زرد می‌دانم



شجریانی‌ها:
بسیار ممنون از تذکرتان. اصلاح شد.

[شناسه: ۹۸۵۳] حسین شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۸
 ۶   
هزاران آفرین بر شجریان و شجریانی ها
[شناسه: ۹۸۶۰] احسان شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۴۴
 ۱۸   
مردانه در برابر هر تیر عتاب‌آلوده و آمیخته با غضب نابخشودنی، می‌ایستیم...
امید که توانیم خاک راه استاد شویم.
درود بر استاد و دوستداران بی کرانش و سپاس از کوشندگان وبلاگ شجریانیها

[شناسه: ۹۸۷۴] نوشين دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۴
 ۶   
واقعا حرف دل ما رو هم نوشتيد .. . درود بر شما ، فرهنگ ايران مادامي كه ايراني هاي باشرفي زنده اند علي رغم كوردلي جاهلاني كه با اتكا به منابع خود اين سرزمين تيشه به موسيقي ادب تاريخ ايران مي زنند پا برجا مي ماند ...به اميد صبح آزادي
[شناسه: ۹۸۹۸] هیلدا شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۱۱
 -۳   
هرچه می نویسم پنداری دلم خوش نیست،چون احوال عاشقان نویسم نشاید،چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید،و هرچه نویسم هم نشاید و اگر هیچ ننویسم هم نشاید،و اگر گویم هم نشاید،و اگر خاموش گردم هم نشاید.(رساله ی عشق )....
سرکار خانم عطارزاده سپاس از مقالتون که به زیبایی و روشنی حرف دل دوستداران استاد را نوشتید...استاد همواره چون کوه استوار بوده اند و وجودشون همواره آرامش بخش دل ها ... به قول دکتر شریعتی«وجودم تنها یک حرف است و زیستنم گفتن همان یک حرف».... وجود استاد ، زیستن استاد،آواز استاد،سکوت استاد همه و همه گفتن همان حرف های ناگفته و بغض های فروخورده است...اهورای ایران زمین نگاهبان استاد باد....باز هم سپاس...آریایی باشید و مانا...

[شناسه: ۹۹۱۵] محمد راستاد یک‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۷
 ۲۰   
سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین بشکست
قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

وجود مبارک استاد همیشه سلامت
[شناسه: ۱۰۳۴۷] مهدی مهدیخانی دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۴۶
 -۱   
دلم از لحظه ی آغاز به بام تو نشست
و به هر قیمت از این نقطه پریدن ممنوع
هر چی از استاد بگیم کمه
درود و صد هزار و میلیاردها درود بر سلطان آواز ایران

[شناسه: ۱۰۵۰۶] azadeh چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۵۶
 ۲۲   
موسيقي و به طور كلي هنر نبايد در خدمت تعهدات اجتماعي و مبارزه (!) قرار گيرد. قائل شدن تعهد اجتماعي به هنر همانا غوطه ور شدن در اعماق خرافه است!
[شناسه: ۱۰۵۵۰] خراطی سه‌شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۰:۹
 -۴   
بنام زیباترین
خداوندا تو را شکر می گوییم که ما را هم عصر مردی قرار دادی که عزتی بیحساب به او بخشیدی و از فرط عزتی که به او عنایت کرده ای ،اگر در عصری کهنتر می زیست مردمانت او را از خدایان قرار میدادند.
گویی زیاد هم دور نشده ایم
یکی او را معصوم از هر عیبی در حنجره اش
و دیگری او را برای مردم، و دشمن با صمعی و بصری ها می خواند و در اخر اگر قدرت در چنگال انها می بود برای کسانی که او را تحسین نکنند حکم اعدام صادر می کردند
عده ای نادان هم عزت تو را با صوت دیگر هم رزمانش مقایسه می کنند و هرگز نمی اندیشند که محمد رضا یک نور از تو به عمانت گرفنه ، نه یک صوت بی ارزش .
و برایش عمری طولانی ارزو میکنند تا بیشر به قول خودمان حالش را ببرند.
از در گاهت برایش مغفرت و رحمت بیکران و سعادتمندی ابدی خواستاریم.

[شناسه: ۱۱۱۵۲] saadi rezaei شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۱۷
 ۰   
قربون اون خدايى كه شجريان رو افريد تا ما شجريانى بشيم
کل نظرات: ۱۴ - دیدگاه‌های تأییدنشده: ۰ - دیدگاه‌های خصوصی: ۰ - دیدگاه‌های غیر قابل انتشار: ۲


اطلاعیه [آرشیو]

آغاز به‌کار بخش اخبار موسیقی
سرویس «دیگر اخبار موسیقی» در «شجریانی‌ها»، به‌طور آزمایشی آغاز به‌کار کرد.
در این بخش، اخباری از موسیقی ایران، هنرمندان و فعالیت‌های موسیقایی که در زمینه‌ی فعالیت‌های استاد محمدرضا شجریان و همایون شجریان نیست، قرار می‌گیرد.
فهرستی از آخرین ارسال‌های این سرویس را در صفحه‌ی اصلی مشاهده می‌کنید (+)
همچنین، برای پیگیری راحت‌تر اخبار می‌توانید از خروجی RSS ویژه‌ی این سرویس استفاده نمایید.
امید است تا با یاری شما بتوانیم محیطی پویا پیرامون موسیقی اصیل ایران را فراهم آوریم.
وب‌سایت شجریانی‌ها
ادامه »

جست‌وجو
 

آگهی

   نحوه‌ی پذیرش آگهی شما Simorq - A music project

درگاه اخبار و مطالب موسیقی ایران

انجمن شجریانی‌ها

سالشمار نوین «شجریان»‌ها به دو زبان

مقاله‌های اخیر

ما برای وصل کردن آمدیم/ استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من استما برای وصل کردن آمدیم
استاد شجریان: گروه «شهناز» مثل خانواده‌ی من است

استاد محمدرضا شجریان در جریان برگزاری تور آمریکا و کانادای سال ۱۳۸۹ همراه با گروه «شهناز»، در نشستی صمیمی، چند دقیقه‌ای از گروه «شهناز»، مجید درخشانی، سرپرست گروه و سازهای ابداعی سخن گفتند.

در ادامه می‌توانید متن و فایل تصویری سخنان استاد را ببینید

ادامه »
معرفی امکانات و بخش‌های جدید «شجریانی‌ها»
«سیمرغ» درختی‌ست که میوه‌اش سهم جمع بزرگی‌ست
از غافلگیری در کنسرت پیش رو تا آرزوی همراهی مجدد با پدر
اگر دین ندارند، دستِ کم آزاده باشند
اصالت آری ؛ سنت نه
گفتاری از محمدرضا شجریان درباره‌ی استاد جلیل شهناز
کتاب الکترونیکی آلبوم «آب، نان، آواز»
روایت تاریخ
آشنایی با گروه دستان
میخانه‌ای به‌نام ربنا

خبرهای اخیر

با ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:/ تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهربا ارسال متنی برای شجریانی‌ها صورت گرفت:
تکذیب مصاحبه‌ی استاد «درخشانی» با خبرگزاری مهر

استاد مجید درخشانی، سرپرست گروه موسیقی «شهناز» با ارسال متنی برای وب‌سایت «شجریانی‌ها» انجام مصاحبه پیرامون برنامه‌های گروه شهناز با یکی از خبرگزاری‌ها را رد کردند. متن این یادداشت را در پی می‌خوانید...
ادامه »
فولدر ادعیه‌ی ماه مبارک رمضان
۱۵ مرداد؛ کنسرت استاد «محمدرضا شجریان» در فستیوال بیت‌الدین
استاد محمدرضا شجریان مهمان کنسرت «سیمرغ» [+ تصاویر]
نخستین شب پرواز سیمرغ به‌روایت تصویر
نخستین شب کنسرت همایون شجریان و ارکستر «سیمرغ»
کنسرت گروه «سیمرغ» با خوانندگی همایون شجریان در تهران
«شهبانگ» شجریان در کنسرت تهران
احتمال برگزاری کنسرت استاد شجریان همزمان با روز بزرگداشت حافظ در شیراز
پاییز امسال؛ برگزاری کنسرت‌های استاد «محمدرضا شجریان» در ایران
بازگشت استاد محمدرضا شجریان به ایران

خبرنامه
 
نام شما:
 
ایمیل:
 
 
   خبرنامه چیست؟

نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی فعالی موجود نمی‌باشد
[آرشیو نظرسنجی‌های قبلی]

امکانات
 

خروجی RSS

خروجی موبایل

استاد شجریان مقالات اخبار آثار چند رسانه‌ای ویژه‌نامه‌ها شجریانی‌ها
زندگینامه
نمودار زمانی
آثار (فهرست کلی - مطالب)
سخنرانی‌ها
گزیده‌ی سخنرانی‌ها
سازهی ابداعی
آرشیو مقاله
تحلیل
آرشیو نقد
آرشیو خبر
کنسرت‌ها
عکس خبری
 
آثار موسیقیی
آثار استاد شجریان
گالری عکس
نواخانه
گزارش‌های تصویری
عکس خبری
نغمه‌ی هفته
دانلود (ویدئو - موسیقی)
۱. زادروز استاد شجریان
۲. کنسرت‌های پاییز
۳. پرونده‌ی مجید درخشانی
۴. پرونده‌ی گروه دستان
اهداف
سرویس خبری
اطلاعیه‌ها
تماس

این وب‌سایت توسط جمعی از دوست‌داران استاد محمدرضا شجریان در بهار ۱۳۸۷ تهیه‌ شده است و هیچ‌گونه وابستگی به ایشان ندارد