تو که با عاشقان درد آشنایی کنفرانس خبری استاد آواز ایران در فاصله ی زمانی بین اجراهای چهار شب اول و سه شب باقی مانده از کنسرت ایشان به همراهی گروه شهناز تحت عنوان نشست صمیمانه با خبرنگاران برگزار شد . آنچه مرا به نوشتن این مطلب وا می دارد مجموعه ی اتفاقهایی است که در طول یک ماه اخیر تا بدین جا رخ داده است.
استاد شجریان چند سالی است به دلایل مختلف که قطعا" با آنهاآشنا هستید پخش آثار خود را از صدا و سیما ممنوع کردهاند. به هر شکل همین اعلام ممنوعیت پخش آثار توسط استاد شجریان هر چند هرگز توسط صدا و سیما رعایت نمیشود موجب نارضایتی برخی اصحاب رسانه گشته است. در این سالها این رسانهها در کنار نگارش گزارشهای مفصل از کنسرتها وارائهی مداوم اخبار حوزه ی استاد آواز ایران از لحنی مغرضانه استفاده میکنند و سعی میکنند در نوشتههای خود به گونهای ماهرانه و در لفافه علیه استاد آواز ایران موضعگیری کنند. البته این را هم نباید از خاطر برد که همین رسانهها از آنجایی که از شمار دوستداران "شجریان" آگاهند و عمق علاقهی آنها به استاد را میدانند برای عقب نماندن از سایر همکاران خود هرگز از انعکاس ریزترین اخبار و حواشی اطراف شجریان کوتاهی نمیکنند. بهعنوان مثال گزارش روزنامهی وابسته به رسانهی ملی از کنسرت استاد شجریان به همراه گروه آواست که در مرداد ماه سال گذشته در تهران برگزار شد. حتماً عکس بزرگ صفحه ی نخست این روزنامه با تیتر شجریان خواند و دلالها لذت بردند" را به خاطر میآورید. در واقع این روزنامه سعی میکرد با یک تیر دو نشان بزند. یکی آنکه از شمار بسیار علاقهمندآن موسیقی ایرانی و استاد مسلم آواز در جهت افزایش خوانندگان خود بهره جوید و نیز عصبانیت همیشگی خود را به گونهای نشان مخاطب دهد ؛ در واقع نگارندهی آن مطلب بیاطلاع بود که با استفاده از چنین لحن توهینآمیزی نسبت به شنوندگان نوای استاد آواز ایران از محبوبیت خود خواهد کاست. قطعاً انتقادات در مورد نحوهی ارائه بلیت و ایجاد بازار سیاه توسط آن روزنامه میتوانست به شکل تخصصیتر و محترمانهتر و نه از روی غرض ورزی مطرح شود
اکنون با نگاهی به اتفاقات اخیر شاهدیم که این رسانهها در لحن و شکل گزارشنویسی خود تجدید نظر نکردهاند. در واقع شاید بهتر باشد که بگوییم امسال با توجه به رخدادهای پیش آمده طبیعی است که شاهد مطالب مغرضانهتر و تیترهای جنجالیتر هم باشیم و اکنون که چند روزی است از نخستین شب اجراها میگذرد شاهد اینگونه موارد بودهایم که یافتن آنها درپایگاههای اطلاعرسانی اغلب خبرگزاریها کاری ساده است. کنسرت امسال بر خلاف سالهای پیش بدون کنفرانس خبری برگزار شد و از سوی همین خبرگزاری موجی شکل گرفت مبنی بر آنکه خبرنگاران و عکاسان آنها اجازهی ورود به سالن کنسرت و تهیهی گزارش و گرفتن عکس را ندارند . از قرار معلوم اینگونه هم شد و تا پایان شب چهارم هیچ گزارش و تصویری از اجراها روی خروجی هیچ خبرگزاریای دیده نشد.
تا اینکه سرانجام خبرگزاری فارس اقدام به انتشار عکسهایی از این کنسرت کرد.
با توجه به اینکه گزارش نویسان این رسانهها در طی چند سال گذشته هرگز شیوهی درستی درارائهی اخبار کنسرتها و حواشی آنها نداشتهاند و با توجه به اینکه مسئولان این سازمانهای خبری به هیچ وجه درصدد انتشار گزارشات تخصصی از اجراها نبوده اند قطعاً اعمال محدودیت در ورود خبرنگاران کاملا منطقی و درست به نظر میرسد. سال گذشته همگی شاهد اشتباهات فاحش در ارائهی گزارش از کنسرت استاد شجریان و گروه آوا توسط یکی از خبرگزاریهای مطرح بودیم. به نحوی که کاملاً قابل درک بود که گزارشنویس آن رسانه اطلاعات کافی از موسیقی دستگاهی ایرانی نداشته و بدون رعایت اصول درست و اخلاقی اطلاعرسانی صرفا اقدام به پر کردن صفحه ی خروجی سایت خبرگزاری مربوطه نموده است.
این نحوهی برخورد با موارد تخصصی و به خصوص موسیقی ایرانی قطعاً موجب بروز عکسالعملهایی از سوی اساتید و طرفدارن این حوزه خواهد شد. آنچه بر همگان آشکار است همان برخورد بعضاً مغرضانه این رسانهها با موسیقی ایرانی و اساتیدی است که هرگز حاضر نبودهاند به هر قیمتی نام و تصویر خود را بر صفحه ی نخست روزنامهها و سایتها ببینند . " شجریان " همواره کوشیده که تا جایی که مربوط به اوست و تا جاییکه ممکن است از تعرض عدهای ناآگاه و مغرض به موسیقی ایرانی جلوگیری کند و این میراث با ارزش را که از گذشتگان در سینه دارد حفظ نماید ؛ ولو به قیمت تیترهایی که از روی غرضورزی در مورد وی بر صفحات روزنامهها چاپ میشود.
اما آنچه موجب ناراحتی عده ای از علاقهمندان استاد شجریان و گروه شهناز گشته بود عدم وجود هیچ عکس و تصویری از این کنسرت طی روزهای ابتدایی بود. که البته با انتشارچندین تصویر پس از پایان شب چهارم این ناراحتی برطرف شد. از سویی آنها خوشحالاند که دیگر از گزارشهای پر اشتباه خبری نیست!
سرانجام با خواست استاد آواز ایران نشستی صمیمانه و نیمه خبری تدارک دیده شد که در آن استاد شجریان نهتنها از مواضع ارزشمند خود کوتاه نیامدند ، که به صورت رسمی و واضح از شایعات و خبرهای کذب که اغلب توسط همین خبرگزاریها منتشر شده بود گلایه کردند.
هرچند برخی از این خبرگزاریها ساعاتی بعد از این نشست همچنان به راه همیشگی خود ادامه دادند و سعی کردند هدف این نشست را عذرخواهی استاد شجریان از خبرنگاران و رسانهها عنوان کنند. در گزارشهای منتشر شده بعد از این نشست میتوانیم هر چه بیشتر به ماهیت این "رسانهها" (!) پی ببریم.
آنچه موجب دلگرمی و سرافرازی دوستداران استاد آواز ایران گردیده همان شجاعت شجریان و پافشاری وی بر مواضع درست و انسانیش است و اینکه همواره مشکلات و رنجهای جامعه ی خود را در هر زمانی شناخته و با دوستداران خود درد آشنا بوده است. آنچیزی که موجب شده او سالها یکی از محبوبترین هنرمندان ایرانی باشد .
[شناسه: ۱۱۴] سهند
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲:۱۸
۰
جانا! سخن از زبان ما میگویی...
درود بر جناب میرزایی عزیز،
بنده با تمامی آنچه که شما با نگاهی ریزبینانه و همهجانبه در این مقاله آوردهاید، موافقم. از خواندن این مقاله _ که اولین مقالهی شما در "شجریانیها"ست _ بسیار لذت بردم.
انشاءالله باز هم بنویسید و ما را از قلم توانای خود محروم نسازید.
ارادتمند | سهند سلطاندوست
شجریانیها:
پاسخ: جناب سلطاندوست لطف دارین . از راهنمایی شما بسيار ممنونم و به كمکهای شما بسيار اميدوار .
[شناسه: ۱۱۵] امیر پیشداد
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۸:۱۶
۰
سلام
آقای علی میرزایی بسیار عالی بود
ممنون از زحماتتون
من که استفاده کردم
انشا ا... موفق و ÷یروز باشی
[شناسه: ۱۱۶] بهاره اسکندری
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۳
۰
با سلام
بسیار دقیق و منصفانه به مساله موضع گیری رسانه ها در ارتباط با خبرهای مربوط به استاد شجریان ÷رداختید. اینان غافلند که با این شیوه فقط و فقط برای خودشون بار منفی ایجاد می کنند و بس.
موفق باشید.
[شناسه: ۱۱۷] فرحناز
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۷
۰
سلام سلام
هرکس به طریق دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند باکی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند ...
این اصحاب رسانه که خود داعیه ی هنر و هنرمندی و هنرورزی دارند دیگر چرا چنین با بغض و حسد و کینه کمر به آزار اهالی موسیقی اصیل و سردمدارشان ـ استاد شجریان ـ بسته اند؟! زهی حیف!
سپاسگزارم از مقاله ی پربارتان
[شناسه: ۱۱۸] حسین
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۶
۰
البته با جاهایی از مقاله تان مخالفم. درسته که نوشنیده های روزنامه ها و مطالب (به خصوص ایسنا) از روی غرض مطلب راجع به استاد می نویسد اما به نظر شما علت اینکه شب پنجم کلی خبرنگار در جای ویژه سازماندهی شده بودند چه بود؟
علت اینکه مدیر برگزاری کنسرت آن گلایه های خبرنگاران را پذیرفته بود چه بود؟
شجریانیها:
پاسخ: دوست عزيز . زماني كه عده اي قصد به پاكردن آشوب رسانه اي دارند آيا راه ديگري هم وجود دارد ؟ البته مطمئن باشيد از اين پس هر مطلبي با هر درون مايه اي توسط اين رسانه ها منتشر شود خوب و بدش از ديد همگان قابل تميز است . با صراحت بيان استاد شجريان بن و اساس تمام مشكلات براي ما و شما معلوم شد .
اين را هم بگويم كه محدويديت ها همچنان براي خبرنگاران وجود دارد و دقت بيشتري روي اين قضيه نسبت به سالهاي پيش صورت مي گيرد
[شناسه: ۱۱۹] م.رحیمی
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۵۸
۰
درود و سپاس
امیدوارم تا انتها همینگونه ادامه دهید.
پیروز باشید.
[شناسه: ۱۲۰] م. علی محمودیار
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۷
۰
از مقاله خوبتان متشکرم ... امیدوارم که این مقاله سرآغاز فعالیت شما در این سایت باشد.
موفق باشید.
[شناسه: ۱۲۱] حامد مردانی مهراباد
شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۳۶
۰
من هم امیدوارم باز مقاله هایی از شما بخونم . من شب چهارم کنسرت رفته بودم . به نظرم آهنگ ها و گروه نوازی ها خیلی خوب بود. ولی جواب آوازهای نی وکمانچه می تونست بهتر باشه .امید وارم تشکیل چنین گروه هایی ادامه داشته باشه تا نوازنده های دیگری هم فرصت نشان دادن توانایی هاشون وداشته باشند.
[شناسه: ۱۲۷] شهروز
سهشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰:۵۱
۰
مرسي از مقالتون....من خدا را شكر تونستم شب آخر برم.به نظر من و دوستانم كار گروه بسيار عالي بود.استاد آوازهاي بسيار بسيار زيبايي خواندند.جواب آوازهاي تارو ني و سنتور خيلي خوب بود,علاوه بر تكنيك داراي محتوا بود...ولي جاي همه عزيزان خالي استاد چقدر زيبا خواندند....